برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1616 100 1
شبکه مترجمین ایران

یک دنده

/yekdande/

معنی یک دنده در لغت نامه دهخدا

یک دنده. [ ی َ/ ی ِ دَ دَ / دِ ] (ص مرکب ) سخت پایدار در عقیده ٔ خویش. لجوج. عنود. یک پهلو. که از رای خود بازنمی آید. ستیهنده. ستیزنده. مستبد به رأی. لجباز. خودرای. (یادداشت مؤلف ). || (ق مرکب ) به یک حال. بی تغییر وضع. آرام. یک نواخت : تا صبح یک دنده خوابید.

معنی یک دنده به فارسی

یک دنده
۱- (صفت ) مستبد خودرای لجوج : آدم یک دندهایست . ۲- آرام یکنواخت . تاصبح یک دنده خوابید.
[ گویش مازنی ] /yek dande/

معنی یک دنده در فرهنگ معین

یک دنده
( ~. دَ دِ) (ص مر.) لجوج ، خود - رأی .

معنی یک دنده در فرهنگ فارسی عمید

یک دنده
لجوج، سرسخت، خودرٲی، یک پهلو.

یک دنده در جدول کلمات

معنی یک دنده به انگلیسی

adamant (صفت)
تزلزل ناپذیر ، یک دنده
dogged (صفت)
ترشرو ، یک دنده ، سخت ، سر سخت ، لجوج
obstinate (صفت)
خود رای ، یک دنده ، ستیز گر ، معاند ، خیره سر ، کله شق ، سر سخت ، لجوج

معنی کلمه یک دنده به عربی

یک دنده
صارم

یک دنده را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

صادق کمالی
سرسخت
Farhood
obstinate
یکدنده، لجباز
My uncle Walter is as obstinate as they come
عمو والترم وحشتناک یکدنده است
سیدحسین اخوان بهابادی
غد. [ غ ُدد ] (ع ص ) در تداول عامه به معنی خودبین و بیشتر در جوان گویند: بچه ی غدی است، یک دنده، لجباز.
مثال، چقدر غدی!
غد بودن از صفات رذیله است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• یک دنده حل جدول   • معنی یک دنده   • یک دنده در جدول   • پیوستگی در حل جدول   • منطق لجباز و یک دنده در جدول   • طبیب یونان باستان   • دستگاه فشار صنعتی در حل جدول   • دود در حل جدول   • مفهوم یک دنده   • تعریف یک دنده   • معرفی یک دنده   • یک دنده چیست   • یک دنده یعنی چی   • یک دنده یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی یک دنده

کلمه : یک دنده
اشتباه تایپی : d; nkni
آوا : yekdande
نقش : صفت
عکس یک دنده : در گوگل

آیا معنی یک دنده مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )