اختر سعد

لغت نامه دهخدا

اختر سعد. [ اَ ت َ رِ س َ ] ( ترکیب وصفی ) ستاره ای که آثار فرخنده و خجسته دارد. ستاره سعد. اختر نیک. مقابل اختر نحس.

فرهنگ فارسی

ستاره که آثار فرخنده و خجسته دارد

پیشنهاد کاربران

اختر یا ستاره ی سعد به معنای ستاره ی ۱۰ پرتوئی یعنی دو تا ستاره ی ۵ پرتوئی روی هم، پنج پرتوی مردانه و پنج پرتوی زنانه برای هرفرد انسانی در حالت ملکوتی یا آسمانی یعنی در حالت بهشت برین.
سعد را میتوان بصورت؛ سین عکس دال، تلفظ و بیان نمود به این معنا که عکس یا تصویر آینه ای عدد معادل سین در ردیف حروف الفبای فارسی یعنی ۱۵ به شکل ۵۱ خواهد بود، با تلفظ یک ۵ و پنج تا ۱ مساوی با ۱۰ معادل عددی حرف د ( دال ) در ردیف حروف الفبا .
...
[مشاهده متن کامل]

تای من همتای من تاتای من، ۵ و ۵ های من و تو و ما و شما و این ها و آنها .
یکی از آن ده عضو خانوادگی ملکوتی؛ تا، لنگه و یا نیمزوج آسمانی و جاودانه ی همین فرد دنیوی با جنسیت معکوس میباشد و در لحظه ی جاودانه ی حال و در حال حاضر یکی ( زنده ) در این دنیا و نُه تا در حالت برزخ بسر میبرند و کلیه ی اموات یا مردگان و آنهائی که هنوز نطفه ی کالبد هایشان در رحم مادران دنیوی شان بسته نشده است، ده تائی در کنار هم از مشاهده و تجربه عشق و زندگی رویائی بهمراه توانائی و دانائی و هنرمندی و هوشمندی و دانش کامل با کمیت و کیفیت بهشت برین برخورداند.

اختر سعد: فال نیک.
( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۴۲ ) .
اَختَرِ سَعد -
ستاره یا سیاره مُشتری است که "سعد اکبر" است.