برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1531 100 1
شبکه مترجمین ایران

گرد امدن

معنی گرد امدن به انگلیسی

assemble (فعل)
جفت کردن ، انباشتن ، متراکم کردن ، گرد امدن ، جمع شدن ، گرد اوردن ، سوار کردن ، فراهم اوردن ، همگذاردن ، انجمن کردن
gather (فعل)
جمع کردن ، گرد کردن ، گرد امدن ، جمع شدن ، بزرگ شدن ، فراهم اوردن ، نتیجه گرفتن ، اجتماع کردن ، گرد اوری کردن ، استباط کردن
agglomerate (فعل)
انباشتن ، جمع کردن ، متراکم شدن ، گرد کردن ، گرد امدن
constringe (فعل)
گرد امدن ، جمع شدن ، چروک شدن
convene (فعل)
جمع کردن ، گرد امدن ، منعقد کردن ، دور هم جمع شدن ، تشکیل جلسه دادن ، هم ایش کردن
flock (فعل)
جمع کردن ، گرد امدن ، جمع شدن ، ازدحام کردن ، بصورت گله ورمه در امدن
forgather (فعل)
گرد امدن ، اجتماع کردن ، فراهم امدن
ring (فعل)
گرد امدن ، احاطه کردن ، زنگ زدن ، حلقه زدن ، چرخ خوردن
rally (فعل)
گرد امدن ، پشتیبانی کردن ، تقویت کردن ، صف ارایی کردن ، دوباره جمع اوری کردن ، دوباره بکار انداختن ، نیروی تازه دادن به ، سرو صورت تازه گرفتن
gam (فعل)
گرد امدن ، دسته شدن ، بازدید کردن
herd (فعل)
متحد کردن ، گرد امدن ، جمع شدن

معنی کلمه گرد امدن به عربی

گرد امدن
اجتماع , قطيع , کتلة

گرد امدن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی گرد و مدور   • معنی شعبه   • قرائت شده   • اثر عبدالحسین صنعتی زاده   • معنی گرد امدن   • مفهوم گرد امدن   • تعریف گرد امدن   • معرفی گرد امدن   • گرد امدن چیست   • گرد امدن یعنی چی   • گرد امدن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی گرد امدن

کلمه : گرد امدن
اشتباه تایپی : 'vn hlnk
عکس گرد امدن : در گوگل

آیا معنی گرد امدن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )