گذارنده

/gozArande/

معنی انگلیسی:
layer

لغت نامه دهخدا

گذارنده. [ گ ُ رَ دَ / دِ ] ( نف ) آنکه از چیزی و جایی درگذرد. عبورکننده :
یکی جادوی بود نامش سنوه
گذارنده راه و نهفته پژوه.
دقیقی.
|| سوراخ کننده. شکافنده :
به نیزه گذارنده کوه آهن
به حمله رباینده باد صرصر.
فرخی.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - عبور دهنده گذارننده . ۲ - عبور کننده گذرنده : یکی جادوی بود نامش ستوه گذارنده راه و نهفته پژوه . ( دقیقی ) ۳ - سوراخ کننده شکافنده : بنیزه گذارند. کوه آهن بحمله ربایند. باد صرصر . ( فرخی )

فرهنگ عمید

کسی که چیزی را در جایی بگذارد.

واژه نامه بختیاریکا

هیلا

مترادف ها

setter (اسم)
اهنگ ساز، گذارنده، توله شکاری و پشمالوی بویی

پیشنهاد کاربران

گذارنده:
واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کروز؛
واژهٔ cruise ریشه در cross، به معنای رد شدن و گذشتن و نیز چلیپا/ صلیب دارد – که اینرا باهاش کاری نداریم و استفاده هم نمی توان کرد– و معنای کلی عبورکردن بی دغدغه می دهد.
...
[مشاهده متن کامل]

پس، گذارنده، به معنی گذرکننده، هم ارز مناسبی برای این جایگزینی است.
بنابراین بن واژگان گذار و گذشتن و �گذارنده�، به ویژه برای دانش رزمی، بسیار مناسب و کاربردی، مخصوصا در جایگزینی واژگان بیگانه، خواهد بود؛ مانند:
موشک گذارنده: cruise missile
گذار کردن: کروز کردن.