برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1571 100 1
شبکه مترجمین ایران

گام

/gAm/

مترادف گام: پا، خطوه، قدم، مشی، افسار، دهنه، لجام، لگام

معنی گام در لغت نامه دهخدا

گام. (اِ) آنقدر از زمین که میان دو پا باشد گاه راه رفتن. قدم . پای. فرجه میان دو قدم. لنگ. پی. این کلمه با افعال برداشن ، زدن. سپردن. گذاشتن ، گذاردن. نهادن. استعمال شود: اختطاء، اختیاط؛ گام زدن. تخطرف ؛ بشتاب رفت و گام فراخ نهاد و دو گام را یک گردانید. جحو، جذف ؛ یک گام. (منتهی الارب ). جذف ؛ گام کوتاه زدن زن و تیز رفتن. (منتهی الارب ). حتکان ؛ گام خرد نهادن. (تاج المصادر بیهقی ). حتک ؛ گام خرد نهادن یا شتافتن. (منتهی الارب ). خدف ؛ تیزروی و گام نزدیک نهادن. خدی ؛ گام فراخ نهاد یا دو گام را یکی گردانید به تیزروی. خطروف ؛ فراخ گام نهنده. خطو خطواً؛ گام زد. (منتهی الارب ). خطوة؛ یک گام. (منتهی الارب ) (ترجمان القرآن ). خُطوة؛ میان دوگام. دالف ؛ گام نزدیک نهنده به سبب بار گران که برداشته باشد. دالی ؛ گام نزدیک نهاده دویدن مانند گرانباران و رفتار شادمان. (منتهی الارب ). دَرم ، درمان ؛ گام خرد نهادن. (تاج المصادر بیهقی ). دِب ّبه ؛ نرم گام زنی و رفتار نرم. دخدخة؛ نزدیک گذاشتن گام در رفتار و سرعت نمودن. دَرَم ؛ گام نزدیک گذاشتن در شتاب روی. دِغنجة؛ گام نزدیک گذاشته رفتن. دمخ الارنب ؛ گام کوتاه زد و بشتاب دوید. رفوه ؛ گام زدن. (منتهی الارب ). شحوه ؛ گام. (یقال فرس ُ بعید الشحوة؛ ای الخطوه ) (منتهی الارب ). قرمطة؛ گام خرد نهادن. (مصادر زوزنی ). قصملة؛ گام نزدیک نهاده رفتن. قطاف ؛ گام تنگ.(منتهی الارب ). قطف ؛ گام خرد نهادن ستور. (تاج المصادر بیهقی ). قطفت الدابةُ؛ قطافاً و قطوفاً؛ گام تنگ زدن ستور. (منتهی الارب ). هذملة؛ نوعی از رفتار شتاب که در آن گام نزدیک نهند. قطا الماشی ؛ گام نزدیک نهاده رفت از نشاط. تقطقط؛ گام نزدیک نهاده شتافتن. قطوان ؛ گام نزدیک گذارنده در رفتار. قطوطی ؛ گام نزدیک نهنده در رفتار و مرد درازپای نزدیک گام. اقطوطی ؛ گام نزدیک نهاد در رفتار. (منتهی الارب ). کتو؛ گام خرد نهادن. (تاج المصادر بیهقی ). کتو؛ گام نزدیک نهادن. کتیت ؛ گام نزدیک گذاشتن در شتافتگی. سدی ؛ گام فراخ ...

معنی گام به فارسی

گام
قدم، فاصله میان دوپاهنگام راه رفتن
( اسم ) لگام لجام : زخاک شمس فلک زر کند که تا گردد ستام و گام و رکاب براق تو زر کند . ( سوزنی ) ۳ - ( اسم ) دایره دور. نغمات هشتگان. گام توالی هشت نوت موسیقی است که بترتیب طبیعی دنبال یکدیگر قرار گیرند چون عد. نوتهای موسیقی هفت است همیشه نوت هشتم گام اسم نوت اول گام را خواهد گرفت . هر گام باسم نوتی که از آن شروع میشود موسوم است . نوتهای گام را درجات گام گویند . پس هر گام دارای هشت درجه است چنانکه فوق نوت دو موسوم است بدرج. اول گام دو و نوت سل درج. پنجم و نوت سی درج. هفتم . همچنین گام بر دو قسم است : بالا رونده و پایین رونده . در گام بالا رونده نوتها از پایین ببالا میروند و در گام پایین رونده بعکس یعنی از بالا بپایین میایند . توضیح ۱ - گام بر دو قسم است : یا گام بالا رونده . ( برشو ) گامی است که در آن نوتها از پایین ببالا میروند . یا گام پایین رونده ( فروشو ) گامی است که در آن نوتها از بالا بپایین میایند . توضیح ۲ - گام طبیعی را نیز بر دو قسم تقسیم کردهاند : یا گام بزرگ . ( ماژور ) . و آن گامی است که از پنج پرده ( تن ) و یک و نیم پرده تشکیل شود . یا گام کوچک . ( مینور ) و آن گامی است که از سه پرده و سه نیم پرده و یک و نیم پرده تشکیل گردد .
دایره
[phase] [عمومی] مرحله و دورۀ مشخص در یک فرایند
[pitch] [حمل ونقل هوایی] مقدار پیشروی ملخ در یک دور کامل، اگر سُرش صفر باشد
[scale] [موسیقی] توالی بالارونده یا پایین روندۀ نغمه ها
[march] [علوم نظامی] قطعه ای موسیقی که با ضرب نواخته می شود و برای برگزاری رژه طراحی شده است
[inductive step] [ریاضی] بخشی از تعریف بازگشتی یا تعریف استقرایی که مبین تولید هر جملۀ دنباله از جمله یا جمله های قبلی است
[travelling] [ورزش] در بسکتبال، تخلفی که در آن بازیکن دارای توپ، بدون توپ بَری، گام اضافی برمی دارد
...

معنی گام در فرهنگ معین

گام
[ فر. ] (اِ.) توالی طبیعی هشت نُت موسیقی که به طور طبیعی پشت سر هم قرار بگیرند.
[ په . ] (اِ.) فاصله میان دو پا، قدم .
(نَ دَ) (مص ل .) از حد خویش تجاوز کردن .
(زَ دَ) (مص ل .) رفتن ، راه پیمودن .
(س پُ دَ) (مص ل .) طی کردن ، طی کردن راه .
(ق مر.) آهسته آهسته ، آرام آرام .
(ق مر.) آهسته آهسته ، آرام آرام .

معنی گام در فرهنگ فارسی عمید

گام
فاصلۀ میان دو پا هنگام راه رفتن، قدم.
* گام برداشتن: (مصدر لازم) به راه افتادن، قدم بر داشتن.
* گام برگرفتن: (مصدر لازم) = * گام برداشتن
* گام بیرون نهادن: (مصدر لازم) [قدیمی]
۱. قدم بیرون گذاشتن.
۲. از حد خود تجاوز کردن.
* گام زدن: (مصدر لازم) [قدیمی] قدم زدن، قدم برداشتن، راه رفتن: اگر گامی زدم در کامرانی/ جوان بودم چنین باشد جوانی (نظامی۲: ۲۶۳).
* گام سپردن: (مصدر لازم) [قدیمی] راه پیمودن، طی طریق کردن
* گام شمردن: (مصدر لازم) [قدیمی]
۱. قدم برداشتن، گام زدن.
۲. از روی حساب و به احتیاط قدم برداشتن.
* گام گذاردن: (مصدر لازم) = * گام نهادن
* گام گذاشتن: (مصدر لازم) = * گام نهادن
* گام نهادن: (مصدر لازم) قدم گذاشتن.
لجام.
هشت نت که به ترتیب طبیعی صداها پشت سر هم باشد.
۱. رونده.
۲. تند رو.
۳. قاصد.
۴. اسب تندرو: یکی اسب باید مرا گام زن/ سم او ز پولاد خارا شکن (فردوسی: ۲/۱۲۷ حاشیه).
آن که طی طریق می کند، رونده.
= خوش رفتار
سبک پا، تندرو، تیزرو.
۱. آن که گام های بلند و فراخ برمی دارد، تیزرو، فراخ قدم.
۲. [مجاز] لاابالی، بی بندوبار.

گام در دانشنامه ویکی پدیا

گام
گام می تواند به موارد زیر اطلاق شود:
گام (موسیقی)
گام (واج شناسی) یا پایه یک واحد واج شناختی بزرگ تر از هجا و کوچک تر از کلمه
گام (دهانه) یک دهانه برخوردی در ماه است.
این دهانه ۱ دهانه اقماری دارد.
در مقطع نگاری رایانه ای نسل ششم به بعد، گام (به انگلیسی: pitch) نام یک پارامتر است که با حرکت پیچشی سیستم ایجاد می شود.
M مقدار حرکت انتقالی میز (به میلیمتر) به ازای یک دور دوران کامل سیستم بوده.
WD عرض آشکارساز (به میلیمتر) در آیزوسنتر است.
این کمیت یا پارامتر، متغیر و قابل تنظیم است. دو نوع گام داریم: گام آشکارساز و گام کلیماتور.
اگر سیستم دارای آرایه چند ردیفی (مثل سیستمهای نسل هفتم) باشد، آنگاه «گام آشکارساز» (PD) را اینطور تعریف می کنند:
که در اینجا:
گام (به فرانسوی: gamme) توالی چند نت است که به ترتیب ارتفاع مرتب شده اند و گستره صوتی شان جمعاً دوازده نیم پرده متساوی یا یک اکتاو است. گام ممکن است بالارونده یا پایین رونده باشد، یعنی ارتفاع نت ها در آن به ترتیب صعودی یا نزولی مرتب شده باشد.
اکتاو
گام دیاتونیک
گام کروماتیک
گام مینور
گام ماژور
گام بزرگ نسبی
گام کوچک نسبی
در موسیقی کلاسیک گام ها با استفاده از نیم پرده های متساوی (بر اساس اعتدال مساوی) تعریف می شوند و فواصل کوچکتر از نیم پرده (یا ریزپرده) در گام های موسیقی کلاسیک وجود ندارند. در موسیقی برخی مناطق دنیا، از جمله موسیقی سنتی ایرانی، ترکی و عربی فواصل کوچکتری نظیر ربع پرده نیز به کار می روند.
هر گام بر اساس اولین نت آن نامگذاری می شود، برای مثال، گام «لا» از نت لا شروع شده و پس از پیمودن فاصله هایی (پرده هایی) به اکتاو یا فاصلهٔ هشتم (نت «لا» ی بعدی) می رسد. قسمت بعدی نام یک ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

گام در جدول کلمات

گام برداشتن در امری
اقدام
گام برداشتن در انجام کاری
اقدام
گام به گام
پابپا
گام یک پا
لی
خطای گام اضافی در بسکتبال
رانینگ
نخستین انسانی که طی ماموریت آپلو 11 در 20 ژوییه 1969 بر کره ماه گام نهاد
نیلا رمسترانگ

معنی گام به انگلیسی

pace (اسم)
سرعت ، تندی ، شیوه ، قدم ، گام
going (اسم)
جریان ، رفتن ، عزیمت ، گام ، وضع زمین ، وضع جاده ، زمین جاده ، پهنای پله ، مشی زندگی
scale (اسم)
درجه ، تناسب ، وزن ، ترازو ، نسبت ، اندازه ، معیار ، پوسته ، مقیاس ، پله ، فلس ، گام ، کفه ترازو ، مقیاس نقشه ، خط مقیاس ، هر چیز مدرج ، وسیله سنجش ، هر چیز پله پله ، اعداد روی درجه گرماسنج و غیره ، پولک یا پوسته بدن جانور
gamut (اسم)
حدود ، وسعت ، حیطه ، هنگام ، گام
gait (اسم)
مشی ، گام ، یورتمه روی ، قدم رورفتن
stride (اسم)
قدم ، گام
pitch (اسم)
اوج ، درجه ، پرتاب ، استقرار ، سرازیری ، گام ، پلکان ، زیر و بمی صدا ، قیر ، دانگ صدا ، لباب ، ضربت باچوگان ، اوجپرواز ، جای شیب
step (اسم)
رفتار ، درجه ، رتبه ، مرحله ، پله ، قدم ، گام ، پلکان ، صدای پا ، رکاب
footstep (اسم)
قدم ، جای پا ، رد پا ، گام ، جاپا ، گام برداری ، پی
footpace (اسم)
قدم ، طرز راه رفتن ، گام
tempo (اسم)
گام ، وقت ، میزان سرعت

معنی کلمه گام به عربی

گام
خطوة , خطوة واسعة , ذهاب , سرعة , سلسلة , مشية
خطوة , عصابة
مشية
سرعة , مشي
هامش
موکب
خطوة واسعة

گام را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سارینا سلیمانی
یعنی:قدم و دهنه
به توچه
قدم برداشتن
محدثه
قدم های بزرگ
زهرا
قدم برداشتن
علی باقری
گام : [اصطلاح نظامی ]یک دور چرخش کامل خان را گام می گویند .
علی باقری
گام: به نظر می رسد گام در فارسی با واژه انگلیسی come (آمدن) و Coming (درحال آمدن)که بیشتر منظور از آمدنی است که با قدم زدن و پیاده آمدن صورت گرفته و همچنین با واژه welcome که به معنی (خوش آمدید) که معنی تحت الفظی آن قدم خوب و خوش قدم هست ، از یک ریشه باشند.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اتوماسیون گام   • گام ماژور و مینور   • معنی گام   • گام های موسیقی ایرانی   • گام موسیقی   • گام دیاتونیک   • انواع گام های موسیقی   • گام در گیتار   • مفهوم گام   • تعریف گام   • معرفی گام   • گام چیست   • گام یعنی چی   • گام یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی گام

کلمه : گام
اشتباه تایپی : 'hl
آوا : gAm
نقش : اسم
عکس گام : در گوگل

آیا معنی گام مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )