برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1686 100 1
شبکه مترجمین ایران

گردی

/gardi/

معنی گردی در لغت نامه دهخدا

گردی. [ گ ِ ] (حامص ) تدویر. (ناظم الاطباء). استداره. کرویت.

گردی. [ گ َ ] (اِ) بدبختی و زوال جاه ، همچون : پادشاه گردی و اشراف گردی. (آنندراج ). || (ص نسبی ) سخت باریک و نازک. سخت لطیف و نازک (جامه ).

گردی. [ گ ُ ] (حامص ) پهلوانی. دلاوری. رشادت. شجاعت :
چنین گفت کز عهد شاهان داد
به گردی نخوانمت خسرونژاد.
فردوسی.
ندیدم سواران گردنکشان
به گردی و مردانگی زین نشان.
فردوسی.
ز مردی و گردی به ما ننگرد
از این مرز کس را به کس نشمرد.
فردوسی.
از خاندان خویش بزرگ آمد و شریف
آموخته ز اصل و گهر گردی و گوی.
فرخی.
به شبرنگ شولک درآورد پای
گرایید با گرز گردی زجای.
اسدی.
مران اژدها را به گردی و برز
شنیدی که چون کوفت گردن به گرز.
اسدی.

گردی. [ گ ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان هرسم بخش مرکزی شهرستان شاه آباد، واقع در 50هزارگزی جنوب خاوری هرسم و جنوب خاوری شاه آباد. در دامنه قرار گرفته و دارای 180 تن سکنه است. آب آنجا از زه آب رودخانه ٔ باقرآباد تأمین میشود. محصول آن غلات ، دیم و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. تابستان را از طریق هرسم اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

معنی گردی به فارسی

گردی
دلاوری دلیری پهلوانی شجاعت : ندیدم سواران گردنکشان بگردی و مردانگی زین نشان .
[ گویش مازنی ] /gerdi/ به دنبال در جستجو & دایره - دور – اطراف
[ گویش مازنی ] /gerdi daviyen/ در پی چیزی بودن – به دنبال چیزی بودن
[ گویش مازنی ] /gerdi kaar/ کار کنتراتی که یک نفر انجام آن تعهد کند
[water tourism] [گردشگری و جهانگردی] نوعی گردشگری که در آن گردشگران در تعطیلات برای مشاهدۀ دیدنی های آبی با قایق به سفر می پردازند
[sunlust] [گردشگری و جهانگردی] نوعی گردشگری برای شیفتگان تفریح و استراحت در سواحل شنی دریا و زیر آفتاب
[garden tourism] [گردشگری و جهانگردی] نوعی موضوع گردی که در آن گردشگران از باغ های گیاه شناسی و مکان هایی که ازنظر تاریخ باغبانی دارای اهمیت ویژه ای هستند، بازدید می کنند
گردیدن حاکم یا محصل خراج در بلوکهای قلمرو حکومت خود . بلوک گردش .
زیستن در بیابان بدویت چادر نشینی .
[outdoor recreation] [گردشگری و جهانگردی] هر تفریحی که در فضای باز انجام شود
[ گویش مازنی ] /pe gerdi/ پس وانی در مرثیه یا نوجه – هم خوانی - به نوعی از حالت بستن روسری که گره آن به جای زیرگلو در پشت سر قرار گیرد & تعقیب – دنبال کردن و به دنبال گشتن
عمل پی گرد پی چیزی گشتن .
...

معنی گردی در فرهنگ فارسی عمید

گردی
گرد بودن.
۱. دلیری.
۲. پهلوانی.
راه رفتن در خواب.

گردی در دانشنامه ویکی پدیا

گردی
گردی، روستایی از توابع بخش حمیل شهرستان اسلام آباد غرب در استان کرمانشاه ایران است.
این روستا در دهستان هرسم قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۰۰ نفر (۲۴خانوار) بوده است.
گردی (آرکانزاس) (به انگلیسی: Grady, Arkansas) یک شهر در ایالات متحده آمریکا با جمعیت ۵۲۳ نفر است که در آرکانزاس واقع شده است.
فهرست شهرهای ایالات متحده آمریکا
موقعیت جغرافیایی شهرها و مناطق اطراف به شرح زیر است:
گردی تروست (انگلیسی: Gerdy Troost; ۱ ژانویهٔ ۱۹۰۴ – ۱ ژانویه ۲۰۰۳(2003-01-01)) معمار، و فروشنده آثار هنری اهل آلمان بود. او همسر پاول تروست بود.
گردی قارچان (نام علمی: Psathyrellaceae) نام یک تیره از راسته قارچ های تیغک دار است.
گردی گوره شوی (تپه بزرگ شوی) در شهرستان بانه، بخش مرکزی، روستای شوی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۷ مرداد ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۶۵۷ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
گردی لاش، روستایی از توابع بخش زرآباد شهرستان کنارک در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
این روستا در دهستان زرآباد غربی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۳ نفر (۱۵خانوار) بوده است.
گردی لاش ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

گردی در جدول کلمات

گردی سفید که از سیب زمینی گرفته می شود
نشاسته
هر گردی ••• نیست
گردو
هر گردی ••••• نیست
گردو

معنی گردی به انگلیسی

round (صفت)
چنبری ، مدور ، دایره وار ، گرد ، گردی ، مهره مانند ، بی خرده
heroic (صفت)
بی باک ، حماسی ، گردی ، قهرمانانه ، قهرمان وار
farinose (صفت)
اردی ، گردی ، شبیه گرده گیاه
pulverulent (صفت)
گردی ، خرد شونده ، ازهم پاشنده ، گرد دار

معنی کلمه گردی به عربی

گردی
دورة

گردی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بارانا
دلیری پهلوانی
آتنا
به معنای جای گود یا قدرت و عظمت
P.sh
قدرت
توانایی
س
پهلوانی و دلاوری
خوش‌گو
مقام . پهلوانی
اَرَشک
به لحجه بندرگناوه (استان بوشهر ) گردی =گردش
乙ムⓚⓔЯ
معنی گُردی=پهلوان

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تور طبیعت گردی یک روزه   • تور طبیعت گردی اسپیلت   • تور طبیعت گردی کلوت   • تور طبیعت گردی دالاهو   • تور طبیعت گردی گاندو   • تورهای طبیعت گردی   • تور طبیعت گردی ژیوار   • تور طبیعت گردی شیراز   • معنی گردی   • مفهوم گردی   • تعریف گردی   • معرفی گردی   • گردی چیست   • گردی یعنی چی   • گردی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی گردی

کلمه : گردی
اشتباه تایپی : 'vnd
آوا : gardi
نقش : صفت
عکس گردی : در گوگل

آیا معنی گردی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )