برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1613 100 1
شبکه مترجمین ایران

کیفر

/keyfar/

مترادف کیفر: انتقام، تادیب، تقاص، تنبیه، جزا، عقوبت، مجازات، مکافات، تغار، مشک

متضاد کیفر: پاداش

معنی کیفر در لغت نامه دهخدا

کیفر. [ ک َ / ک ِ ف َ ] (اِ) مکافات بدی. (فرهنگ رشیدی ). مکافات نیکی و مکافات بدی را گویند، و به عربی جزا خوانند. (برهان ). پاداش و جزای عمل بد. (غیاث ). به معنی مکافات است ، در جای مکافات بدی استعمال می شود چنانکه پاداش در محل تلافی خوب. (آنندراج ) (انجمن آرا). جزا و پاداش و مکافات نیکی و بدی و عوض و بدل. (ناظم الاطباء). پاداش کار نیک و بد. جزا. مکافات. (فرهنگ فارسی معین ). جزا. پاداش. بادافراه. بادافره. عقوبت. عقاب. مکافات. مجازات. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
گویی به فلان جای یکی سنگ شریف است
هر کس که زیارت کندش هستش کیفر.
ناصرخسرو.
اگر چنین کارها کرد، کیفر کرده چشید. (تاریخ بیهقی ).
این خاک توده خانه ٔ پاداش و کیفر است.
کافی بخاری (از امثال و حکم ).
رجوع به کیفر بردن شود.
- به کیفر رساندن ؛ مجازات کردن.
- به کیفر رسیدن ؛ مجازات دیدن. مکافات یافتن.
- کیفر دیدن ؛ مجازات یافتن. مکافات دیدن. رجوع به مدخل کیفر بردن شود.
- کیفر یافتن . رجوع به ترکیب قبل و مدخل کیفر بردن شود.
|| (اصطلاح حقوق ) جزا. مجازات قانونی. (فرهنگ فارسی معین ).
- کیفر انتظامی مأمورین قضایی ؛ (اصطلاح حقوق )کیفری است که دادگاه انتظامی می تواند در صورت ثبوت تخلف قضات ، مطابق درجه ٔ اهمیت آن حکم دهد. (فرهنگ حقوقی تألیف جعفری لنگرودی ).
- کیفر انضباطی ؛ (اصطلاح حقوق ) مجازاتهای مربوط به تقصیرات انضباطی را گویند. (فرهنگ حقوقی تألیف جعفری لنگرودی ).
- کیفر تبعی ؛ (اصطلاح حقوق جزا) کیفر تبعی اثرناشی از حکم است بدون قید در حکم (مانند محرومیت ازحقوق اجتماعی ) و کیفر تکمیلی نظیر کیفر تبعی است بااین تفاوت که مثل کیفر اصلی در حکم دادگاه قید می شود (مانند اقامت اجباری در محل مخصوص ). نقطه ٔ مقابل کیفر تبعی و تکمیلی ، «کیفر اصلی » است. (از فرهنگ حقوقی تألیف جعفری لنگرودی ).
- کیفر تکمیلی. رجوع به ترکیب قبل شود. || پشیمانی بود. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 131). ندامت و پشیمانی را نیز گویند. (برهان ).پشیمانی. (آنندراج ) (انجمن آرا). ندامت و پشیمانی. (ناظم الاطباء). | ...

معنی کیفر به فارسی

کیفر
سزا، جزا، مکافات
( اسم ) ۱ - ظرفی باشد تغار مانند که ماست فروشان و برزیگران شیر و ماست در آن کنند و کنار آن از کنار تغار اندکی بلند تر است : شیر عشاق به پستان در بسیار شدست چشم دارد که فرو ریزد در کیفر تو . ( طیان بمی ) ۲ - ظرف شیر و ماست ( مطلقا ) . ۳ - مشک دوغ .
( مصدر ) بجزای عمل خود رسیدن : ای شاهزاده . هر که بدی کند کیفر برد .
( اسم ) ادعا نام. دادستان ( مدعی العموم ) .
( مصدر ) جزای عمل کسی را بوی دادن .
کیفر بردن . به جزای عمل خود رسیدن . مجازات یافتن . مکافات دیدن .

معنی کیفر در فرهنگ معین

کیفر
(کِ یا کَ یْ فَ) (اِ.) جزا، پاداش ، مکافات نیکی و بدی .

معنی کیفر در فرهنگ فارسی عمید

کیفر
ظرف شیر و ماست، تغار ماست.
۱. سزا، جزا، مکافات.
۲. [قدیمی] سنگی که بر سر دیوار برج یا قلعه می گذاشتند که وقتی دشمن نزدیک شود بر سرش بزنند.
* کیفر بردن: (مصدر لازم) [قدیمی] به سزای عمل خود رسیدن.
* کیفر دادن: (مصدر متعدی) سزای عمل کسی را دادن.

کیفر در دانشنامه ویکی پدیا

کیفر
کیفر یا مجازات به تحمیل عملی رنج آور بر شخصی دیگر گفته می شود که پیامد عمل آن شخص باشد. این واژه بیشتر به تنبیهات و جریمه هایی اشاره دارد که مقامات قضائی برای افرادی در نظر می گیرند که مقررات مهم جامعه را پایمال کرده اند، یعنی مرتکب جرم شده اند.
حقوق کیفری
کیفرشناسی
از انواع کیفر می توان به کیفرهای سالب حیات یعنی اعدام (از جمله سنگسار و به صلیب کشیدن)، کیفرهای بدنی مانند تازیانه، کیفرهای سالب آزادی مانند حبس، کیفرهای محدودکننده آزادی مانند تبعید، کیفرهای محروم کننده از حق مانند انواع محرومیت ها و ممنوعیت ها، کیفرهای مالی مانند جزای نقدی و مصادره اموال، کیفرهای سالب حیثیت مانند اعلام نام شخص از رسانه ها و قصاص یعنی انجام جنایتی که شخص مرتکب شده بر خود او اشاره کرد.
کیفر، فیلمی به کارگردانی و نویسندگی عبداله غیابی ساخته سال ۱۳۵۲ است.
ولی الله شیراندامی
بهمن مفید
تقی مختار
مرجان
فرشته جنابی
منوچهر احمدی
ژاله علو
محمد اسکندری
علی زندی
مهری ودادیان
میرمحمد تجدد
حسن زندی
خسرو گلستانی
جمشید الوندی سعید دلیری (دستیار فیلمبردار)
ملوک (فرشته جنایی) دختر پهلوان محل (ولی الله شیراندامی)، برای تحقق بخشیدن به رؤیاهایش از خانهٔ پدر می گریزد و با گروهی ولگرد که خود را «هیپی» می خوانند همراه می شود…
کیفر سومین فیلم سینمایی حسن فتحی و ساخت سال ۱۳۸۸ است.
طراح چهره پردازی: سعید ملکان
طراح صحنه و لباس: آتوسا قلمفرسایی
صدابردار: عباس رستگارپور
برزو (هومن برق نورد) در آستانه اعدام قرار دارد. همسرش و پسر کوچکش به همراه برادر کوچکتر برزو و دوست برادرش همه تلاششان را می کنند تا در مجالس و جشنها پول دیه وی را تهیه کنند.پول تهیه می شود، اما در شب قبل از زمان اعدام فرد یا افرادی به خانواده مقتول سه برابر دیه را می دهند تا رضایت ندهد. برزو اعدام می شود و برادر کوچکتر به دنبال دلیل آن می گردد که با اتفاقات عجیب ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

کیفر در جدول کلمات

کیفر
مکافات
کیفر دادن
سیاست کردن
کیفر متقابل
قصاص

معنی کیفر به انگلیسی

retribution (اسم)
عقبی ، تلافی ، پاداش ، کیفری ، مجازات ، کیفر ، سزا
penalty (اسم)
تاوان ، جریمه ، مجازات ، کیفر ، جزا

معنی کلمه کیفر به عربی

کیفر
عقوبة
عاقب

کیفر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مازیار ایرانی
کیفر خود پارسی هست و سزادهی و پادافره نیز شایسته و درخور هست
حمیدرضا دادگر_فریمان
انتقام، تادیب، تقاص، تنبیه، جزا، عقوبت، مجازات، مکافات، تغار، مشک

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی کیفر   • فیلم قدیمی کیفر   • دانلود فیلم کیفر   • دانلود رایگان فیلم کیفر   • کیفر چیست   • اپارات فیلم کیفر   • داستان فیلم کیفر   • بازیگران فیلم سینمایی کیفر   • مفهوم کیفر   • تعریف کیفر   • معرفی کیفر   • کیفر یعنی چی   • کیفر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کیفر

کلمه : کیفر
اشتباه تایپی : ;dtv
آوا : keyfar
نقش : اسم
عکس کیفر : در گوگل

آیا معنی کیفر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )