برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1472 100 1

کینه

/kine/

مترادف کینه: بغض، پدرکشتگی، تنفر، حقد، دشمنی، عداوت، عناد، غرض، کین، نفرت

متضاد کینه: محبت، مهر

معنی کینه در لغت نامه دهخدا

کینة. [ ک َ ن َ ] (ع اِ) کُنار. (منتهی الارب ). بار درخت سدر. (از اقرب الموارد). || درخت کُنار. (ناظم الاطباء). || (اِمص ) پذیرفتاری. (منتهی الارب ). پذیرفتاری و کفالت. واحد کَیْن. (ناظم الاطباء). کفالت. (اقرب الموارد).

کینة. [ ن َ ] (ع اِ) سختی خواری. (منتهی الارب ). شدت خوارکننده. (از اقرب الموارد). سختی وشدت. خواری و مذلت. (ناظم الاطباء). || بدحالی ، و گویند: بات فلان بکینة سوء؛ ای بحالة سوء. (منتهی الارب ). || حالت. یقال : بات فلان بکینةسو؛ ای بحالة سوء. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).

کینه. [ ن َ / ن ِ ] (اِ) به معنی بیمهری و عداوت و آزار کسی را در دل پوشیده داشتن باشد. (برهان ). بغض و عداوت. کین. (آنندراج ) . دشمنی و عداوت و بدخواهی و آزار کسی در دل پنهان داشتن. (ناظم الاطباء). کین. دشمنی نهفته در دل. خصومت پنهانی و عداوت که از سوء رفتار یا گفتار کسی در دل گیرند. بغض. بغضاء. حقد. غل. حَنَق. ضِغْن. ضَغینة. ذَحل. اِحْنة. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
زبانی سخنگوی و دستی گشاده
دلی هَمْش کینه هَمَش مهربانی.
دقیقی.
بِنِه کینه و دورباش از هوا
مبادا هوا بر تو فرمانروا.
فردوسی.
به یزدان که از تو مرا کینه نیست
به دل نیز آن کینه دیرینه نیست.
فردوسی.
میاز ایچ با آز و با کینه دست
به منزل مکن جایگاه نشست.
فردوسی.
بدو گفت شاپور کز بوستان
نروید همی کینه ٔ دوستان.
فردوسی.
از پدر چون از پدندر دشمنی بیند همی
مادر از کینه بر او مانند مادندر شود.
لبیبی.
رزبان آمد با حمیت و با کینه
خونشان افکند اندر خم سنگینه.
منوچهری.
گر هیچ سخن گویم با تو ز شکر خوشتر
صد کینه به دل گیری صد اشک فروباری.
منوچهری.
برادر با برادر کینه ور بود
ز کینه دوست از دشمن بتر بود.
(ویس و رامین ).
هرکه یک روز جست کینه ٔ او.
قطران.
زبهر این زن بدخوی بدمهر
چه باید بود با یاران به کینه ؟
ناصرخسرو.
گر خوی ...

معنی کینه به فارسی

کینه
۱ - عداوت دشمنی مقابل مهر محبت . ۲ - نفرت تنفر . ۳ - انتقام .
سختی خواری . شدت خوار کننده . سختی و شدت . خواری و مذلت .یا بد حالی .
[ گویش مازنی ] /kine/ چوبی که روی دستگاه گاو آهن سوار کنند - ته هر چیز ۳قنداق تفنگ
( مصدر ) انتقام کشیدن .
نام لحن نوزدهم از سی لحن باربد ولی نظامی در فهرستی که در خسرو شیرین آورده آنرا لحن بیست و نهم از سی ویک لحن باربد یاد کرده : [ چو کردی [ کین ایرج ] را سر آغاز جهان را کین ایرج نو شدی باز. ] ( نظامی )
( مصدر ) انتقام کشیدن .
آنکه کین. دیگری در دل گیرد تا در فرصتی مناسب ابراز کند و انتقام گیرد .
( مصدر ) انتقام کشیدن : بعد از یک سال ملک غور الحسین بن الحسن بکین توختن خروج کرد بر برادر زاده ... .
( صفت ) انتقام گیرنده منتقم .
کینه اندوز . کینه کش . کینه خواه . صاحب کینه و انتقام کشنده و تلافی بدی کننده . کینه توزنده .
انتقام کشیدن . انتقامجویی کردن . خونخواهی کردن . کینه کشیدن . کینه خواستن .
( صفت ) انتقام جو .
انتقام جویی
( مصدر ) انتقام کشیدن : شاها . ز سنان تو جهانی شد راست تیغ تو چهل سال زاعداکین خواست . ( سلجوقنام. ظهیری )
( صفت ...

معنی کینه در فرهنگ معین

کینه
(نِ) (اِ.) دشمنی ، عداوت .
(نِ) (ص مر.) انتقام جو.

معنی کینه در فرهنگ فارسی عمید

کینه
۱. دشمنی، عداوت، بغض.
۲. = انتقام
۳. [قدیمی] جنگ.
* کینه به دل گرفتن: احساس دشمنی پیدا کردن.
* کینه خواستن (جستن، توختن): (مصدر لازم) [قدیمی] انتقام گرفتن.
* کینه داشتن: (مصدر لازم) دشمنی داشتن.
* کینه ساختن: (مصدر لازم) [قدیمی] جنگیدن.
* کینهٴ شتری: [عامیانه، مجاز] کینۀ شدید و ماندگار.
* کینه کشیدن: (مصدر لازم) [قدیمی] انتقام گرفتن.
۲. [قدیمی] جنگیدن.
* کینه ورزیدن: (مصدر متعدی)
۱. دشمنی ورزیدن.
۲. انتقام جستن.
کسی که در دل از کسی کینه دارد، کینه کش، انتقام گیرنده.
انتقام جویی.
انتقام جو.
انتقام جویی.
انتقام جو.
انتقام جویی.
= کینه توز
دارای کینه، انتقام جو.
انتقام جو، انتقام گیرنده.
انتقام جویی، انتقام گیری.

کینه در دانشنامه اسلامی

کینه
کینه و دشمنی بر دو قسم است: قسم اول را «حقد و کینه» گویند. و قسم دوم را «عداوت» نامند. هر یک از این دو قسم از صفات مهلکه و اخلاق رذیله است. و از اخبار مستفاد می شود که: مؤمن کینه ور نیست. و در غالب اوقات صفات مهلکه دیگر نیز از کینه و عداوت متولد می گردد، چون حسد و غیبت و دروغ و بهتان و شماتت و اظهار عیب و دوری و ایذاء و سخریّت و استهزاء و غیر این ها از آفات و اعمال محرمه است که دنیا و دین آدمی را فاسد می سازد.
کینه و دشمنی بر دو قسم است: زیرا هر که عداوت کسی را در دل دارد یا آن را در دل پنهان می کند و انتظار زمان فرصت را می کشد، یا آشکار در صدد ایذا و اذیت آن شخصی است که او را دشمن دارد، و اظهار عداوت او را می کند.قسم اول را «حقد و کینه» گویند، که عبارت است از: پنهان کردن عداوت شخصی در دل.و قسم دوم را «عداوت» نامند، و این ثمره قسم اول است، زیرا که: چون کینه قوّت گرفت و عداوت شدید گردید، خزانه دل از محافظت آن عاجز، و پرده از روی کار بر می دارد. و قسم اول از ثمرات غضب است، زیرا که: چون آدمی بر دیگری خشم گیرد و به جهت عجز از انتقام یا مصلحتی دیگر آن وقت اظهار غضب نکند و خشم خود را فرو برد و در دل خود پنهان سازد کینه حاصل می شود. و هر یک از این دو قسم از صفات مهلکه و اخلاق رذیله است.و از اخبار مستفاد می شود که: مؤمن کینه ور نیست. و در غالب اوقات صفات مهلکه دیگر نیز از کینه و عداوت متولد می گردد، چون حسد و غیبت و دروغ و بهتان و شماتت و اظهار عیب و دوری و ایذاء و سخریّت و استهزاء و غیر این ها از آفات و اعمال محرمه است که دنیا و دین آدمی را فاسد می سازد.و اگر فرض شود که هیچ یک از این ها حاصل نشود همان خود بغض و عداوت او از امراضی است که نفس قدسی را بیمار، و همیشه روح از آن متالّم و در آزار است. آدمی را از بساط قرب الهی دور، و از مرافقت ساکنان عالم قدس مهجور می گرداند. و صاحب خود را منع می کند از آنچه شیوه اهل ایمان و شیمه اخیار و نیکان است، و از بشاشت و شکفتگی و مهربانی و فروتنی و مرافقت و همنشینی نسبت به کسی که کینه او را در دل دارد. و خود را از اعانت و قضاء حوائج او باز می دارد.و هر یک از این ها درجه ای از دین را کم می کند و پرده میان آدمی و میان بار یافتگان بزم تقرب می گردد. و از این جهت است که در اخبار و آثار مذمت بی شم ...

کینه در دانشنامه ویکی پدیا

کینه
کینه ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
کینه (فیلم)
کینه (فیلم ۱۳۳۳)
کینه (فیلم ۱۳۵۴)
بد خون (Bad Blood) اثر خواننده و ترانه سرای آمریکایی تیلور سوئیفت از آلبوم ۱۹۸۹ می باشد. سوئیفت این ترانه را همراه با مکس مارتین و شلبک نوشته است. گفته می شود ترانه دربارهٔ کیتی پری است.
کیتی پری در سال ۲۰۱۷ ترانه سوییش سوییش را در پاسخ به این ترانه منتشر کرد.
کینه نام فیلمی ایرانی است به کارگردانی و نویسندگی پرویز خطیبی که محصول سال ۱۳۳۳ است.
کینه (فیلم ۱۳۵۴) فیلمی به کارگردانی عباس کسایی و نویسندگی میلاد ساختهٔ سال ۱۳۵۴ است.
کینه فیلمی ترسناک آمریکایی است که در سال ۲۰۰۴ از روی فیلمی ژاپنی به همین نام (Ju-on) ساخته شده است. این فیلم اولین فیلم از مجموعه فیلم هایی با نام کینه است. کارگردانی آن بر عهده تاکاشی شیمیزو بوده و اولین بار در ۲۲ اکتبر ۲۰۰۴ در آمریکای شمالی پخش شد.
کینه ۲ (به انگلیسی: The Grudge 2) نام یک فیلم آمریکایی است. این فیلم دنباله ای بر فیلم ترسناک کینه، محصول سال ۲۰۰۴، به شمار می رود.
کینه ۳ (به انگلیسی The Grudge ۳) عنوان سومین قسمت از سری فیل ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با کینه

کینه در جدول کلمات

کینه
ضب, وژ
کینه توزی
انتقام
کینه توزی و انتقام
دمار
کینه جو
بدخواه
کینه جو و شک برنده
بددل
با کسی بد شدن و کینه او را به دل گرفتن
چپ افتادن
مردم سخت کینه توز ناحق گرای
لد

معنی کینه به انگلیسی

hatred (اسم)
تنفر ، بیزاری ، نفرت ، ستیز ، دشمنی ، عداوت ، کینه ، غل ، بغض
animosity (اسم)
ستیز ، دشمنی ، خصومت ، عداوت ، کینه ، شهامت ، جسارت ، ستیزه جویی ، ستیزگی ، ضدیت
enmity (اسم)
نفرت ، دشمنی ، خصومت ، عداوت ، کینه ، ستیزگی ، ضدیت ، دوءیت
rancor (اسم)
عداوت ، کینه ، بدخواهی ، خصومت دیرین
grudge (اسم)
بیزاری ، کینه ، بی میلی ، غبطه ، غرض ، لج ، اکراه
spite (اسم)
کینه ، بدخواهی ، غرض ، لج ، بغض
vengeance (اسم)
کینه ، انتقام
peeve (اسم)
کینه ، غرض
onomastic (صفت)
کینه ، اسمی ، وابسته به اسم ، مرکب از اسم

معنی کلمه کینه به عربی

کینه
ثار , حقد , عداوة , کراهية , نکاية ، إحْنة
راسخ
حقود , متصلب
حقد
خبيث , فتاک
عدو
انتقام
انتقم له
علي الرغم من , کره , نکاية

کینه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

هانیه
نگهداری خاطره بدی یا بدی های کسی و منتظر فرصتی برای انتقام گیری بودن.
نبیره
بخل و دشمنی و حسادت
ماهی
از کسی دشمنی به دل داشتن.
معصومه سلیمی
حسادت کینه دوزی
علی باقری
کینه: در پهلوی در ریخت کنگ kēnag بکار می رفته است.
((پر از درد خوالیگران را جگر
پر از خون دو دیده پر از کینه سر))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 289.)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• کینه فیلم   • کینه 4   • کینه فیلم ترسناک   • کینه چیست   • معنی کینه   • کینه شخصیتهای فیلم   • کینه 2   • کینه 1   • مفهوم کینه   • تعریف کینه   • معرفی کینه   • کینه یعنی چی   • کینه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کینه
کلمه : کینه
اشتباه تایپی : ;dki
آوا : kine
نقش : اسم
عکس کینه : در گوگل

آیا معنی کینه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )
شبکه مترجمین ایران