گالا

شبکه مترجمین ایران

لغت نامه دهخدا

گالا. ( اِخ ) نام قوم بزرگی است در افریقای شرقی. مسکن و مأوای اصلی آنها در طرف جنوب حبشه است ، اما بنقاط داخلی افریقا انتشار یافت ، تا سودان و حتی سودان غربی رفته اند اصل مسکن گالاها در جنوب حبشه است ، از طرف شمال ، با حبشه و از سوی مشرق با اراضی سومالی محدود میباشد» از جنوب تا حدود زنگبار و بحیره نیانزه ، و از سمت مغرب تا منابع نیل کشیده میشود، کشور گالاها از 13 درجه عرض شمالی ، تا 4 درجه عرض جنوبی و از 31 درجه تا 41 درجه طول شرقی امتداد میبابد و مساحت آن قریب به 716000 گز و شماره اهالی آن به 7 - 8 میلیون بالغ میگردد گرچه هنوز احوال این اراضی وسیع بخوبی معلوم نشده ولی از آنجائی که میاه جاریه او وارد نیل ابیض میشود حدس زده اند که جاهای بلند و خوش آب و هوا باید باشد. رنگ گالاها سیاه نیست ولی خیلی اسمرند، یک نوع سرخی به لون مس در سیمای آنان مشاهده میشود، لیکن با این وصف اینان از جنس زنگی نیستند و از حیث قیافه و سیما به نژاد قفقازی بیشتر شباهت دارند، خطوط منتظم ، پیشانیشان بلند و گشاده ، چشمهایشان درشت ، دماغ هایشان مستقیم و نازک ، لبهایشان ظریف و دندانهایشان منتظم وکوچک ، قامتشان دراز، و قد و قواره شان موزون میباشد خلاصه اینکه گالاها را جمیل ترین جنس افریقا باید دانست ، مردانشان در سواری و به کار بردن نیزه و سپر مهارت و شجاعت کامل دارند موهایشان مجعد و دراز است که تاروی شانه های آنها می آید، در مواقع زد و خورد بشکل دسته بافته در می آورند زبانشان موزون و لطیف است اکثر افرادشان صاحب فصاحت و طلاقت اند، کلمه «گالا» در زبان اینان بمعنی مهاجر و فاتح میباشد، علاوه بر این اصل نامشان «اورما» است ، و قسم اعظم آنها به چوپانی اشتغال دارند و غیر از برخی از متوطنان در داخله حبشه تماماً مسلمانند تا آنجا که برخی از اینان دین اسلام را در نقاط اندرونی افریقا و سودان غربی و جنوبی منتشر ساخته اند، این قوم به قبائل زیاد انقسام یافته و هر قبیله شیخی دارد که از طرف یک مجلس منتخب تعیین میگردد و هر سال این شیوخ عوض میشوند، و اعضای مجلس منتخب در هر شانزده سال تبدیل و تجدید میگردند. منازعه و مجادله در بین قبائل به صورت دائمی ادامه دارد: از زنگیان سودان برده میگرفته و بفروش میرسانده اند.

فرهنگ فارسی

قومی بزرگ در افریقای شرقی که مسکن اصلی آنان نواحی جنوب حبشه است ولی بنقاط داخلی افریقا مهاجرت کردند و تا سودان غربی پیش رفتند . رنگ افراد این قوم سیاه نیست بلکه اسمرقند است و نوعی سرخی برنگ مس در چهره آنان دیده میشود . خطوط صورت منظم پیشانی بلند و گشاده چشمها درشت بینی مستقیم و نازک لبها ظریف دندانها منظم و کوچک قامت بلند و هیکلشان موزون میباشد . موهایشان مجعد و دراز است و تا روی شانه میرسد . مردان در سواری و بکار بردن نیزه و سپر مهارت دارند . بیشتر بچوپانی اشتغال دارند و غالبا مسلمانند .

واژه نامه بختیاریکا

( گالائین ) ؛ از قطعات گاو آهن

دانشنامه آزاد فارسی

گالا (Galla)
(یا: اُرومو) از اقوام کوشیتی ساکن بخش جنوبی اتیوپی و شمال غربی کنیا. زبان گالا زبانی حامی ـ سامی (افریقایی ـ آسیایی) است، و در حدود ۱۲میلیون نفر به آن تکلم می کنند. بیشتر گالاها کشاورزان یکجانشین اند، جز برخی از آن ها که در جنوب زندگی می کنند و شبان های کوچنده به شمار می آیند. گالاها ابتدا از فلات اتیوپی و امپراتوری اتیوپی به طرف جنوب گسترش یافتند. گالاهای جنوبی به باورهای سنتی پابندند، در حالی که گالاهای شمالی مسلمان یا مسیحی اند.

پیشنهاد کاربران

ترکی
گالا به فارسی یعنی هرگز
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما