برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1530 100 1
شبکه مترجمین ایران

کیفی

/keyfi/

معنی کیفی در لغت نامه دهخدا

کیفی. [ ک َ / ک ِ ] (ص نسبی ) منسوب به کیف. چونی .مقابل کَمّی. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || مأخوذ از تازی ، مست و مخمور. || هر چیزی که مستی آورد و نشئه دهد. (ناظم الاطباء).

کیفی. [ ] (اِخ ) حصن کیفی ، قلعه ای است میان آمِد و جزیره ٔ ابن عمر. (منتهی الارب ) : سلطان جنید از اردبیل با بسیاری ازاهل ارادت طریق مسافرت اختیار نموده به جانب دیاربکر نهضت فرمود و چون حصن کیفی که به حصن کیف اشتهار یافته از یمن مقدم همایونش غیرت افزای گنبد گردون شد... (حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 425). چون خبر آن [ حرکت شاه اسماعیل صفوی ] به سمع الوند رسید عنان تمکن و ثبات از دست داده متوجه کیفی گردید و از کیفی نیز راه گریز پیش گرفته. (حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 469).

کیفی. [ ک َ / ک ِ ] (اِخ ) معروف به نومسلمان. از شاعران قرن یازدهم هجری است. در سبزوار متولد گردید و به سیستان مهاجرت کرد و از دین یهود به اسلام مشرف شد. صاحب تذکره ٔ میخانه به سال 1025 هَ. ق. وی را در لاهور ملاقات کرده است. مثنویی در بحر مثنوی مولوی سروده و آن را آگاهنامه نامیده است. وی از ملازمان شاهزاده خرم شاهجهان در هند بوده است. از اشعار اوست :
چون نگریم کز عدم با نامرادیهای بخت
غافلم آورده اند و باز غافل می برند.
رجوع به تذکره ٔ میخانه ص 876 و تذکره ٔ عرفات العاشقین و فرهنگ سخنوران شود.

معنی کیفی به فارسی

کیفی
منسوب به کیف ٠ چونی مقابل کمی ٠ یا ماخوذ از تازی مست و مخمور یا هر چیزی که مستی آورد و نشئه دهد ٠
موضعی است به جزیره ای از دیار مصر جایگاهی است در دیار مصر در جزیره قرب حران .
[laptop computer] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] رایانه ای سبک و کوچک که به منظور حمل آسان و قرار دادن روی زانو طراحی شده باشد
[attribute] [آمار، ریاضی] مشخصۀ کیفی یک فرد آماری در مقابل مشخصۀ کمّی آن
[qualitative uncertainty] [آینده پژوهی و آینده نگری] موقعیتی که در آن آینده های بدیل ازنظر ساختاری منطق های متفاوتی دارند متـ . عدم قطعیت ساختاری structural uncertainty

معنی کیفی در فرهنگ معین

کیفی
(کِ یا کَ) (ص .) ۱ - دارای شکل کیف . ۲ - قابل گذاشتن در کیف .

معنی کیفی به انگلیسی

qualitative (صفت)
چونی ، کیفی

معنی کلمه کیفی به عربی

التطور النوعي

کیفی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

جمشید احمدی
نیک فر
همانند: دنیای کیفی = جهان نیک فر
نیازعلی شمس
چونشی،بهتر: چونش نما
جمشید احمدی
نیک فر
کمی = شمار فر
علی باقری
کیفی:[ اصطلاح بازار طلا]کیفی‌های بازار یا بازاریابان طلا، سفیرانی هستند که از جانب بنکداران و سازندگان طلا به مغازه‌های تکفروشی می‌روند تا از آن‌ها سفارش کار بگیرند و به پخش طلای سازندگان و عمده فروشان کمک کنند.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• انواع روش تحقیق کیفی   • تحقیق کیفی+ppt   • نمونه تحقیق کیفی   • تحقیق کمی   • روش تحقیق کیفی pdf   • انواع روش های تحقیق کمی   • کتاب روش تحقیق کیفی   • روش تحقیق کیفی doc   • معنی کیفی   • مفهوم کیفی   • تعریف کیفی   • معرفی کیفی   • کیفی چیست   • کیفی یعنی چی   • کیفی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کیفی

کلمه : کیفی
اشتباه تایپی : ;dtd
آوا : keyfi
نقش : صفت
عکس کیفی : در گوگل

آیا معنی کیفی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )