ابن صائغ

لغت نامه دهخدا

ابن صائغ. [ اِ ن ُ ءِ ] ( اِخ ) رجوع به ابن باجه شود.

ابن صائغ. [ اِ ن ُ ءِ] ( اِخ ) موفق الدین ابوالبقا یعیش بن علی بن یعیش بن ابوالسرایای اسدی. اصلاً موصلی و مولد او به حلب در 553هَ.ق. نحو و حدیث به حلب و دمشق فراگرفت و بعزم صحبت ابن انباری قصد بغداد کرد و در موصل خبر وفات اوبشنید و بهمانجا اقامت گزید و از علمای موصل روایات شنود، سپس بحلب بازگشت و از آنجا به دمشق شد و امام ابوالیمن زین بن الحسن کندی اجازتی که حاکی از علو مقام او در علم و ادب است بدو داد و باز به حلب مراجعت کرد و تا آخر عمر بدانجا شغل تدریس ورزید. ابن خلکان معروف نزد او تلمذ کرده و گوید ابن صائغ در ادب حجتی بود خوش بیان و خوش طبع و مزّاح. او راست : شرح مفصل زمخشری و شرح تصریف ملوکی ابن جنی. وفات در 643.

فرهنگ فارسی

اصلا موصلی و مولد او بحلب

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] ابن صائغ (ابهام زدایی). ابن صائغ ممکن است اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل باشد: • ابن صائغ شمس الدین محمد بن عبدالرحمن ، اِبْن ِ صائِغ ، شمس الدین محمد بن عبدالرحمان (۷۰۴-۷۷۶ق / ۱۳۰۴- ۱۳۷۵م )، نحوی ، لغوی ، محدث و فقیه حنفی مصری • ابن صائغ زین الدین عبدالرحمان بن یوسف ، اِبْن ِ صائِغ ، عبدالرحمان بن یوسف ملقب به زین الدین ، خطاط سده های ۸ و ۹ق /۱۴ و ۱۵م در مصر
...

پیشنهاد کاربران

بپرس