برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1402 100 1

گنگ

/gang/

مترادف گنگ: صامت، مبهم، ابکم، اصم، الکن، بکم، بی زبان، لال

متضاد گنگ: گویا

معنی گنگ در لغت نامه دهخدا

گنگ. [ گ َ ] (اِخ ) شهری است خرم به ترکستان ، بهارخانه نیز گویندش از غایت خوشی. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ). بهارخانه ای است و شهری است به ترکستان. (نسخه ای از لغتنامه ٔ اسدی ). نام شهری است که در شرق خطا واقع است ، گویند شب و روز همیشه درآنجا یکسان است ، یعنی هر یک دوازده ساعت میباشد و هوای آن در نهایت اعتدال بود چنانکه پیوسته در آنجا بهار باشد، و گنگ دژ همان است. (برهان ). رجوع به گنگ دژو گنگ بهشت و بهشت گنگ شود. || نام بتکده ای است از بتکده های چین. نام بتخانه ای است در ترکستان و گویند آن بتخانه را کیکاوس ساخته است :
تا چون بهار گنگ شد از روی او جهان
چشمان خسروانی مانند گنگ شد.
خسروانی.
برفتند از آن سوی ببْهشت گنگ
به جایی نبودش فراوان درنگ
تهی کرد و شد با سپه سوی گنگ
بهانه نجست و فریب و درنگ.
فردوسی.
گشاده شد این گنگ افراسیاب
سر بخت او اندرآمد به خواب.
فردوسی.
از کف ترکی دلارامی که از دیدار اوست
حسرت صورتگران چین و نقاشان گنگ.
معزی.
زمین ز باد صبا شد نگارخانه ٔ چین
چمن ز فیض هوا شد بهارخانه ٔ گنگ.
ازرقی.
تضمین کنم به قافیه ٔ تنگ بیتکی
از شعر خویش کآن به خوشی چون بهشت گنگ.
سوزنی.
|| مطلق بتکده (؟) :
یکی گنگ بودش به سان بهشت
گلش مشک سارا بد و زَرْش خشت.
فردوسی.
|| رودخانه ای باشد بسیار بزرگ در ملک هندوستان و منبع آن کوههای سوالک است و ازملک هندوستان و بنگاله گذشته به عمان میریزد و هندوان بدان اعتقاد بسیار دارند و در آن آب غسل کردن و مردهای خود را سوختن و خاکستر و استخوانهای آنها را در آن آب ریختن فوز عظیم و سبب درجات و مزیل سیئات می دانند. (برهان ). نام رودی بسیار بزرگ در هندوستان که فیزوم نیز گویند و فرنگیان گانژ خوانند و این رود که منبع آن کوهستان سوالک است از جمنا و اﷲآباد گذشته مشروب میکند بنارس و پاتنا و شاندرناگور و کلکته را... (ناظم الاطباء). آب گنگ به هند از کوهها[ ی ] مابین ملک ختای و هند برمی خیزد و اهل هند این آب را چنانکه مسلمانان آب رو ...

معنی گنگ به فارسی

گنگ
اقامتگاه تابستانی خسرو پرویز که ظاهرا در نواحی دریاچه ارومیه در سر راه مراغه - تبریز در نزدیکی لیلان بوده است گویند در نزدیکی آن چشمه نفتی بوده که آتشکده آذر گشسب بواسطه آن روشن میشده است .
بی زبان، کسی که هیچ نتواندحرف بزند
( اسم ) جزیره : همانگه سپاه اندر آمد بجنگ سپه همچو دریا و دریا چو گنگ ( عنصری )
دهی است از دهستان میمند بخش مرکزی شهرستان فیروز آباد
[gong] [موسیقی] سازی از دستۀ الواح
[ گویش مازنی ] /geng/ لوله سفالی برای گذر آب - ارتفاعی درشهرستان سوادکوه & دست و پا گم کرده – عقل از دست داده – سرگردان – خل خنگ
نام قلعه ایست که ضحاک در شهر بابل ساخته بود و آنرا بهشت گنگ نیز گویند ( داستان ) .
همان گنگ مذکور که به تازی قبه الارض گویند روز و شب آنجا برابر است و بهشت گنگ نیز مینامند .
ده کوچکی است از دهستان چنارور بخش آخوره شهرستان فریدن
دهی است ازبخش میان کنگی شهرستان زابل
نام قلعه ایست که ضحاک در شهر بابل ساخته بود .
بیت المقدس اورشلیم : [ بخشکی رسیدند ( یاران فریدون ) سر کینه جوی به بیت المقدس نهادند روی ] [ چو بر پهلوانی زبان راندند همی گنگ دژ هوختش خواندند . ] [ بتازی کنون خانه پاک خوان بر آورده ایوان ضحاک دان . ] ( شا. بخ . ۵۲ : ۱ ) توضیح بقول نولد که دژ هوخت گنگ دژ است ( فهرست ولف : دژ هوخت گنگ ).
نام بیت المقدس است و به سریانی ایلیا خوانندش و پیش ازین قبله بیت المقدس بوده و حالا نیز قبل. نصاری است و به کسرها هم گفته اند .
به معنی گنگ دژهخت است که بیت المقدس باشد و به کسرها نیز آمده است
بیت ال ...

معنی گنگ در فرهنگ معین

گنگ
( ~ .) (اِ.) = کنگ : امرد قوی جثه .
( ~ .) (اِ.) جزیره .
( ~ .) (اِ.) بادی است که گویند به سبب سودا در بدن مردم به هم می رسد و بن موها می خارد و تا موی را نکنند خارش برطرف نمی شود.
(گَ) (ص .) خمیده ، کج ، کوژ (مادرزاد و غیره ).
( ~ .) (اِ.) لولة سفالی که برای عبور آب در زیر زمین کار می گذاشتند.
(گُ) [ په . ] (ص .) لال ، بی زبان .
( ~ .) (ص .) نیکو، خوب ، زیبا.
(گُ. شُ دَ) (مص ل .) لال شدن .

معنی گنگ در فرهنگ فارسی عمید

گنگ
مرد قوی جثه.
۱. خمیده، کج.
۲. دارای پشت خمیده، قوز.
جزیره: همان گه سپاه اندر آمد به جنگ / سپه همچو دریا و دریا چو گنگ (عنصری: ۳۵۸).
۱. کسی که اصلاً نتواند حرف بزند، بی زبان.
۲. [مجاز] مبهم، نامفهوم.
لولۀ سفالی که برای عبور آب در زیر زمین کار میگذاشتند، تنبوشه.

گنگ در دانشنامه ویکی پدیا

گنگ
گنگ ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
گنگ (رود)
گنگ (فیروزآباد)
گنگ (فیلم)
گنگ (۱۸۶۱)
گنگ (۱۸۸۲)
گنگ (ساز)
گنگ (۱۸۶۱) (به انگلیسی: Ganges (1861)) یک کشتی است که طول آن ۱۹۲ فوت (۵۹ متر) می باشد. این کشتی در سال ۱۸۶۱ ساخته شد.
گنگ (۱۸۸۲) (به انگلیسی: Ganges (1882)) یک زیردریایی است که طول آن ۲۴۱ فوت (۷۳ متر) می باشد. این زیردریایی در سال ۱۸۸۲ ساخته شد.
گنگ (به انگلیسی: Ganges)‏ (تلفظ هندوستانی: این رود برای پیروان آیین هندو نوعی تقدس دارد.
دائرةالمعارف کودکان و نوجوانان انتشارات پیام آزادی چاپ پنجم سال ۱۳۸۱
گنک
(در انگلیسی gonak)
این روستا در بخش میمند شهرستان فیروز آباد قرار دارد و براساس در سال 1390 ه.ش، جمعیت آن ۱۰۲۱ نفر (۴۳۱خانوار) بوده است.
فاصلهٔ گنک از مرکز استان یعنی شهر شیراز ۱۰۳ کیلومتر از مرکز شهرستان یعنی شهر فیروز آباد ۵۵ کیلومتر و از شهر جهرم هم ۱۰۵کیلومتر می باشد.
گنک روستایی کوهپایه ای است که در شمال آن کوههای چاه بید قرار دارند و جهات دیگر آن دشت وسیعی است که از شمال غرب به کوه سپیدار، از سمت جنوب به کوه پادانا و در سمت شرق به کوه پودنک منتهی می شود.
موقعیت گنک با همسایگانش بدین صورت است که از غرب با شهر میمند (۸ کیلومتر)، از جنوب با روستای صحراسفید (۳ کیلومتر)، سمت شرق با روستای پرزیتون (۳ کیلومتر)، از شمال شرق با روستای آبگل (۵ کیلومتر) و از شمال غرب با روستای تنگریز (۴ کیلومتر) همسایه است.
این روستا دارای پتانسیل و زیرساختهای طبیعی-تاریخی و گردشگری بسیاری است، که از همین رو در دور دوم سفرهای استانی دولت نهم، به عنوان منطقه ویژه ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

گنگ در دانشنامه آزاد پارسی

گَنْگ (Ganges)
گَنْگ
(یا: گَنْگا) مهم ترین رود شبه قارۀ هند به طول ۲,۵۱۰ کیلومتر. از کوه های هیمالیا سرچشمه می گیرد و در مسیر جنوب شرقی از بنگلادش می گذرد و به خلیج بنگال می ریزد. یامونا در کنار کلکته(جمنا)، با ۱,۳۸۵ کیلومتر طول، مهم ترین ریزابۀ آن است که نزدیک الله آباد به گنگ می پیوندد. رود براهماپوترا در دلتای گنگ در بنگلادش به رود گنگ می پیوندد. مهم ترین و غربی ترین شاخابۀ تجاری گنگ، که به خلیج بنگال منتهی می شود، رود هوگلی است. رود گنگ مقدس ترین رود نزد هندوهاست که به نام الهه گنگ نامیده شده است. هزاران زایر به بنارس (وارانسی) و الله آباد می آیند تا خود را در آب های گنگ شست وشو دهند. در این جا هندوها اجساد و مردگان خود را می سوزانند و خاکستر آن را به رود گنگ می ریزند. رود گنگ تا پیش از رسیدن به جلگه های هردوار در جهت جنوب غربی و سپس جنوب شرقی تا دلتای خود جریان می یابد و از این جا در جهت جنوب روان می شود و به خلیج بنگال می ریزد. این رود در نیمۀ دوم مسیر خود که از میان دشت ها می گذرد، ریزابه های مهمی را دریافت می کند که غالباً از دامنه های جنوبی هیمالیا سرچشمه می گیرند، این ریزابه ها عبارت اند از رامگنگا، گومتی، گاکرا (گوگرا) در ایالت اوتار پرادش؛ گَندَک، بوری گندک، گوگری، و کوسی، در ایالت بیهار. رودهای سون و یامونا ریزابه های مهم جنوبی رود گنگ به شمار می روند. رود گنگ سابقاً از خلیج بنگال تا الله آباد قابل کشتی رانی بود، اما کاهش جریان های آن بر کشتی رانی در رود تأثیر منفی داشته است.

گنگ در جدول کلمات

گنگ
ابکم
گنگ و بی زبان
لال
گنگ و حیران
سر در گم
گنگ و زبان بسته
ابکم

معنی گنگ به انگلیسی

dumb (صفت)
بی معنی ، بی صدا ، کند ذهن ، گنگ ، لال ، بی کله ، زبان بسته
mute (صفت)
ساکت ، بی صدا ، صامت ، گنگ ، لال ، خمش ، خموش ، بی زبان ، غیر حاکی
unvocal (صفت)
غیر مصطلح ، گنگ ، ناگویا ، بدون موسیقی ، بدون نوسان صدا
whist (صفت)
ارام ، بی صدا ، گنگ ، خاموش
speechless (صفت)
صامت ، گنگ ، لال
surd (صفت)
بی صدا ، صامت ، گنگ ، اصم
inexpressive (صفت)
گنگ ، نارسا ، غیر گویا ، نرساننده مقصود
incommensurable (صفت)
گنگ ، سنجش ناپذیر
tongueless (صفت)
گنگ ، بی زبان
voiceless (صفت)
بی صدا ، گنگ ، بیواک ، بدون رای و عقیده

معنی کلمه گنگ به عربی

گنگ
اخرس , بلا لسان , صامت

گنگ را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Amir
گَنگ
ناشناخته
amir mahdi
نا معلوم
mina
نا مشخص
محمدحسین ابادی
اخرس
آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی لال.بی صدا.کر

کلمه گنگ او*گنگ آب* به محل خروج آب
می گویند*آب بی صدا*

گنگ آب ::راه آب خانه
آنیتا اکبری
مبهم
A_D
معنی گَنگ یاگَنگستردررپ به معنی شاخ شدن
. گنده بازی .ازاین هاست اگه شک داریددر
اینترنت سرچ کنید.a_d
یسنا کامران
دسته ای تبه کار
بهنام
یعنی نمی دونی پیکار کنی
مبهم
حالتی شبیه به حالت ترس
Prrsto
_شاخ شُدَن_
EO_OV
توی هیپ هاپ به معنای شاخ بازی دراوردن و اینا میاد
اshirin
شاخ .شاخ شدن
Nazanin
شاخ بازی در اوردن
AFSANE
گَنگ تو رپ ب معنی شاخ شدن و کلمه گُنگ ب معنی مبهم گیج ـــــــع
امیر سآم*-*
به نظرم گنگ یعنی شاڂ بازے:/
hani
شاخ شدن یا شاخ
دختر کنگ فو
یعنی شاخ شدن شاخ بازی البته تو دیسلاو .رپ .هیپ هاپ
s.m.j.m.2939
شاخ و شاخ بازی
محسن قهرمانی
گَنگ به معنی شاخ بازی

گُنگ به معنی مبهم بی زبان کند ذهن‌

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی گنگ در جدول   • رود گنگ   • گنگ رپ   • اعداد گنگ چیست   • سبک گنگ   • رود گنگ کجاست   • گَنگ   • اهنگ گنگ   • مفهوم گنگ   • تعریف گنگ   • معرفی گنگ   • گنگ یعنی چی   • گنگ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی گنگ
کلمه : گنگ
اشتباه تایپی : 'k'
آوا : gang
نقش : اسم خاص مکان
عکس گنگ : در گوگل

آیا معنی گنگ مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )