اباد کرد

شبکه مترجمین ایران

لغت نامه دهخدا

( آبادکرد ) آبادکرد. [ ک َ / ک ِ ] ( ن مف مرکب ) بناکرده. معموره. آبادکرده. ساخته :
این نهال نشانده را مشکن
مکن آبادکرد خویش خراب.
مسعودسعد.

فرهنگ فارسی

( آباد کرد ) بنا کرده ساخته

فرهنگ عمید

( آباد کرد ) آبادکرده، ساخته، بناشده: این نهال نشانده را مشکن / مکن آبادکرد خویش خراب (مسعودسعد: ۵۹ ).

ارتباط محتوایی

لغت نامه دهخدا( آبادکرد ) آبادکرد. [ ک َ / ک ِ ] ( ن مف مرکب ) بناکرده. معموره. آبادکرده. ساخته : این نهال نشان ...فرهنگ فارسی( آباد کرد ) بنا کرده ساختهفرهنگ عمید( آباد کرد ) آبادکرده، ساخته، بناشده: این نهال نشانده را مشکن / مکن آبادکرد خویش خراب ( مسعودسعد: ۵ ...
معنی اباد کرد، مفهوم اباد کرد، تعریف اباد کرد، معرفی اباد کرد، اباد کرد چیست، اباد کرد یعنی چی، اباد کرد یعنی چه،
برچسب ها: لغت نامه دهخدا، لغت نامه دهخدا با حرف ا، فرهنگ فارسی، فرهنگ فارسی با حرف ا، فرهنگ عمید، فرهنگ عمید با حرف ا، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف ا
کلمه: اباد کرد
کلمه بعدی: اباد کردن
اشتباه تایپی: hfhn ;vn
عکس اباد کرد : در گوگل
معنی اباد کرد

معنی یا پیشنهاد شما