برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1403 100 1

گنده

/gonde/

مترادف گنده: بزرگ، درشت، زمخت، ستبر، ضخیم، کلفت، ناهموار

متضاد گنده: کوچولو

معنی گنده در لغت نامه دهخدا

گنده. [ گ َ دَ / دِ ] (ص ) گندیده و عفن. فژغند. (لغت فرس ). شَماغَنده. شَمغَند. شَمغَنده. (برهان ). غَسّاق. منتن. (منتهی الارب ). متعفن :
معذور است ار با تو نسازد زنت ای غر
زآن گنده دهان تو و زآن بینی فرغند.
عماره.
به جای خشتچه گر بیست نافه بردوزی
هم ایچ کم نشود بوی گنده از بغلت.
عماره.
پیامش چو بشنید شاه یمن
بپژمرد چون زآب گنده سمن.
فردوسی.
تا پای نهند بر سر حران
با کون فراخ گنده و ژنده.
عسجدی یا عنصری.
ازبوستان دنیا تا خوک زاد زان پیر
تلخ است و شور و گنده خوشبوی و چرب و شیرین.
ناصرخسرو.
این زشت سپید و آن سیه نیکو
آن گنده و تلخ وین خوش و بویا.
ناصرخسرو.
و کسی را که بینی گنده باشد با آب او [ با آب برگ لبلاب کوفته ] بشویند نافع بود. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
اگر ابلهی مشک را گنده گفت
تومجموع باش او پراکنده گفت.
سعدی (بوستان ).
- گنده شدن ، گنده گردیدن ؛ گندیدن. متعفن شدن :
یکی بگفت نه مسواک خواجه گنده شده ست
که این سکاله و گوه سگ است خشک شده.
عماره.
درنگش به آخر درآرد ز پای
شود گنده گرنه بپوسد به جای.
اسدی.
آن آب که در سبوی بر سر دارند در حال گنده شود. (منتخب قابوسنامه ص 45).
- گنده کردن ؛ گندانیدن. گنداندن :
نه خود خورم نه کس دهم گنده کنم به سگ دهم.
- امثال :
گنده بود آن آب که استاده بود هاژ.
ناصرخسرو (از امثال و حکم ج 3 ص 1327).
نظیر:
آب اگر یک جا ماند گنده شود.
لئیم زاده چو منعم شود از او بگریز
که مستراح چو پر گشت گنده تر گردد.
ابن یمین (از امثال و حکم دهخدا ج 4 ص 1707).
نظیر:
مبرز که پر شود گنده تر شود.
حذر از مالدار پرتکبر
که مبرز گنده تر گردد چو شد پر.
ناصرخسرو(امثال و حکم دهخدا ج 3 ص 1398).
نفس اول راند بر نفس دوم
ماهی از سر گنده باشد نی ز دم .
مولوی.
گ ...

معنی گنده به فارسی

گنده
بزرگ، کلان، ضدکوچک، بدبو، هرچیزیکه بوی بدبدهد، گندیده، گنداوگندای نیزگفته شده
۱ - ( اسم ) گلوله ای که از خمیر بجهت یک عدد نان درست کنند چان. خمیر . ۲ - ( صفت ) مدور گرد . ۳ - ( اسم ) کوفت. بزرگی که از گوشت سازند و در شله پلو و آش اندازند : من بگویم صفت گند. پرواری گرم گو بگویند مرا مدعیان کوفته خوار . ( بسحاق اطعمه ) ۴ - گرهی که از بدن بر آید و درد نکند ثولول آژخ.۵ - تخت. کفشگران .
حیوانی است که در هندوستان بویژه در سواحل گنگ فراوان دیده میشود .
[ گویش مازنی ] /gande/ بوی بد & چانه ی خمیر - خمیر
( اسم ) ۱ - آروغ بدبو بسبب سوئ هضم . ۲ - سوئ هضم .
دهی است از بخش شیب آب شهرستان زابل
کسی که عرق زیر بغلش بسیار بد بوست : با زبان معنوی گل با جعل هر زمان گوید که ای گنده بغل . ... ( مثنوی )
حالت و کیفیت گنده بغل .
( اسم ) بارانی که در فصل سرما بارد .
کسی یا چیزی که بوی ناخوشی دارد : بدبو متعفن .
بدبویی تعفن .
کسی که بینی او بوی بد دهد اخشم .
آنکه پاهایش بد بو باشد .
( صفت ) کسی که نفهمیده سخنانی بزرگتر از حد خود زند .
سخنان بزرگتر از حد خود گفتن .
...

معنی گنده در فرهنگ معین

گنده
(گَ دِ) (ص .) گندیده ، عفن .
(گُ دَ یا دِ) (ص .) درشت ، خشن .
(گُ دَ یا دِ) (اِ.) ۱ - گلوله ای که از خمیر به جهت یک عدد نان درست کنند، چانة خمیر. ۲ - (ص .) مدور، گرد. ۳ - کوفتة بزرگی که از گوشت سازند و در شله پلو و آتش اندازند. ۴ - گرهی که از بدن برآید و درد نکند، ثؤلول ، آژخ . ۵ - تختة کفشگران .
( ~ . بَ) [ فا - تر. ] (ص مر.) (عا.) دارای هیکل درشت ، گردن کلفت .
( ~ . پَ) (ص فا.) (عا.) کسی که سخنانی بیشتر از فهم خود می زند.
(گَ دَ یا دِ) (ص مر.) پیر، سالخورده و فرتوت .
(گُ دِ) (حامص .) (عا.) گزافه - گویی ، لاف و گزاف .
( ~ . گُ دِ) (ص مر.)۱ - آن که سرش بزرگ و گنده باشد. ۲ - (عا.) صاحب نفوذ.

معنی گنده در فرهنگ فارسی عمید

گنده
بدبو، هر چیزی که بوی بد بدهد، گندیده.
۱. [مقابلِ کوچک] [عامیانه] بزرگ، کلان.
۲. (اسم) [قدیمی] گلولۀ خمیر.
۳. (اسم) [قدیمی] گلولۀ پنبه.
۴. (اسم) [قدیمی] = کوفته
کسی که عرق زیر بغلش بدبو باشد.
کسی که چیزهای گندیده و پست بپزد.
پیر فرتوت، سال خورده، کمپیر.
= کفگیرک
آن که چیزهای گندیده و فاسد بخورد.
۱. گنده بینی، کسی که بینیش بد بو باشد.
۲. [مجاز] متکبر، مغرور.
۳. [مجاز] بدخلق.
کسی که دهانش بوی بد بدهد.
کسی که بی سبب به دیگران ناسزا بگوید و دشنام بدهد، بدزبان.
لاشۀ گندیده.
متکبر، مغرور، گنده دماغ.
کسی که نفسش بدبو باشد، گنده دم.
آن که کارهای زشت و ناپسند بکند.
کارهای زشت و ناپسند کردن.
۱. کلان شکم، ویژگی آن که شکمش بزرگ و برآمده باشد.
۲. [مجاز] پرخور.
شخص مقت ...

گنده در دانشنامه ویکی پدیا

گنده
گُنده (به انگلیسی: The big one) فیلمی از مایکل مور، مستندساز آمریکایی است که در سال ۱۹۹۶ ساخته و در ۱۹۹۸ اکران شد. مایکل مور این فیلم را در سفری که برای معرفی کتابش، ‎Downsize This!‏ به ۴۷ شهر در ایالات متحده آمریکا داشت ساخت و وضعیت اقتصادی آمریکا را در حال سقوط و کارگران را در ترس ِ از بی کاری یافته و توصیف می کند.
او در این فیلم به بهره کشی شرکت های بین المللی مانند نایک از کارگران و کودکان کار پرداخت. گزارش های سازمان Play Fair و این فیلم موجب سقوط سهام و کاهش فروش این شرکت شد.
هرچند که بیشتر این فیلم تعقیب ناموفق مور برای مصاحبه با رئیس ها و مدیران شرکت ها را نشان می دهد، سرانجام موفق می شود از یکی از مسئولان شرکت نایک فیلم بگیرد. «گنده» همچنین به بیل کلینتون و سه نامزد مهم دیگر انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال ۱۹۹۶ می پردازد.
عکس گنده
گنده پلو یکی از روستاهای شهرستان شاهرود در استان سمنان ایران است.
این روستا در دهستان خرقان در بخش بسطام جای دارد. جمعیت روستای گنده پلو بر پایه نتایج سرشماری سال ۱۳۸۵ برابر با ۱۳۲ نفر (۳۲ خانوار) بوده است.
مختصات: ۳۴°۵۴′۲۷″ شمالی ۴۸°۱۵′۱۷″ شرقی / ۳۴٫۹۰۷۵۰°شمالی ۴۸٫۲۵۴۷۲°شرقی / 34.90750; 48.25472
گنده جین از روستاهای بخش صالح آباد شهرستان بهار در استان همدان است.
شغل غالب ساکنان این روستا کشاورزی است.
اهالی گنده جین به زبان ترکی تکلم می کنند.
گنده جین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
گنده جین (بهار)
گنده جین (کبودرآهنگ)
مختصات: ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با گنده

گنده در جدول کلمات

معنی گنده به انگلیسی

whopper (اسم)
گنده ، از اندازه بزرگتر
massive (صفت)
بزرگ ، عظیم ، کلان ، حجیم ، گنده
huge (صفت)
تنومند ، سترگ ، عظیم الجثه ، کلان ، یکدنیا ، حجیم ، گنده
lumpish (صفت)
کودن ، لخت ، سنگین ، گنده ، لش ، تنه لش
unwieldy (صفت)
سنگین ، صعب ، بد هیکل ، گنده ، دیر جنبش

معنی کلمه گنده به عربی

گنده
ضخم , هائل

گنده را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

احمد خوانساری
به ضمه گ
به زبان خوانساری باستانی
بزرگ مثل شاپور گند
حمیدرضا دادگر_فریمان
گت،بزرگ، درشت، زمخت، ستبر، ضخیم، کلفت، ناهموار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی گنده   • مفهوم گنده   • تعریف گنده   • معرفی گنده   • گنده چیست   • گنده یعنی چی   • گنده یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی گنده
کلمه : گنده
اشتباه تایپی : 'kni
آوا : gonde
نقش : صفت
عکس گنده : در گوگل

آیا معنی گنده مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )