ابزه

لغت نامه دهخدا

( آب زه ) آب زه. [ زِه ْ ] ( اِمرکب ) آبی که از کنار چشمه یا رود و تالاب و امثال آن زِهَد یعنی ترابد و آن را زه آب نیز گویند. نزیز.

فرهنگ فارسی

( آبزه ) ( اسم ) آبی که از کنار چشمه رود تالاب و امثال آن زهد یعنی تراود زهاب .
زهاب، زه آب، آبی که ازکنارچشمه یاتالاب بیرون آید، درزوشکاف باریک درظرف یازمین که آب از آن تراوش کند
( آب زه ) آبی که از کنار چشمه یا رود و تالاب ترابد

فرهنگ معین

( آبزه ) (زِ ) (اِمر. ) آبی که از کنار چشمه ، رود، تالاب و امثال آن به بیرون تراود.

فرهنگ عمید

( آبزه ) ۱. درز و شکاف باریک که آب از آن تراوش کند، هر روزن و درز در ظرف یا زمین که آب از آن بیرون تراود، زه آب.
۲. آبی که از کنار چشمه یا تالاب بیرون آید، زهاب.

پیشنهاد کاربران

آبی که از کنار چشمه یا رود و تالاب و امثال آن زِهَد یعنی ترابد و آن را زه آب نیز گویند. نزیز.
ریزش اشک از گوشه چشم ( فرهنگ نفیسی )