برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1534 100 1
شبکه مترجمین ایران

گندمه

/gandome/

معنی گندمه در لغت نامه دهخدا

گندمه. [ گ َ دُ م َ / م ِ ] (اِ) گرهی باشد سخت ،و آن از بدن آدمی برمی آید، و عربان ثؤلول می گویند و فارسیان اژخ. (برهان ) (آنندراج ). آزخ. آژخ. زخ. ژخ. بالو. وارو. پالو. زگیل. سگیل. گوک : ثؤلول را به شهر من [ یعنی گرگان ] گندمه گویند و اندربعضی شهرهای خراسان ازخ گویند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). و اگر اندر مرهمها کنند [ بان را ] آماسهای سخت و گندمه را نافع بود... و کلف و گندمه را زود ببرد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). || یک قسم دانه ای عاری از پوست. (ناظم الاطباء) (اشتینگاس ). گندم خردکرده که در شوربا و هریسه کنند. (فرهنگ شعوری ج 2 ص 306).

گندمه. [ گ َ دُ م َ / م ِ ] (اِ) در اصطلاح علمی ، میوه هایی است که پوسته ٔ درونی آن بر روی دانه چسبیده و پوسته ٔ خارجی نیز نازک است مانند گندم و جو. گاهی اطراف آن پرده ای دارد مانند نارون و گاهی دو گندمه ٔ بالدار به هم چسبیده اند مانند افرا. این نوع میوه ها را جزو میوه های ناشکوفا به حساب می آورند، زیرا که خودشان باز نمی شوند. (از گیاه شناسی حسین گل گلاب ص 187 و 188).

معنی گندمه به فارسی

گندمه
( اسم ) ۱ - گرهی است سخت که از عضوی از اعضای آدمی بر آید آژخ ازخ ثولول زگیل : ثولول را به شهر من ( گرگان ) گندمه گویند و اندر بعضی شهر های خراسان ازخ گویند . ۲ - گندم خرد کرده که در شوربا و هریسه کنند . ۳ - میوه ای که پوست. درونی آن بر روی دانه چسبیده و پوست. خارجی نیز نازک است مانند گندم و جو .
در اصطلاح علمی میوه هاییست که پوسته درونی آن بر روی دانه چسبیده و پوسته خارجی نیز نازک است مانند گندم و جو .
[caryopsis] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] میوۀ خشک و یکدانه ای در گندمیان که پوستۀ آن به دانه چسبیده است
[ گویش مازنی ] /gandeme/ زگیل
نطی سبط زمین با سپید گندمه شدن

معنی گندمه در فرهنگ معین

گندمه
(گَ دُ مِ) (اِ.) زگیل .

معنی گندمه در فرهنگ فارسی عمید

گندمه
= زگیل

گندمه در دانشنامه ویکی پدیا

گندمه
میوهٔ خشک و یکدانه ای در گندمیان که پوستهٔ آن به دانه چسبیده است را گَندُمه (انگلیسی: Caryopsis) می گویند.
دانه غلات، میوه خشک و تک بذری است که در اصطلاح به این نوع میوه گندمه و به زبان عامیانه غله یا دانه می گویند. به طور کلی دانه غلات شامل پوسته میوه با چندین غشای خارجی است که به سختی به پوست دانه چسبیده است. بیرونی ترین لایه پوسته میوه پوست دانه (پریکارپ) و لایه زیرین آن آلورن نام دارند. دانه غلات همچنین دو قسمت دیگر به نام های گیاهک (جنین) و آردینه (آندوسپرم) دارد. به مجموع غشای پوست دانه، لایه آلورن و گیاهک که در مرحله تهیه آرد از دانه غلات جدا می شوند، سبوس گفته می شود.
عکس گندمه


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

معنی گندمه به انگلیسی

wart (اسم)
زگیل ، گندمه
verruca (اسم)
بر امدگی ، زگیل ، زگیل گوشتی ، گندمه

گندمه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد کوشکی
چو ثولول‌ كه‌ بر عضوي‌ پديد آيد و ثولول‌ را به‌ شهر من‌ گندمه‌ گويند و چون‌ گوشت‌ فزوني‌ يا ثولول‌ كه‌ زندرون‌ بيني‌ رويد.ذخیره خوارزمشاهی 6 جلدی چاپ انتشارات سفیر اردهال ص 258

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• پروتئین گندم دوروم   • میوه شفت   • پر شدن دانه در خوشه برنج   • میوه های کاذب   • میوه فندقه   • میوه شیزوکارپ   • میوه سته   • میوه های کاذب و حقیقی   • معنی گندمه   • مفهوم گندمه   • تعریف گندمه   • معرفی گندمه   • گندمه چیست   • گندمه یعنی چی   • گندمه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی گندمه

کلمه : گندمه
اشتباه تایپی : 'knli
آوا : gandome
نقش : اسم
عکس گندمه : در گوگل

آیا معنی گندمه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )