در آنجا بودن؛ در آنجا اقامت داشتن. اشاره کنایی
آب جایی را خوردن:[ کنایی] در آنجا بودن؛ در آنجا اقامت داشتن ( وقتی یک فصل آب شهر را خورد دیگر ده را پسند نمی کند. )
( صدری افشار، غلامحسین، فرهنگ فارسی معاصر )
( صدری افشار، غلامحسین، فرهنگ فارسی معاصر )