برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1450 100 1

یاری اصفهانی

معنی یاری اصفهانی در لغت نامه دهخدا

یاری اصفهانی. [ ی ِ اِ ف َ ] (اِخ ) اسمش میرزامحمد حسین است. چندی بمنادمت امرای زندیه بسر برده مردی خوش حالت بوده درسنه ٔ 1215 در گذشته در غزلسرائی طبع متوسطی داشته است ازوست :
من از اهل وفا نه بنده ٔ این در نه آخر خود
یکی زاهل هوس پندارم ای دربان و در بگشا.
ای باغبان که گفتی باغ گلم خزان شد
اکنون بیا و بامن بگذار این خزان را.
گفتی بی من چه حال داری
کس بی تو بگو چه حال دارد.
همدمت این دم بت سیمین تنم
آسمان گویا نمیداند منم.
پیش گلها عزت خواریم نیست
میکنم دل خوش که مرغ گلشنم.
همیگوئی غمش دردل نهان دار
نصیحت گو نمیگوئی دلت کو.
گفتی که بگویمت که چون است دلم
خون از ستم سپهر دون است دلم.
خونست دلم دلم ز محنت چون است
چو نست دلم ز غصه خون است دلم.
(مجمع الفصحا ج 2 ص 579).

یاری اصفهانی را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی یاری اصفهانی   • مفهوم یاری اصفهانی   • تعریف یاری اصفهانی   • معرفی یاری اصفهانی   • یاری اصفهانی چیست   • یاری اصفهانی یعنی چی   • یاری اصفهانی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی یاری اصفهانی
کلمه : یاری اصفهانی
اشتباه تایپی : dhvd hwtihkd
عکس یاری اصفهانی : در گوگل

آیا معنی یاری اصفهانی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران