برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1406 100 1

کنار

/kenAr/

مترادف کنار: پهلو، جانب، ساحل، سو، ضلع، طرف، قبل، کران، کرانه، ور، جفت، جنب، جوار، حاشیه، گوشه، مجاور، آغوش، بر، بغل، پهلو، پای، لب، لبه، جدا، منفصل | سدر

معنی کنار در لغت نامه دهخدا

کنار. [ ک َ] (اِ) بن خوشه ٔ خرما. (برهان ) (ناظم الاطباء). و به این معنی با زای نقطه دار هم آمده است. (برهان ). مصحف کناز. (حاشیه برهان چ معین ). رجوع به کناز شود. || میوه ای باشد که آن را موز می گویند. (برهان ). یک قسم میوه که موز نیز گویند. (ناظم الاطباء).

کنار. [ ک َ ] (اِ) در اصطلاح صوفیه دریافتن اسرار توحید و دوام و مراقبه را گویند. کذا فی لطائف اللغات. (کشاف اصطلاحات الفنون ج 2 ص 1561).

کنار. [ ک َ / ک ِ ] (اِ) نقیض میان. (برهان ). کناره ٔ چیزی وگوشه و طرف. (غیاث ). گوشه و طرف. (آنندراج ). ضد میان و آن را کران نیز گویند. (انجمن آرا) :
برادر نداری نه خواهر نه زن
چو شاخ گلی بر کنار چمن.
فردوسی.
پسر زاد ماهی که گفتیش مهر
فرود آمد اندر کنار سپهر.
فردوسی.
|| جانب. طَرَف. جانب وحشی هر یک از دو پهلوی آدمی. حجر و آن زیر بغل تا کش باشد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). کنف. پهلو :
تو مر بیژن خرد را در کنار
بپرور نگه دارش از روزگار.
فردوسی.
خروش و ناله به من درفتاد و رنگین گشت
ز خون دیده ورا هردو آستین و کنار.
فرخی.
شه روم خواهد که او همچو من
نهد پیش او بربطی بر کنار.
فرخی.
خنیاگرانت فاخته و عندلیب را
بشکست نای در کف وطنبور در کنار.
منوچهری.
برخ دلبر از دردشد چون زریر
مژه ابر کرد و کنار آبگیر.
اسدی.
هر که او مار پرورد به کنار
بگزد پرورنده را ناچار.
مکتبی.
سوزنی دایه ٔ اطفال مدیحت بادا
پرورش داده سخن را به کنار و آگوش.
سوزنی.
تا بر کنار دجله دوش آن آفت جان دیده ام
از خون کنارم دجله شد تا خود چرا آن دیده ام.
خاقانی.
غم داده دل ازکنارشان برد
وز دلشدگی قرارشان برد.
نظامی.
ای آنکه عود داری در جیب و در کنار
یک عود را بسوز و دگر عودرا بساز.
؟ (از صحاح الفرس ).
پادشاهی پسر بمکتب داد
لوح سیمینْش در کنار نها ...

معنی کنار به فارسی

کنار
درخت سدر، پهلو، یک طرف چیزی، نقیض میان، درخت سدر، میوسدر
( اسم ) گیاهی است از تیر. عنابها که غالبا بصورت درختچه میباشد و ارتفاعش بین یک متر تا ۱/۵ متر است شاخه هایش بی کرک و برگها یش کوچک و بیضوی و نوک تیزند و گلها یی برنگ آبی دارد . میوه اش بانداز. یک گوج. کوچک و دارای میان بر خوراکی مطبوع و ماکول است . از تخم میان بر میو. این گیاه تحت اثر آب نوعی شراب تهیه میگردد . برگها ی کوبید. آن بنام سدر در استحمام مصرف میشود . گیاه مزبور در جنوب ایران ( نواحی کازرون ) بفراوانی میروید سدر منبل دارو سنجد گرجی شجر النبق : فی سدر مخضود اندر میوه های سدر باشند و سدر را پارسی کنار گویند .
در اصطلاح صوفیه در یافتن اسرار توحید و دوام و مراقبه را گویند.
[گیاهان دارویی] ← عناب کنار
مبال . آبخانه . مبرز
( مصدر ) کنار آمدن با کسی . با او ساختن با وی موافقت کردن اختلافات فی مابین را حل کردن .
[ گویش مازنی ] /kenaar aab/ آب ریزگاه – مستراح
دهی است از دهستان دهو بخش میناب شهرستان بندرعباس واقع در ۲٠ کیلومتری جنوب میناب جلگه و گرمسیر دارای ۱۳٠٠ تن سکنه محصول خرما .
[ گویش مازنی ] /kenaar anjaam/ از توابع بالا لاریجان شهرستان آمل
[ گویش مازنی ] /kenaar o/ کناب آب مستراح
[sideband] [مهندسی مخابرات] باند بسامدی حاصل از مدوله سازی که در بالا یا پایین نشانک/ سیگنال حامل جای می گیرد
[vestigial sideband, VSB] [مهندسی مخابرات] بخش کوچکی از کنار ...

معنی کنار در فرهنگ معین

کنار
(کُ) (اِ.) میوة درخت سدر.
(کِ یا کَ)(اِ.)پهلو، طرف . ۲ - آغوش ،دامن . ، ~ گود نشستن کنایه از: در کاری درگیر شدن .
( ~ . مَ دَ) (مص ل .) سازش کردن ، به تفاهم رسیدن .
( ~ . گِ رِ تَ) (مص م .) در آغوش کشیدن .
( ~ . کَ دَ) (مص ل .) دست از کاری کشیدن .

معنی کنار در فرهنگ فارسی عمید

کنار
پهلو، یک طرف چیزی.
* کنار آمدن: (مصدر لازم) [عامیانه، مجاز]
۱. با کسی سازش کردن و اختلاف خود را رفع کردن.
۲. موافقت کردن.
۱. درخت سدر.
۲. میوۀ سدر.
دو تن که در کنار هم یا در آغوش هم باشند.

کنار در دانشنامه ویکی پدیا

کنار
کنار ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
کنار (درخت)
کنار (سرده)
کُنار یا سِدر (نام علمی: Ziziphus spina-christi) نام یک گونه از سرده کنار درخت یا درختچهٔ همیشه سبز یا خزان کننده به ارتفاع ۳ تا ۸ متر است. فرهنگستان زبان برای این درخت نام عناب کُنار را برگزیده است.
درختان خودروی کنار در مناطق گرمسیری و سواحل جنوبی ایران و عمدتاً در استانهای سیستان و بلوچستان، هرمزگان، کرمان، فارس، بوشهر و خوزستان یافت می شوند که به صورت پراکنده روییده و مردم از میوه های آن استفاده می کنند.
میوه آن که شبیه زالزالک اما تک هسته ای است دارند. همچنین از برگ آن پودر سدر تهیه می شود. کنار در بعضی از خانه های قدیمی شهرهای جنوبی (خصوصا خورزستان) وجود دارد.
کُنار، عناب، رملیک (نام علمی: Ziziphus) سرده ای از درختان و درختچه های تیغ دار از تیره عنابیان است. حدود ۴۰ گونه کنار وجود دارد که در مناطق گرمسیری و زیرگرمسیری پراکندگی دارند. میوه این درخت نیز کُنار نامیده می شود و خوردنی است.
Ziziphus angolito
Ziziphus apetala
Ziziphus attopensis
Ziziphus celata
Ziziphus cinnamomum
Ziziphus fungi
Ziziphus funiculosa
Ziziphus glabarrima
Ziziphus guaranitica
Ziziphus horrida
Ziziphus hutchinsonii
Ziziphus incurva
Ziziphus joazeiro
Ziziphus laui
درخت کنار در عربی و گاه فارسی سدر نیز نامیده می شود و در ایران معمولاً برگ های کوبیده آن را «سدر» می نامند. اما سدر خود درختی متفاوت و مدیترانه ای از تیره مخروطیان است که شباهت زیادی با کاج دارد.
کنار درختی است به ارتفاع نزدیک به ۱۰ متر با برگ های کوچک و قلبی شکل و کشیده با سه رگبرگ برجسته که گوشوارک آن به خار تبدیل شده است.
کنار آفریقایی و کنار کازرونی (ایرانی) و… گونه های از این سرده اند که به طور فراوان بومی جنوب و جنوب غرب ایران نیز می باشد. ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

کنار در دانشنامه آزاد پارسی

کُنار
رجوع شود به:سدر

کنار در جدول کلمات

کنار
ور
کنار | پهلو
جنب
کنار و پهلو
جنب
کنار و گوشه
جنب
کنار وجنب
پهلو
این شهر را در کنار لندن | توکیو و نیویورک از ابرشهرهای جهان می نامند
پاریس
این شهر را در کنار لندن | توکیو و نیویورک | ابر شهرهای جهان می نامند
پاریس
پرنده ای کبود رنگ که بیشتر در کنار آب می نشیند
واک
پیش و در کنار کسی
نزد
تابلوی تبلیغاتی کنار جاده
بیلبورد

معنی کنار به انگلیسی

abutment (اسم)
مجاورت ، زمین همسایه ، کنار ، زمین سر حدی ، طرف ، زمین مجاور ، حد ، نیم پایه ، پایه جناحی ، مرز ، بست دیوار ، نزدیکی ، اتصال ، پشتیبان ، سرحد ، خرپا ، سامان ، پشت بند دیوار
bank (اسم)
کنار ، بانک ، ساحل ، لب ، ضرابخانه ، سیل گیر ، خامه
edge (اسم)
کنار ، مرز ، سر ، تیزی ، لبه ، کناره ، ضلع ، نبش
margin (اسم)
کنار ، حد ، حاشیه ، لبه ، تفاوت ، بودجه احتیاطی
lotus (اسم)
کنار ، درخت سدر ، درخت کنار ، یکجور نیلوفر ابی
brink (اسم)
کنار ، مرز ، لب ، حاشیه ، طره
limit (اسم)
کنار ، حد ، حدود ، وسعت ، سابقه ، اندازه ، پایان ، غایت
recess (اسم)
کنار ، تعطیل موقتی ، گوشه ، تنفس ، پس زنی ، باز گشت ، طاقچه ، تو رفتگی ، فترت ، تو رفتگی در دیوار ، عقب نشینی ، دوره فترت
verge (اسم)
کنار ، نزدیکی ، حدود ، حاشیه ، لبه
lip (اسم)
کنار ، بیان ، لب ، لبه
list (اسم)
کنار ، صورت ، ریز ، نرده ، سیاهه ، فهرست ، جدول ، کجی ، شیار ، سجاف ، فرد ، میدان نبرد
brim (اسم)
کنار ، حاشیه ، لبه ، طره ، ضلع
marge (اسم)
کنار ، حاشیه ، لبه
lotos (اسم)
کنار ، درخت سدر ، درخت کنار ، یکجور نیلوفر ابی
rand (اسم)
کنار ، مرز ، نوار ، حاشیه ، لبه ، برامدگی لبه طبقات سنگ ، تسمهء اهنی ، تکه دراز گوشت
away (صفت)
کنار ، رفته ، دور افتاده ، یکسو ، فاصلهدار
next (صفت)
کنار ، مجاور ، مابعد ، اینده ، دیگر ، بعد ، جنبی ، زیرین ، پهلویی ، نزدیک ترین
apart (صفت)
کنار ، جدا
by (قید)
پیرامون ، کنار ، در کنار ، از پهلو ، از نزدیک ، درجه دوم
besides (قید)
کنار ، بعلاوه ، در کنار ، گذشته از این ، وانگهی ، باضافه ، در جوار ، از پهلو

معنی کلمه کنار به عربی

کنار
اضافت الي , بعيدا , حافة , حد , دعامة , راند , شفة , عتلة , علي حدة , قائمة , قادم , مصرف , من قبل
شاطي
عالم النسيان
استقال
مطلق
الرحيل عن السلطة
التنحي عن السلطة
مطلق
أقصي إقصاء
إقصاء الرقيب
احتياطي , رف , طريق جانبي
اِخْتَلَي
استبعاد
ساحل البحر , شاطيء البحر

کنار را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی
پیش.گوشه.بغل.جفت هم
.
Kenar
Negar
Next
نگین
پهلو
Ilia
Near
😉😉😌😌😞😞
near and next to the
حمیدرضا دادگر_فریمان
پهلو، جانب، ساحل، سو، ضلع، طرف، قبل، کران، کرانه، ور، جفت، جنب، جوار، حاشیه، گوشه، مجاور، آغوش، بر، بغل، پهلو، پای، لب، لبه، جدا، منفصل | سدر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خواص کنار برای پوست   • خاصیت کنار   • کنار درخت   • کنار هندی   • معنی کنار   • عکس میوه کنار   • خواص میوه کنار در بارداری   • کنار آفریقایی   • مفهوم کنار   • تعریف کنار   • معرفی کنار   • کنار چیست   • کنار یعنی چی   • کنار یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کنار
کلمه : کنار
اشتباه تایپی : ;khv
آوا : kenAr
نقش : اسم
عکس کنار : در گوگل

آیا معنی کنار مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )