دیکشنری
مترجم
بپرس
ابتدای
دنبال کنید
فرهنگ فارسی
شروع کردن، آغازکردن ، آغاز، اول، آغازکاری
مترادف ها
primary
(صفت)
ابتدایی، اصلی، مقدماتی، عمده، اولیه، نخستین، ابتدای
پیشنهاد کاربران
آغازکردن ، آغاز، اول، آغازکاری
+ عکس و لینک