برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1399 100 1

کنیز

/kaniz/

مترادف کنیز: برده، زرخرید، پرستار، خادمه، خدمتکار، کلفت، دختر، دوشیزه، زن

برابر پارسی: برده

معنی کنیز در لغت نامه دهخدا

کنیز. [ ک َ ] (اِ) پرستار و خدمتکار زنان باشد و به عربی جاریه خوانند. (برهان ). زن مملوکه و پرستار زنان. (غیاث ). خادمه و آن را برای تصغیر کنیزک گویند. (انجمن آرا) (آنندراج ). اَمه. مولاة. مقابل غلام. عبد. مولی. بنده. زن که بخرند خدمت را. صیغه. جاریه. داه. دده. برده ٔ مادینه. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ترنی. (منتهی الارب ). برده ای که دختر یا زن باشد و داه و لاچین و خدمتکار و پرستار زنانه و جاریه. (ناظم الاطباء). اوستا، «کنیا، کینین ، کینیکا» (دختر جوان ). پهلوی ، کنیک . هندی باستان ، «کنیه ، کنیه » . و این کلمه مرکب است از: کن (زن ) + ییز (پسوند تصغیر) = یزه (دوشیزه ). با پهلوی ، پازند «کنیچک » قیاس شود. امروزه به معنی زن است و مجازاً به معنی پرستار استعمال می شود. (از حاشیه برهان چ معین ) :
از آن سوی رودان کنیزان بدند
ز دستان همه داستانها زدند.
فردوسی.
کنیزان مانند تابنده ماه
غلامان چینی همه با کلاه.
فردوسی.
وزان قندهاری دلارا کنیز
سخن راند کو درخور تست نیز.
فردوسی.
بسیار جامه ٔ پوشیدنی و هم کنیزان را. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 236). مهد را آنجا فرودآوردند با بسیار زنان چون... و ددگان و خدمت کاران زنان و خادمان و کنیزان. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 401).
شکرلب با کنیزان نیزمی ساخت
کنیزانه بدیشان نرد می باخت.
نظامی.
بدان مشکوی مشک آگین فرودآی
کنیزان را نگین شاه بنمای.
نظامی.
وزان خوبان چو درره پای بفشرد
کنیزی چند را با خویشتن برد.
نظامی.
- امثال :
مگر ما از کنیزیم شمااز خانم .
مثل کنیز حاج باقر. مثل کنیز ملاباقر؛ در مورد کسی گفته می شود که مدام ناله و شکایت می کند و از بدی اوضاع گله می کند.
دستت چو نمی رسد به بی بی
دریاب کنیز مطبخی را
در موردی به کار برند که به حداقل ممکن باید ساخت.
|| دختر بکر. دوشیزه. (برهان ) (از غیاث ) (از ناظم الاطباء). دختر بکر را خوانند. (جهانگیری ). صاحب جهانگیری گفته به معنی دختر بکر است ، فردوسی راست... از این شاهد جهانگیری بکارت ثابت نمی شود. ...

معنی کنیز به فارسی

کنیز
خدمتکارزن، مخصوصازنی که اوراخریده باشند
( اسم ) بن و بیخ خوش. خرما .
خرما که جهت زمستان در زنبیل و جز آن ذخیره سازند .
[ گویش مازنی ] /gare kaniz/ لگن مخصوص ادرار در گهواره - تسمه ی پارچه ای گهواره

معنی کنیز در فرهنگ معین

کنیز
(کَ) (اِ.) بردة زن ، خدمتکار زن .

معنی کنیز در فرهنگ فارسی عمید

کنیز
۱. خدمتکار زن.
۲. [مقابلِ غلام] خدمتکار زنی که او را خریده باشند.

کنیز در دانشنامه اسلامی

کنیز
کَنیز یا کَنیزَک در گذشته به معنای پیشخدمت مؤنث بوده است ولی بیشتر به معنای برده مؤنث از این واژه سود برده می شود، در مورد کنیزان و توجیه حضور آنان در جامعه اسلامی باید گفت کنیز چیزی جدای از سایر بردگان نیست و در همه موارد از فلسفه اسارت یا خرید و فروش گرفته تا راهکارهای برخورد با این زنان تفاوتی بین زن و مرد اسیر وجود ندارد؛ چنانکه در مورد مردان برده همینگونه بود.
کنیزان از دو راه به جامعه اسلامی وارد می شدند:۱. زنانی که در میدان های جنگ شرکت می کردند و اسیر می شدند. (در قدیم در جنگ ها قبیله در جنگ درگیر بود؛ یعنی زنان و مردان و کودکان همگی اعضای میدان نبرد بودند. برای پیروزی بر طرف مقابل تلاش می کردند. سهم زنان کمتر از مردان نبود. وقتی یک طرف شکست می خورد، تمام مردان و زنان و کودکان و اموالی که در میدان بود، به اسارت طرف مقابل در می آمد.)۲. زنانی که قبلا در جامعه غیر اسلامی اسیر و کنیز شده بودند. برده فروش ها آن ها را به جامعه اسلامی می آوردند و می فروختند.در خصوص گروه دوم در انتها بحث خواهیم کرد اما در مورد گروه اول بر اساس تحلیلی که در مورد همه اسرای جنگی ارائه می شود، می توان گفت بردگی آنان منطقی ترین گزینه در آن وضعیت بود؛ در واقع لازم بود این زنان به نوعی در متن جامعه به خدمت گرفته می شدند تا زمینه اسلام آوردن آن ها فراهم گردد.
تکلیف برخورد با اسرای جنگی
فرض کنید دولتی کافر به جامعه اسلامی حمله کرده و در نتیجه این نبرد افرادی از سپاه دشمن به اسارت در آمدند؛ تکلیف این عده چیست و حکومت اسلامی چگونه باید با آن ها برخورد کند؟جواب از چند گزینه خارج نیست؛ یا باید آن ها را از دم تیغ بگذراند، یا در زندان اسیر کرده و یا آن ها را آزاد نماید؛ اگر دقت کنیم همه این موارد دچار مشکلات عدیده ای است؛ زندانی کردن اسرا علاوه بر همه مفاسدی که اصل قانون زندان در پی دارد، بار مالی سنگینی را بر دولت اسلامی تحمیل می کرد. جدای آن که با نیاز مالی بسیار مسلمانان در آن مقطع زمانی و کمبودهای فراوان و حجم زیاد اسرا این امر امکان پذیر نبود.کشتن همه اسرا هم نتایج مثبتی در پی نداشت زیرا بسیاری از این افراد شناخت کاملی از اسلام نداشتند. چه بسا با آشنایی درست به اسلام می گرویدند. به علاوه کشتن بیش تر افراد آثار و نتایج سوء فرهنگی و روانی ...

کنیز در دانشنامه ویکی پدیا

کنیز
کَنیز یا کَنیزَک در گذشته به معنای پیشخدمت مؤنث بوده است ولی بیشتر به معنای برده مؤنث از این واژه سود برده می شود.
ملک یمین
ازدواج با کنیز
زن حرمسرا
فرهنگ فارسی دهخدا دربارهٔ کنیز چنین نوشته است:
پرستار و خدمتکار زنان باشد و به عربی جاریه خوانند. (برهان). زن مملوکه و پرستار زنان. (غیاث). خادمه و آن را برای تصغیر کنیزک گویند. (انجمن آرا) (آنندراج). اَمه. مولاة. مقابل غلام. عبد. مولی. بنده. زن که بخرند خدمت را. صیغه. جاریه. داه. دده. برده مادینه. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ترنی. (منتهی الارب). برده ای که دختر یا زن باشد و داه و لاچین و خدمتکار و پرستار زنانه و جاریه. (ناظم الاطباء). اوستا، «کنیا، کینین، کینیکا» (دختر جوان). پهلوی، کنیک. هندی باستان، «کنیه، کنیه». و این کلمه مرکب است از: کن (زن) + ییز (پسوند تصغیر) = یزه (دوشیزه). با پهلوی، پازند «کنیچک» قیاس شود. امروزه به معنی زن است و مجازاً به معنی پرستار استعمال می شود. (از حاشیه برهان چ معین)
در زبان پهلوی نیز واژه به ریختهای kanig و kanizag بوده که در هر دو شکل معنای دختر و نیز دختر پیشخدمت را می دهد.
عکس کنیز
کنیز ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
کنیز (فیلم)
کنیز (فیلم ۲۰۱۶)
کنیز (نقاشی)
کنیز فیلمی به کارگردانی کامران قدکچیان و نویسندگی احمد نجیب زاده محصول سال ۱۳۵۳ است.
سعید راد
ملوسک
شورانگیز طباطبایی
منوچهر حامدی
زکریا هاشمی
توران مهرزاد
شهناز
محمدتقی کهنمویی
پروین سلیمانی
عبدی
نوبهار
منیژه
یوسف رجبی
رضا بانکی
ایرج صفدری
عباس رنجبر
جلال پیشواییان
زانیچ
امید (سعید راد) قرارداد شیرین (ملوسک) را با صاحب کاباره ای فسخ می کند و، پس از مراسم ازدواج، او را به ویلایش در شمال می برد. فروغ (شورانگیز طباطبائی)، همسر سابق ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های کنیز

کنیز یا جاریه در گذشته به خدمتکارِ زن در دربار یا ندیمه های زنانِ دربار گفته می شد.
• «کسی که خواهد از برای خوش وقتی کنیزی برگیرد، بربری گزیند؛ و اگر برای زادآوری خواهد، پارسی برگیرد، و اگر برای خدمتگزاری می خواهد، رومی بگیرد». از أخبار النساء، ابن قَیم جوزیّه نشر دارمکتبة الحیاة، بیروت، ۱۹۸۲، ص۱۱ -> عبدالملک بن مروان
• «زاهدی را یک زنی بُد بس غیور/هم بد او را یک کنیزک هم چو حور//زان ز غیرت پاس شوهر داشتی/با کنیزک خلوتش نگذاشتی...خواجه در خانه ست و خلوت این زمان/پس دوان شد سوی خانه شادمان//عشق شش ساله کنیزک را بد این/که بیابد خواجه را خلوت چنین...» -> مولوی
• «تاجری مالی و ملکی چند داشت/یک کنیزک با لبی چون قند داشت//ناگهش بفروخت تا آواره شد/بس پشیمان گشت و بس بیچاره شد.» -> عطار

ارتباط محتوایی با کنیز

کنیز در جدول کلمات

کنیز خانه پرورده
دادا

معنی کنیز به انگلیسی

bondwoman (اسم)
کنیز ، کلفت زر خرید ، زن زر خرید

کنیز را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

هاشم زندی
داه
فرزند ایران
کنیز تازی شده کنیچک هست واژه کنیچک در پهلویی کهن به معنای معشوقه کوچک هست که به دختر ان خردسال گفته میشد! پس از حمله اعراب به ایران و به اسرات بردن دختران خُرد سال ایرانی این لغت با بار منفی خودش به ما برگشت!

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• کنیز در جدول   • کنیز کیست   • خرید کنیز   • فیلم کنیز   • حجاب کنیز در اسلام   • معنی کنیز   • کنیز چیست   • کنیز در زمان حال   • مفهوم کنیز   • تعریف کنیز   • معرفی کنیز   • کنیز یعنی چی   • کنیز یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کنیز
کلمه : کنیز
اشتباه تایپی : ;kdc
آوا : kaniz
نقش : اسم
عکس کنیز : در گوگل

آیا معنی کنیز مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )