برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1541 100 1
شبکه مترجمین ایران

گوش

/guS/

مترادف گوش: اذن، زاویه، گوشه

معنی گوش در لغت نامه دهخدا

گوش. (اِ) آلت شنوائی. عضوی که بدان عمل شنیدن انجام گیرد. معروف است ، و به عربی اُذُن گویند. (برهان ). اذن و آلت شنیدن در انسان و دیگر حیوانات و جزء خارجی مجرای سمع و حس سمع. (ناظم الاطباء). اوستا گئوشه ، پهلوی گوش ، پارسی باستان گئوشه ، هندی باستان گهوشه (صدا)، کردی گوه ، افغانی غوَق ، استی غُس ، قوس ، بلوچی گوش ، وخی غوش ، غیش . (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). اذن. (ترجمان القرآن ). سامعه. (مهذب الاسماء) (دستور اللغة). سمع. (دهار) (منتهی الارب ). صِماخ : صِنارة؛ گوش به لغت یمن. عُرش. مِسْمَع. مقلوبة. نَضی ّ. (منتهی الارب ). گوش اندام شنوایی و حفظ تعادل بدن می باشد و دارای سه قسمت خارجی ، میانی و داخلی است. گوش خارجی شامل دو بخش لاله ٔ گوش و مجرای گوش خارجی است.
1- لاله ٔ گوش در دو طرف سر قرار گرفته ، طول آن قریب 6 سانتیمتر و عرض آن 3/5 سانتیمتر است و در حدود یک سوم آن به سر چسبیده است. لاله ٔ گوش غضروفی و چین خورده است و سه شیار دارد. در قسمت تحتانی ِ لاله ٔ گوش ، نرمه ٔ گوش دیده می شود. لاله ٔ گوش دارای نُه ماهیچه است که فوق العاده نازکند و معمولاً عملی انجام نمی دهند. لاله ٔ گوش را پوست بدن فرش می کند.
2- مجرای گوش خارجی میان لاله ٔ گوش و صندوق صماخ قرار دارد. طول آن 4/5 سانتیمتر است. سطح خارجی آن غضروفی و دوسوم بقیه استخوانی است. سطح داخلی مجرای گوش از پوست مفروش است و دارای موهای ریز و غدد چربی و عرقی می باشد و ترشحی به نام سرومن یا موم گوش می کند که مانع ورود گرد و غبار به داخل گوش می گردد.
گوش میانی محوطه ای پر از هواست که درون استخوان گیجگاه قرار دارد و صندوق صماخ نامیده می شود. صندوق صماخ به شکل عدسی مقعرالطرفین است. ارتفاع آن 1/5 سانتیمتر است و به واسطه ٔ پرده ٔ صماخ از گوش خارجی جدا می شود. صندوق صماخ به وسیله ٔ شیپور استاش به عقب حفره های بینی راه دارد و دریچه های گرد و بیضی آن را از گوش داخلی مجزا می کنند.
پرده ٔ صماخ پرده ای است نازک به وسعت تقریبی یک سانتیمتر مربع و کف مجرای گوش زاویه ٔ 40-45 درجه میسازد و تحدب آن به طرف داخل است. پرده ٔ صماخ از سه قسمت تشکیل ...

معنی گوش به فارسی

گوش
در آیین زردشتی ایزد نگهبان چارپایان موکل به روز گوش ( روز چهاردهم هر ماه شمسی ) .
یکی ازاعضابدن که آلت شنیدن است وبوسیله آن اصوات درک میشود، اسم مصدرازگفتن، گفتار، سخن گفتن، گویش وگوشت هم گفته شده
۱ - ( اسم ) ۲ - روز چهاردهم از هرماه شمسی : به روز گوش اسفندار مذماه بگاه یزد جرد آخر شهنشاه . ( زرتشت بهرام ) توضیح بقول بیرونی در گوش روز از دی ماه جشنی بوده است موسوم به سیرسور که در آن روز سیر و شراب میخوردند و برای دفع اهریمنان سبزیهای ویژه با گوشت می پختند .
دهی از دهستان نهبدان بخش شوسف شهرستان بیرجند واقع در ۱۷ هزار گزی جنوب باختری شوسف .
[ورزش] ← بازیکن گوش
[wing , wing area] [ورزش] در اغلب بازی های تیمی میدانی، سمت راست یا چپ زمین که بازیکن گوش در آن بازی می کند
[ گویش مازنی ] /goosh/ پاشنه ی در
( صفت ) زینت دهند. گوش .
آراینده گوش . زینت دهنده گوش
زینت دادن گوش .
(صفت) آنکه بگوش آزار رساند آزارند. گوش .
که به گوش آزار رساند . آزارنده گوش
آزار رسانیدن بگوش .
[test ear, TE] [شنوایی شناسی] گوش مورد ارزیابی در روش های شنوایی سنجشی که در معرض نشانک آزمایشی قرار می گیرد
آنکه هر چیز که شنود خوب فهم کند و یاد گیرد تیز گوش گوش سرای .
خوب فهم کردن شنیده ها و یاد گرفتن آنها
[ گویش مازنی ] /goosh estaaen/ استراق سمع - گوش سپردن دزدانه ...

معنی گوش در فرهنگ معین

گوش
(اِ.) ۱ - عضو شنوایی . ۲ - گوشه ، زاویه . ، ~از چیزی گرفتن آن چیز را ترک کردن ، به آن چیز بی توجهی کردن . ، ~ کسی بدهکار نبودن کنایه از: به حرف دیگران توجهی نکردن .
(گُ) (اِ.) در آیین زردشتی ، ایزد نگهبان چارپایان ، و نام روز چهاردهم از هر ماه خورشیدی .
(بِ دَ) (ص مر.) منتظر، انتظارکش .
(بُ دَ) (مص م .) (عا.) با حیله و نیرنگ از کسی پول گرفتن .
(بِ. زَ)(ص مر.) منتظر، مترصد، آمادة عمل .
(کُ) (اِمر.) میله ای کوچک و باریک که بر سر آن پنبه پیچیده اند و برای پاک کردن گوش به کار می رود.
(دَ) (مص م .) تنبیه کردن .
(خَ) (ص .) صدای آزاردهنده .
(تَ) (مص ل .) متوجه بودن ، مراقب بودن .
(گِ رِ تَ)(مص م .)(عا.) ۱ - گوش دادن ، توجه کردن . ۲ - پند کسی را پذیرفتن .
(اِمر.) صدف ، غلاف صدف .
(نِ دَ) (مص م .) سخن شنیدن ، متوجه شدن .
(کَ دَ) (مص ل .) ۱ - شنیدن . ۲ - توجه کردن ، پذیرفتن .
(کِ دَ) (مص ل .) کنایه از: توجه نکردن ، اهمیت ندادن .
آگنده گوش ...

معنی گوش در فرهنگ فارسی عمید

گوش
۱. گفتار.
۲. سخن گفتن.
۱. در آیین زردشتی، ایزد نگهبان چهارپایان.
۲. در آیین زردشتی، روز چهاردهم از هرماه خورشیدی.
۱. (زیست شناسی) از اعضای بدن که آلت شنیدن است و به وسیلۀ آن صداها درک می شود و از سه قسمت تشکیل شده گوش خارجی، میانی و درونی.
۲. = گوشه
۳. [عامیانه، مجاز] جاسوس.
۴. [قدیمی، مجاز] منتظر، مراقب.
* گوش به در داشتن: [قدیمی، مجاز] منتظر بودن: گوش دلم بر در است، تا چه بیاید خبر / چشم امیدم به راه، تا که بیارد پیام (سعدی۲: ۴۰۵).
* گوش تیز کردن: (مصدر متعدی) [قدیمی، مجاز] = * گوش نهادن
* گوش خواباندن: (مصدر لازم) [مجاز] صبر کردن و منتظر فرصت بودن.
* گوش دادن: (مصدر متعدی) گوش فرا دادن، گوش کردن، شنیدن.
* گوش داشتن: (مصدر لازم) [قدیمی]
۱. گوش کردن، گوش فرا دادن، شنیدن.
۲. [مجاز] مواظبت و مراقبت و حفظ کردن.
* گوش فرادادن: (مصدر متعدی) گوش دادن و شنیدن.
* گوش فراداشتن: (مصدر متعدی) [قدیمی، مجاز]= * گوش نهادن
* گوش گرفتن: (مصدر لازم) [قدیمی]
۱. گوش دادن، گوش داشتن.
۲. [مجاز] پند کسی را شنیدن و به یاد نگه داشتن.
* گوش نهادن: (مصدر متعدی) به دقت گوش دادن.
کسی که با حیله و نیرنگ چیزی از کسی بگیرد.
در افسانه ها، موجودی شبیه آدمیزاد که گوش های پهن و بزرگ داشته چنان که وقت خوابیدن یکی را بستر و یکی را لحاف می کرده.
متوجه و منتظر امری یا خبری که شاید برسد.
* گوش به زنگ بودن: [عامیانه، مجاز] متوجه و مراقب و منتظر بودن.
۱. پیچ دهندۀ گوش.
۲. آن که گوش کسی را به جهت تنبیه بپیچاند، گوش مال دهنده: چو گشت آسمانم چنین گوش پیچ / نباید برآوردن آواز هیچ (نظامی۶: ۱۱۴۶).
= گوش مالی
گوش تیز ...

گوش در دانشنامه ویکی پدیا

گوش
گوش اندام حسی است که صدا را دریافت می کند. گوش انسان از سه قسمت خارجی، میانی و داخلی تشکیل شده است. اختلاف زمان جزئی که در رسیدن صدا به دو گوش وجود دارد، به تشخیص جهت صدا کمک می کند. امواج حرکتی صوت در گوش به امواج الکتریکی تبدیل و به مغز فرستاده می شوند. گوش انسان قادر است بین ۲۰ تا ۲۰۰۰۰ هرتز را درک کند. به این محدوده محدوده شنوایی انسان می گویند.
گوش از سه بخش مختلف تشکیل شده است: گوش خارجی، میانی و درونی.
گوش ها تا آخر عمر انسان به رشد کردن ادامه میدهند.
صداهای ساختگی و مغز ما که به راحتی فریب می خورد؟
عکس گوش
گوش دارای کاربردهای زیر است:
گوش (نهبندان) روستایی در دهستان نه بخش مرکزی شهرستان نهبندان استان خراسان جنوبی
گوش (مشهد) روستایی در دهستان کارده بخش مرکزی شهرستان مشهد استان خراسان رضوی
گوش یکی از اندام حسی
گوش یا گوشورون یا گئوش یا گئو یا سیاگالش شماری از نام های ایزدبانوی نگهبان چارپایان است.
گاو ایوداد
گاو سریشوک
گَاوش اوروَن خدای بانوی نگهبان چهارپایان مفید است که تخمه آنان را از ماه می گیرد و به زمین می فرستد. دُرُواسپ نام دیگر اوست که ایزدبانوی حامی چهارپایان، به ویژه اسبان است. در یسنا هات ۲۶ روانِ گوشَ نیک کُنشی مورد ستایش قرار گرفته است. یشتی از کتاب یشت ها به نام گوش یشت یا دُروسَپ یشت در ستایش این ایزد است.
ابوریحان بیرونی در آثار الباقیه آورده: روز چهاردهم (ماه دی) روز گوش است که آنرا سیرسور نیز می نامند. در این روز ایرانیان سیر و شراب می خورند و سبزی ها را با گوشت هائی که استعاذه از شیطان بر آن خوانده اند، می پزند و سبب این است که شیاطین (دیوان) را که پس از قتل جمشید چیره شده بودند، مردم ایذاء آنان را دفع کردند و از قتل جمشید حزین گشتند و سوگند یاد کردند به چربی نزدیک نشوند و اینکار در ایشان سنت ماند. ایزدگوش از همکاران امشاسپند به ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

گوش در دانشنامه آزاد پارسی

گوش (ear)
اندام شنوایی جانوران. این اندام به ارتعاشاتی پاسخ می دهد که تولید صدا می کنند. این ارتعاشات به علایم عصبی تبدیل شده و به مغز می رسند. گوش پستاندار شامل سه بخش است: گوش خارجی، گوش میانی، و گوش داخلی. گوش خارجی قیفی شکل است و صداها را جمع آوری و به انتهای لوله ای منتهی به پردۀ صماخ هدایت می کند. این پرده گوش خارجی را از گوش میانی جدا می کند. صداها این پرده را مرتعش می سازند و حرکت مکانیکی آن از راه سه استخوان کوچک، معروف به استخوانچه های شنوایی، به پردۀ کوچک تری منتقل می شود که به گوش داخلی می رسد. ارتعاشات پردۀ گوش داخلی مایع محتوی حلزون گوش را به حرکت درمی آورد که در نتیجۀ آن، یاخته های مژه دار مرتعش می شوند و عصب شنواییِ مرتبط با مغز را تحریک می کنند. تقریباً ۳۰هزار یاختۀ حسی مژه دار وجود دارد. قرار گرفتن در معرض سر و صدای بلند و پیری به یاخته های حسی مژه دار صدمه می زند که نتیجه اش از دست دادن شنوایی است. سه مجرای پر از مایعِ گوش داخلی تغییرات موقعیت را نشان می دهند. این مکانیسم همراه دریافت های حسی دیگر مسئول ایجاد حس تعادل اند. وقتی صدای بلندی به گوش می رسد، ماهیچه های پشت پردۀ صماخ به صورت خودکار منقبض می شوند. در نتیجه، سر و صدا چنان کنترل می شود که درک صدا افزایش یابد و از صدمه دیدن پردۀ صماخ جلوگیری شود.

نقل قول های گوش

گوش عضو مسئولِ شنیدن.
• «چشمانت را خوب باز کن و نگاه کن، چهرهٔ خود را در تصویری می بینی؛ با گوش هایت خوب گوش بده، صدای خویش را در همهٔ صداها می شنوی.» ماسه و کف/۱۹۲۶ -> جبران خلیل جبران

گوش در جدول کلمات

گوش دادن
سماع
گوش دهندگان و نیوشندگان
شنوندگان
گوش دهنده
شنوا
گوش نکرد
نشیند
گوش کرد
شنید
گوش کردن
شنودن
بچه فیل کارتونی گوش دراز
دامبو
بخش حلزونی گوش میانی
لابیرنت
بخش گوش بیرونی
نرمه
دزدیده به سخن دیگران گوش دادن
استراق سمع

معنی گوش به انگلیسی

ear (اسم)
دسته ، شنوایی ، غول ، خوشه ، گوش ، سنبله

معنی کلمه گوش به عربی

گوش
اذن
احتيال , نصاب
سمک القرش
احتيال , سمک القرش
صوف
انذار , متيقظ
ترنح
رهن الإشارة
عروة
عالي
استمع
اصغ
اسمع
وجع الاذن
مستمع
ديک
اسمع
احضر
طبلة الاذن
رباعي الاضلاع , ربع الدائرة

گوش را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی سیریزی
گوش یا گوشورون یا گئوش یا سیاگالش یا گئو از نام‌های ایزدبانوی نگهبان چارپایان است.
گاوش اوروَن خدای‌بانوی نگهبان چهارپایان مفید است.
چهاردهمین روز هر ماه در گاهشماری پارسی است.


مینا خرم
Listen بیشتر برای شنیدن یا همون گوش دادن استفاده میشه ear به معنای گوش هست.
علی باقری
به زبان ترکی به گوش قولاخ گفته می شود.
علی باقری
گوش گشادن : کنایه ای ایماست از نیک گوش فرا دادن ، و سخنی را باریک و بهوش شنیدن
چو بشنید کاوس از ایوان خروش
بلرزید در خواب و بگشاد گوش
نامه ی باستان ،ج ۳ ، داستان سیاوش ، دکتر کزازی ۱۳۸۴،ص ۲۵۷.
علی باقری
گوش بر مالش نهادن: تأدیب کردن
سران را گوش بر مالش نهاده
مرا در همسری بالش نهاده (خسرو و شیرین)
شرح مخزن الاسرار نظامی،دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲،ص۴.
علی باقری
گوش: با همین ریخت در پهلوی به کار می رفته است .
گوش کسی را گرفتن: کنایه از بردن کسی به جایی با زور.
((عقل اگر خواهی که ناگه در عقیله‌ت نفکند
گوش گیرش، در دبیرستانِ "الرّحمٰن" در آر!))
(تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سنائی، دکتر شفیعی کدکنی،زمستان ۱۳۸۳، ص 448.)
احمدجعفری چرخلو
گو ش=در گویش ترکی منطقه قشلاق چرخلو به گنجشک گفته میشود.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تحقیق در مورد گوش   • گوش خارجی   • ساختمان گوش انسان   • نقاشی گوش   • گوش چیست   • گوش داخلی   • اجزای گوش   • اناتومی گوش   • معنی گوش   • مفهوم گوش   • تعریف گوش   • معرفی گوش   • گوش یعنی چی   • گوش یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی گوش

کلمه : گوش
اشتباه تایپی : ',a
آوا : guS
نقش : اسم
عکس گوش : در گوگل

آیا معنی گوش مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )