برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1460 100 1

یاری ده

معنی یاری ده در لغت نامه دهخدا

یاری ده. [دِه ْ ] (نف مرکب ) یاری دهنده. مساعد. کمک کننده. دستیار. پایمرد. مددکار : ارواج گفت برو و طلب کن و اگر ترا حرب افتد و محتاج به یاری ده باشی مرا خبر ده تا تو را یاری ده باشم. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ).
برآرم من این راه ایشان به رای
به نیروی یاری ده رهنمای.
فردوسی.
گه سیاه آید بر تو فلک داهی
گه ترا مشفق و یاری ده و یار آید.
ناصرخسرو.
خاص خدایگانی خلق خدای را
یاری دهی ، به نیکی ، بادت خدای یار.
سوزنی.
به الهام یاری ده رهنمون
لغتهای هر قومی آری برون.
نظامی.
ساقی می ارغوانیم ده
یاری ده زندگانیم ده.
نظامی.
در این بود کانصاف یاری ده است
اگر پرده ٔ کج نیاری به است.
نظامی.
ز یاری ده خود در آن داوری
گهی یارگی خواست گه یاوری.
نظامی (شرفنامه ص 473).
تویی یاری ده و غمخوار شیرین
وگرنه وای بر شیرین مسکین.
نظامی.
خدا باد یاری ده دادخواه.
نظامی.

معنی یاری ده به فارسی

یاری ده
(صفت) ۱- کمک دهنده.۲- توانایی دهنده .

یاری ده را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی یاری ده   • مفهوم یاری ده   • تعریف یاری ده   • معرفی یاری ده   • یاری ده چیست   • یاری ده یعنی چی   • یاری ده یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی یاری ده
کلمه : یاری ده
اشتباه تایپی : dhvd ni
عکس یاری ده : در گوگل

آیا معنی یاری ده مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )
شبکه مترجمین ایران