برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1395 100 1

کولی

/kowli/

مترادف کولی: غربتی، غرشمال، قرشمال، لوری وش، لوری، لولی

معنی کولی در لغت نامه دهخدا

کولی. [ ک َ / کُو ] (ص نسبی ، اِ) کاولی = کابلی ؟ (فرهنگ فارسی معین ). لولی. (آنندراج ). لولی. لوری. غربال بند. قره چی. غرچی. غربتی. چینگانه. زط. زرگر کرمانی. سوزمانی. زنگاری. فیوج. فیج. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). نام گروهی صحرانشین. (ناظم الاطباء). طایفه ٔ معروفی هستند چادرنشین که در تمام عالم پراکنده اند و در ایران کارشان فروختن سبد و فالگیری و احیاناً دزدی است. (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمالزاده ). و رجوع به لوری ، لولی و لولیان شود.
- امثال :
کولی غربال به رو گرفته از رفیقش پرسید مرا چگونه بینی ؟ گفت : بدان سان که تو مرا بینی . (امثال و حکم ج 3 ص 1247).
کولی کولی را دید چماقش را دزدید. (امثال و حکم ج 3 ص 1248). و رجوع به مثل بعد شود.
کولی کولی را می بیند چوبش را زمین می اندازد. (امثال و حکم ج 3 ص 1248). رجوع به مثل قبل شود.
- مثل کوچ کولی ؛ با انبوهی و جمعیت به جایی رفتن. همه با هم با آواز بلند سخن گفتن. (امثال و حکم ج 3 ص 1474). رجوع به معنی بعد و ترکیب های و امثال ذیل مدخل کوچ شود.
|| به مجاز زن یا دختری که بسیار فریاد کند. زن بی شرم بسیارفریاد. زنی سخت آواز درشت و بی شرم. زنی که عادتاً داد و فریاد بسیار کند. زنی پر داد و فریاد. سلیطه. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). به مجاز کودکان پرسروصدا و جیغجیغو و زنان دزد و بدزبان را گویند. (از فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمالزاده ).
- کولی غربیل بند ؛ مراد همان کولی است منتهی بدین صورت بیشتر به مجاز به کار می رود و به زنان سلیطه و آپاردی و بچه های پرسروصدا اطلاق می شود. (از فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمالزاده ). || فاحشه. (آنندراج ) (فرهنگ فارسی معین ). || مردم صحرانشین بی شرم. (ناظم الاطباء).

کولی. (حامص ) سواری روی کول و پشت. (فرهنگ فارسی معین ). در تداول کودکان در بازی ، سواری بر پشت کسی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). عمل کول کردن را گویند. (از فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمالزاده ).
- کولی دادن ؛ کسی را بر کول و پشت خود سوار کردن. (فرهنگ فارسی معین ). بردن حریف را بر پشت خویش. در بعضی بازی های کودکان رسم بر این بود که برنده را به کول خود گرفته مقداری (که میزان آن از روی وسایل بازی معین می شد) راه ببرد، این عمل را کولی ...

معنی کولی به فارسی

کولی
طایفه ای بیابان گرد که در اقطار جهان پراکنده اند و عادات و رسوم و زبانی خاص دارند . اصل آنان را از شمال هندوستان می دانند لوری لولی غریب اشمار .
سواری روی کول و پشت
[ گویش مازنی ] /kooli/ بداخلاق – جنجال انگیز و هوچی – بی ادب & لانه ی ماکیان
کولیگری . کول بازی در آوردن کولیگری کردن
( اسم ) ۱ - خان. کولیان . ۲ - جای پر ازدحام و هیاهو .
[ گویش مازنی ] /kooli Khoray/ پرنده ی ماهی خوار کوچک که محل زندگیش کنار برکه ها و آبگیرهاست و حفره های دیواره ی رودها را جهت لانه سازی انتخاب نماید
( مصدر ) کسی را بر کول و پشت خود سوار کردن .
[ گویش مازنی ] /kooli sere/ از مراتع نشتای عباس آباد تنکابن
نام طایفه از کولی ها . یا ( ص ) دشنام گونه ایست به زن یا دختری که بسیار داد و فریاد کند.
[ گویش مازنی ] /kooli gari/ نوعی ماهی & ماهیگیرک پرنده ی ماهیخوار کوچک
کولیگری
نامی است که ترکان به لاک دلسکلاو داده اند .
کشمش کولی
[ گویش مازنی ] /bande kooli/ بند
از نواحی ری
جند کول ...

معنی کولی در فرهنگ معین

کولی
(حامص .) سواری روی کول و پشت .
(کُ) (ص نسب .) ۱ - دوره گرد، بیابانگرد. ۲ - فاحشه . ۳ - غرشمال ، ارقه .
(خُ. کُ) (اِمر.) پرنده ای است وحشی مانند خروس ، دارای چشم های درشت و پای های دراز و بال های بزرگ و دم پهن و کاکلی از پر بر سر دارد.

معنی کولی در فرهنگ فارسی عمید

کولی
۱. مردم چادرنشینی که در مسیر خود به کارهایی از قبیل خوانندگی، نوازندگی، فال بینی، و فروش سبد می پردازند، لوری، لولی، غرشمال، قرشمال.
۲. (صفت) [عامیانه، مجاز] کسی که داد و فریاد بیهوده می کند، بی شرم.

کولی در دانشنامه ویکی پدیا

کولی
کولی (غربتی) نام گروه های پراکندهٔ قومی است که در کشورهای مختلف دنیا به ویژه در اروپا و ترکیه (کولی های ترکیه) و همچنین نواحی مختلف ایران همچون شیراز، سیستان و بلوچستان ، کرمان، خراسان، و برخی دیگر از مناطق جنوبی و مرکزی ایران به سر می برند. کولی ها در سرتاسر دنیا به خواندن، رقصیدن شهرت دارند و مردمانی دوره گرد و خانه به دوش هستند که بیشتر در گذشته با اجرای برنامه های رقص و آواز در مسیر کوچ خود مردم را سرگرم می کردند، فال آن ها را می گرفتند، کف بینی می کردند و در کنار آن به کارهای دیگری همچون آهنگری و خالکوبی بر روی دست و صورت و اندام نیز می پرداختند. خصوصیات فردی و رفتار اجتماعی، آنان را به کاست های موجود در هند شبیه ساخته است.
در خراسان: غرشمار یا قرشمال و غربتی
در کردستان: دوم و قَرَچ (قه ره چ)
در کرمانشاه: سوزمانی، کاولی، قره چی
در زبان لکی: سوزمانی(زن بدکار کولی)، کاوولی، قرهَچی
در آذربایجان:قاراچی
تا سده هیجدهم کولی ها هم از لحاظ نژاد و هم از لحاظ زبانشان تا اندازه ای اسرارآمیز به نظر می رسیدند کولی هایی که از سرزمین هند به قسمت های جنوبی ایران از جمله شیراز و کرمان مهاجرت کرده بودند از نژادهای اسرارآمیز تر کولی ها بوده اند تا حدی که ازدواج بین خواهر و برادر و پدر و فرزند در بین آن ها معمول بوده است در اواسط سدهٔ هفتم کولی های مقیم ایران به دلیل هنجارشکنی و فساد اخلاقی های فراوان توسط بهرام گور و در بیابان های شیراز رها شدند و تا اواسط دوره قاجار منزوی و طرد شده بودن و مجدداً بدستور آقامحمدخان قاجار از زن های کولی ها برای شهوت و خوشگذرانی برای شاد نمودن مردم استفاده شداین حقیقت که عموماً گمان می رفت از مصر آمده اند (واژه gypsy انگلیسی تحریفی از کلمه Egyptian است) کافی بود تا زبان آن ها اسرارآمیز جلوه گر شود. اکنون روشن است که کولی ها (roma نام ملی و قومی است) از هند به صورت گروه گروه در پایان هزاره اول میلادی مهاجرت کرده اند. یکی از این گروه ها از طریق ایران به طرف آسیای صغیر، جنوب روسیه و کشورهای بالکان پیش رفته، تا در سده پانزدهم به اروپای غربی و در سده شانزدهم به بریتانیا رسیده است. ظاهراً گروه بعدی خط سیری جنوبی تر را یعنی از طریق ایران، سوریه، و مدیترانه به سوی آفریقا و شبه جزیره ایبری در پی ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

کولی در دانشنامه آزاد پارسی

کولی (Gypsy)
عید پاک کولی ها در رومانی
(یا: غربتی) دسته های کوچندۀ پراکنده در سراسر جهان، با منشأ هندی. برخی برآنند که ممکن است خاستگاه کولی ها مصر بوده باشد و واژۀ «جیپسی» شکل تغییریافته ای از واژۀ Egyptian (مصری) است. زبان کولی ها، که چندین گویش متفاوت دارد، به شاخۀ هندی خانوادۀ هندواروپایی تعلق دارد. کولی ها خود را «رُم» می نامند، که به معنی «مرد» (و مؤنث آن رُمنی) است و از دیرباز به مهارت در موسیقی، صنعتگری های گوناگون، پیش گویی و اسب سواری شهرت داشتند. به کولی ها در طول تاریخ بسیار ظلم شده است و هنوز هم بسیاری از مردم آن ها را خلاف کار می دانند. بسیار تلاش شده است تا این مردمانِ همیشه مسافر به اسکان یافتن و ایجاد اردوگاه های رسمی و فراهم آوردن امکانات آموزشی تشویق شوند. کولی ها امروزه فقط در روسیه گروه قومی مستقل شناخته شده اند و حق دارند که از شیوۀ زندگی سنتی خود پیروی کنند. کولی ها احتمالاً از اخلاف آهنگران هندی غیرمسلمان بوده اند. از قرن ۱۰م، و شاید حتی از اوایل قرن ۶ م، آن ها آهنگران و مسگران دوره گردی بودند که اجناسشان را در کشورهای مختلف می فروختند. در اوایل قرن ۱۴م به اروپا آمدند و در شبه جزیرۀ بالکان مستقر شدند و احتمال می رود که پیش از ۱۳۲۶م در کورفو به سر می برده اند. در قرن ۱۵م در بسیاری از کشورهای شمال دانوب مستقر بودند. در فاصلۀ ۱۴۱۴م تا ۱۴۲۲م به آلمان، سوئیس و ایتالیا و در ۱۴۲۷م به پاریس رسیدند. در ۱۴۲۳م دومین موج مهاجرت از مجارستان به راه افتاد. در فاصلۀ میان ۱۴۳۸م و ۱۵۱۲ تعداد بسیار بیشتری از آن ها به آلمان، ایتالیا و فرانسه وارد شدند. ورود کولی ها به انگلستان و اسکاتلند احتمالاً در حدود ۱۵۰۰ بوده است. به نظر می رسد که با یورش ترک ها به شرق اروپا، کولی ها از این منطقه رانده شده باشند. ترک ها به سرزمین های یونان، صربستان و بلغارستان نیز حمله و آن ها را تصرّف کردند و برخی از کولی ها تا مدتی همچنان زیرسلطۀ ترک ها در یونان باقی ماندند. گفته می شود که کولی ها در قرن ۱۵م، در حالی که بزرگان و شهسوارانشان گاه در مهمانخانه اتراق می کردند، در اردوگاه به سر می بردند. برخی از آن ها سوار بر اسب سفر می کردند، بعضی پیاده به دنبالشان راه می پیمودند و زنان و کودکان نیز در ارابه ها سفر می کردند. ابتدا در شهرهای قرون وسطاییِ اروپا با استقبا ...

ارتباط محتوایی با کولی

کولی در جدول کلمات

کولی خانه بدوش
غرشمال
کارگردان فرانسوی فیلمهای کمدی خوشبختی ( 1940) و زندگی کولی وار (1941)
,,,,,

معنی کولی به انگلیسی

gipsy (صفت)
کولی ، لولی
gypsy (صفت)
کولی ، شبیه کولی
romany (صفت)
کولی
hungarian (صفت)
کولی ، مجارستانی

معنی کلمه کولی به عربی

کولی
غجري , هنغاري
غجري
سنمور
جاودار

کولی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ارتخشیر
به نظر می آید که معنا و مصداقی که واژه ی کولی در اروپا دارد با اینجا اشتباه شده است چون اطلاعات جوراجوری را بدون سنجش تخصصی درهم مخلوط ساخته اند. در حال حاضر در تهران نمونه ی کولی ها افراد بزرگسال یا کودکانی هستند که در چهارراهها اسپند به دست می گیرند چون این مردم خراسانی اند و به زبان اصیل جنوب خراسان گویش می کنند که فارسی زبان مطلق اند و با اسپندگرفتن، نگهدارنده ی رسمی کهن هستند اسپند گیاهی مقدس و به معنای مقدس است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• کولی در جدول   • عکس زن کولی   • کولی ماهی   • زنان کولی ایران   • کولی شجریان   • کولی های خوزستان   • نام دیگر کولی   • معنی کولی   • مفهوم کولی   • تعریف کولی   • معرفی کولی   • کولی چیست   • کولی یعنی چی   • کولی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کولی
کلمه : کولی
اشتباه تایپی : ;,gd
آوا : kowli
نقش : اسم
عکس کولی : در گوگل

آیا معنی کولی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )