برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1409 100 1

کیر

معنی کیر در لغت نامه دهخدا

کیر. (اِ) نره و ذکر. (ناظم الاطباء). نره ٔ حیوانات ، و با لفظ خوردن مستعمل. (آنندراج ). شرم مرد. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). آلت مردی (انسان و حیوان ). نره. ذَکَر. قضیب. (فرهنگ فارسی معین ). در پزشکی ، قسمتی از دستگاه خارجی تناسلی ادراری جنس نر است ، و آن عضو مقاربت را تشکیل می دهد. در این عضوقسمت قدامی مجرای ادرار قرار دارد. محل آلت در انسان در بالای کیسه های بیضه و جلو ارتفاق عانه است. آلت در قسمت جلو به برجستگی مخروطی شکل به اسم حشفه منتهی می شود. قاعده ٔ حشفه برجسته است و تاج نام دارد. دورحشفه را چین حلقوی شکلی به هیأت آستین می پوشاند که به اسم قلفه نامیده می شود و همان است که آن را به هنگام ختنه برمی دارند. (فرهنگ فارسی معین ) :
همی از آرزوی کیر خواجه را گه خوان
به جز زویج نباشد خورش به خوانش بر.
معروفی (از یادداشت ایضاً).
کس به سگ اندرفکن که کیر کسائی
دوست ندارد کس زنان بلایه.
کسائی (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کیز نمد باشد و مصحف او کیر
کیر به کون تو باد و خفته تو بر کیز.
سوزنی (از یادداشت ایضاً).
حبذا کیر قاضی کیرنگ
آنکه دارد ز سنگ خارا ننگ.
انوری (از آنندراج ).
گر فیل کیر پشّه خورد نیست این عجب
پشّه که کیر پیل خورد این عجب بود.
امیرخسرو (از آنندراج ).
کیر من چون علم برافرازد
کم ز سنجاق شاه غازی نیست.
عبید زاکانی.
دوستان کار کیر بازی نیست
هیچ کاری بدین درازی نیست.
عبید زاکانی.
دوش آن حریف نازک و آن یار غمگسار
با من شراب خورد و گرفتمْش در کنار
این کیر سخت خورد و ننالید و دم نزد
سختا که آدمی است بر احداث روزگار.
عبید زاکانی.
- به کیر گاو زدن ؛ درپخش مالی یا چیزی اسراف کردن : هر چه دار و ندار داشت همه را به کیر گاو زد. (فرهنگ فارسی معین ).
- به کیرم ؛ دشنامی است برای ابراز تنفر و اشمئزاز نسبت به وقوع عملی. (فرهنگ فارسی معین ).
- کیر به کون ِ ؛ دشنامی است ، یعنی کیر به کون... باد. (فرهنگ فارسی معین ). ...

معنی کیر به فارسی

کیر
( اسم ) آلت مردی ( انسان و حیوان ) نره ذکر قضیب . توضیح قسمتی از دستگاه خارجی تناسلی ادراری جنس نر است و آن عضو مقاربت را تشکیل میدهد . در این عضو قسمت قدامی مجرای ادرار قرار دارد . محل آلت در انسان در بالای کیسه های بیضه و جلو ارتفاق عانه است . آلت در قسمت جلو به برجستگی مخروطی شکلی باسم حشفه منتهی میشود . قاعد. حشفه برجسته است و تاج نام دارد . دور حشفه را چینی حلقوی شکلی بهیات آستین میپوشاند که باسم قلفه نامیده میشود و همانست که آنرا بهنگام ختنه بر میدارند . یا کیر خر . احمق بیخرد . یا کیر کاشی . آلتی که سابقا در کاشان بصورت نره میساختند و زنان شهوی آنرا بکار میبردند سابوره مچاچنگ : مشهور بعلت مشایخ دمساز همه بکیر کاشی . یا کیر گاو . تازیانه : داروی دیوانه باشد کیر گاو . ( مثنوی ) یا کیر و خایه . آلت رجولیت و خصیه . یا به کیرم . دشنامی است برای ابراز تنفر و اشمئزاز نسبت بوقوع عملی . یابه کیر گاو زدن . در پخش مالی یا چیزی اسراف کردن : هر چه دارو ندار داشت همه را بکیر گاو زد . یا کیر به کون . دشنامی است یعنی کیر بکون ... باد .
اسب که در دویدن دنب بر دارد ٠
دارای جای بزرگ و وسعت زیاد ٠ کیر آورد ٠
( صفت ) مفعول امرد جمع کیر خوارگان : من و تایی دویی دگر بامن مانده زان کیر خوارگان بعجب . ( انوری )
گیاهی که سرخس نر نیز گویند ٠
[ گویش مازنی ] /kir go/ حیف و میل - آماده کردن خزانه ی شالی ۳گل کردن زمین برنج کاری

معنی کیر در فرهنگ معین

کیر
(اِ.) اندام تناسلی نر به ویژه انسان که ادرار و منی از طریق سوراخی در سر آن دفع می شود، نره ، ذکَر، قضیب . ،به ~ گاو زدن در پخش مالی یا چیزی اسراف کردن .

کیر در دانشنامه ویکی پدیا

کیر
کیر یک رود در کشور آلبانی است که به رود درین در اشکودر می ریزد.
در بالادست این رود درهٔ جوانی قرار دارد که دارای صخره های تماشایی است و پل قدیمی مس از روی آن عبور می کند.
جیمز کیر
اودو کیر، هنرپیشه اهل آلمان
لیدی میس کیر
کیر گیلکریست
کیر مایتلند
کیر دوله
سالوا کیر مایاردیت، رئیس جمهور سودان
کیر (به فرانسوی: kir) نوعی کوکتل فرانسوی است که با لیکور انگور سیاه با نام کرم دو کاسیس و شراب سفید تهیه می شود.
شراب
کیر بولیچف (به روسی: Кир Булычёв) نام مستعار ایگور سِولودوویچ موژئیکو (به روسی: И́горь Все́володович Може́йко)، تاریخ شناس و نویسندهٔ داستان های علمی-تخیلی اهل روسیه بود. بهترین اثر او مجموعه ای علمی-تخیلی برای کودکان به نام آلیسا سلزنیوا است. اگرچه بیشتر آثار او برای بزرگسالان هستند. بیش از ۲۰ فیلم، سریال و انیمیشن بر اساس کتاب های او ساخته شد و او نمایشنامه بعضی از آن ها را خودش نوشت.
وب سایت رسمی
کیر بولیچف در بانک اطلاعات اینترنتی فیلم ها
موژئیکو مدرک کارشناسی ارشد را در سال ۱۹۶۵ و دکترای خود را در سال ۱۹۸۱ میلادی دریافت کرد. در سال ۱۹۶۳ در مؤسسه شرق شناسی آکادمی علوم روسیه شروع به کار کرد. او متخصص تاریخ برمه در دوران قرون وسطا بود و زندگی نامه انگ سن را نوشت.
او برای اولین بار نام مستعار کیر بولیچف را در سال ۱۹۶۵ برای نخستین داستان علمی-تخیلی خود استفاده کرد. شناخته شده ترین داستان او، آلیسا سلزنیوا، شامل بیش از ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با کیر

معنی کیر به انگلیسی

penis (اسم)
ذکر ، کیر ، حشفه ، الت مردی ، الت رجولیت
phallus (اسم)
کیر ، الت تناسلی مرد ، الت ذکور

معنی کلمه کیر به عربی

کیر
قضيب

کیر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

یاسین
برخی که به کار بردن این واژه را بی ادبی می دانند، واژه های عربی مانند: آلت مرد، آلت تناسلی مرد، آلت رجولیت، ذکر را به کار می برند. ولی واژه های دیگری در پارسی برای آن هست: آبار، نرینگی، وَسّه، اندام آمیزشی مرد، نیمور، زَبیل
امیرگلفرانی
نام شرمگاهی مرد متاسفانه بدیل اعتقادات اشتباه نام درستی برای ان هنوز پیدا نشده جز الت تناسلی مرد!!!
پیمان
در فرهنگ عامیانه این لغت را بد و زشت میدانند اما این لغت جزء لغات فارسی است و به عربی آلت یا ذکر گفته میشود و نام های پارسی ابار نیمور نرینگی و... را دارد
1الت تناسلی مرد
2 دسگاه دفع ادرار
3دستگاه امیزش جنسی
4 آلت رجولیت
حامد
در جنوب کرمان
لنت هم گفته میشود
بابک
در گیلان به آن کِر میگویند .
مازیار ایرانی
در زبان سیستانی به این واژه چول میگویند همچنین واژه های شرمگاه و اندام امیزشی مرد و نرینگی و نیمور نیز بسی زیباست
سید اوستا حیدری
کورد زبانان به آن( گل) میگویند(با تلفظ ء بر روی گ )
شمو
در ایذه به ان گورگون می گن
Daniel Beigi
کهن‌ترین واژه در زبان فارسی برای اندام مردانه �کیر� (آوانگاری: kīr) است که خود از �کِر� (آوانگاری: kēr) در زبان پارسی میانه گرفته شده‌است. واژه �ذَکَر� در زبان عربی همان �کیر� در پارسی است که با دگرگونی، به زبان تازی ره گشوده‌ است
هاتف
کیر لغت یونانی است.از کیرو به معنای پسرگرفته شده و به معنای الت جنسی پسر هست.
علی
کردی بهش میگیم گون
احمد
ترک زبان ها برای نامیدن این سیک می گویند که از هیچ زبانی برداشت نکرده اند
A.N.B
Cock &dick&bombنیز در ادبیات مختلف انگلیسی گفته میشود.
امین الله
فرهنگ خارق العاده و شگفت انگیز
خیلی ممنون
علی
تو زبان محلی ما یکی از روستا های شهرستان ساوه تو روستای خودمون به این واژه ( زکر ) گفته میشود...
SIRSYP
پیش آبراه هم بهش میگویند
روحی
ترک و ترکمن زبانها به آن سیک میگویند،غربتی ها لَند میگویند
غلام کلاهچی
ب زبان دزفولی کیر یا گوند البته ب بیضه گوند گویند
کیر ب معنی الت مرد یا ذکر گویند که در رابطه جنسی بکار میرود واز ان منی و ادارار خارج میشود
کیر=ذکر ،الت،
محمدحسین بهاری
نیمور
از آنجا که ریشه واژه کیر در هر دو زبان پارسی و کاپادوسیه‌ای رومی (یونانی) یافت می‌شود، واژه نیمور پیشنهادی بهتر برای پارسی‌گویان است.
توضیح کلـی
کیر : آلت تناسلی مردانه . اندام جنسی مردانه .
به کیرم : برام مهم نیس .
کیر خر : در جواب خنده ی زیاد به کار می رود و معنی خاصی ندارد.
کیرم توت : آلت تناسلی ـم توی کونت ( یا کُصِت ).
کیرم تو ننت : آلت تناسلی ـم توی کون ننت ( یا کُصِ ننت ).
کیر نداری : خایه نداری . جرئت نداری .
کیرم دهنت : آلت تناسلی ـم تو دهنت ( از سرِ خنداندن یا رنجاندن ).
نادر
در زبان ترکی به کیر، " سیک " و به کوچک آن " شونبول " که هنگام تلفظ صدای " ن " ساکن هنگام اتصال به صدای " ب " تبدیل به صدای " م " می شود و این کلمه " شومبول " خوانده می شود.
کلمات و عبارات موجود در زبان ترکی که از آنها برای رساندن مفهوم کیر یا همان سیک ترکی استفاده می شود: شونقول،دومبول، دامبیل، دانزِل، زِیبون، آنتِن، لولَه، میخ، نیزه، قوش، بولبول،پیشیک،ایلان،قاز بوینو، خیار، گول بَسَر،بادیمجان،موز، هؤویش، هؤوَش، دؤوَش، پالتار دؤوَن، بئز دؤوَن، سوتول بؤلَن، جوراپ قورودان، کراوات، ایرمی بیر مینجی بارماق،دیرناقسیز، حاجات، آلله وئرَن ، برکت لی،یاریم آرشین، بیر چَرَک، بیر قاریش، قَزیللی، اَل داشی، پیل، منیمکی،بو ( بئ ) مشغولیت و ...
امیر1997
علی برکت الله...
عارف عربسرنگی ترک ایمان
مال برگزرگا (سیک )ومال کوچیکا( جوک) گفته می شود ترکمنی
نادر
در زبان ترکی، آشغال های پشم نشسته و تمیز نشده گوسفند را، کیر گفته می شود.
یون لَر " کیرلی " دیرلَر = پشمها " دارای آشغال " هستند.
کلوانی
در زبان کرجی، البرز مرکزی به آلت تناسلی مرد، دول یا دودول،یا دودولی، نیز گفته میشود.
محلاتی
در زبان عامیانه محلاتی به آن نیمه مونده هم گفته میشه
حسام الدین حجازی
فرج،معامله ,شرمگاه وعورتین مرد یا جنس نر که ازنشان دادن آن ب کسی شرم داشته باشد.
♡Mahsa♡
من کرمانی نیستم و در کرمان نیستم اما در کرمان به کیر(چوک) هم گفته میشه اما در لحجه بندری چوک به معنی پسر هستش
لوک
سلام.به کوچه بیوکی هم بهش� کلخنه� میگویند
asal
تو خوزستان ک من زندگی میکنن هم(زِب)میگن هم(عِیر))
سعید
در زبان لری در شاخه های گوناگون واژه ی کیر را کیل گویند
با تاکید بر روی حرف ل
متاسفانه امروزه دیگر استفاده نمیشود...
زبان لری در یک قدمی انقراض...
مرتضی
ما تو اصفهان بهش میگیم �چوچوری� و فکر میکنم این زیبا تره
مسیح
در زبان بلوچی بهش میگن (دم)یا(لند)ب خایه میگن(گوند)
کیوان
در خیلی از مناطق استان اصفهان به آن چر(به ضم چ) میگویند...

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی کیر   • مفهوم کیر   • تعریف کیر   • معرفی کیر   • کیر چیست   • کیر یعنی چی   • کیر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کیر
کلمه : کیر
اشتباه تایپی : ;dv
عکس کیر : در گوگل

آیا معنی کیر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )