اجله

/~ajelle/

معنی انگلیسی:
great or illustrious

لغت نامه دهخدا

( آجله ) آجله. [ ج ِ ل َ ] ( ع ص ، اِ ) تأنیث آجل. || آن جهان. ( مهذب الاسماء ). آخرت. || هرچه بامهلت باشد.
اجله. [ اَ ج ِل ْ ل َ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ جلیل. || ( اِ ) جج ِ جُل .

اجله. [ اَ ل َه ْ ] ( ع ص ) مرد فراخ پیشانی. || آنکه مویش از پیش سررفته باشد. || گاو بی شاخ. ( منتهی الارب ).

اجله. [ اِ ل َه ْ ] ( اِخ ) دهی است به یمامه. ( مراصد ).

فرهنگ فارسی

بزرگان، جمع جلیل
(صفت . ) جمع : جلیل بزرگان مهان : (ابوعلی سینا از اجل. علمای ایران بشمار است . )
دهی است به یمامه

فرهنگ معین

(اَ جِ ل َ یا لِّ ) [ ع . اجلة ] (ص . ) جِ جلیل ، بزرگان ، مهان .

فرهنگ عمید

= جَلیل

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی أَجَلَهُ: موعد او(آن مرد)
معنی یَبْلُغَ: که برسد (عبارت "حَتَّیٰ یَبْلُغَ ﭐلْکِتَابُ أَجَلَهُ" یعنی : تااینکه عِدّه وفات به سر رسد)
ریشه کلمه:
اجل (۵۶ بار)
ه (۳۵۷۶ بار)

پیشنهاد کاربران

عجله ایرانیست و از این ساختار عربی شده
واژه جولان که اشاره به میدان یا فرصتی برای شور و هیجان میباشد در زبان فارسی موجود است - ریشه آن باید جو یا جول باشد . اگر جو باشد که با جَو / ژئو / گو ( گوهر ) / جوییدن و . . . . یکی میباشد و اگر جول باشد اشاره به عمق و ژرفا دارد ( شدت )
...
[مشاهده متن کامل]

تا اینجا میتوان فهمید گزینه 2 یعنی شدت درست است و باید اصل ریشه از جول آمده باشد. همچنین در زبان عربی برای 3 واجی سازی کلمات از برخی حروف بی صدا و صدا دار بهره برده شد همچون ( ع . ا . و. ی. . . . . ) با این رو باید گفت در ع. ج. ل اگر واج ع را برداریم به جُل میرسیم ( همانطور که برخی جولان را جُلان میخوانند ) همچنین با دگرش ع به الف به ریخت ا. ج. ل میرسیم که برای بار سوم نشان میدهد عجل ( عجله ) ریخت دیگری از اجل ( ناگهانی ) میباشد و فرشته اجل هم از همینجا امده ( فرشته مرگ که ناگهان جان میستاند )
یعنی ثابت شد واج اول در عجله یک واج فعل ساز در زبان عربی میباشد و ریشه اصلی جُل یا جول بوده که اشاره به شدت و قدرت دارد و دلیل دیگر اینکه واژه جول را اگر به ژول تبدیل کنیم برای بار 5 ام به قدرت و شدت میرسیم ( دگرش ژ به ج در گذشته باب بوده ماند ژئو - - > جَو - - - > جَویدن - - > جوییدن )

بپرس