برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1380 100 1

گرد برانگیختن

معنی گرد برانگیختن در لغت نامه دهخدا

گرد برانگیختن. [ گ َ ب َ اَ ت َ ] (مص مرکب ) غبار برآوردن. گرد پراکندن. اغبار. (منتهی الارب ). ایقاظ. (تاج المصادر بیهقی ). اعتکاب. (منتهی الارب ) :
برانگیختم گرد هیجا چو دود
چو دولت نباشدتهور چه سود.
سعدی (بوستان ).
|| نیست و نابود کردن. دمار از روزگار کسی برآوردن :
تو با شاه چین جوی ننگ و نبرد
ز کشورخدایان برانگیز گرد.
فردوسی.

معنی گرد برانگیختن به فارسی

گرد برانگیختن
( مصدر ) ۱ - غبار انگیختن گرد و خاک بلند کردن : برانگیختم گرد هیجا چو دود چو دولت نباشد تهور چه سود ? ( بوستان ) ۲ - نیست و نابود کردن : تو با شاه چین جوی ننگ و نبرد زکشور خدایان بر انگیز گرد .

معنی گرد برانگیختن در فرهنگ معین

گرد برانگیختن
( ~ . بَ. اَ تَ) (مص م .) نک گرد برآوردن .

گرد برانگیختن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

oliveland.ir
دو خروس را دیدم که بال و پر افراشته درهم آمیخته و گرد برانگیخته اند : گرد و غبار بلند کرده اند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی گرد برانگیختن   • مفهوم گرد برانگیختن   • تعریف گرد برانگیختن   • معرفی گرد برانگیختن   • گرد برانگیختن چیست   • گرد برانگیختن یعنی چی   • گرد برانگیختن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی گرد برانگیختن
کلمه : گرد برانگیختن
اشتباه تایپی : 'vn fvhk'dojk
عکس گرد برانگیختن : در گوگل

آیا معنی گرد برانگیختن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )