برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1469 100 1

کمیت

/kammiyyat/

مترادف کمیت: چندی، کمی، مقدار

متضاد کمیت: چگونگی، کیفیت

برابر پارسی: چندی، اندازه

معنی کمیت در لغت نامه دهخدا

کمیت. [ ک ُ م َ / م ِ ] (ع اِ) اسب نیک سرخ فش و دم سیاه ، مذکر و مؤنث در وی یکسان است. ج ، کُمت ، کماتی (کزرابی ) مثله شذوذاً. سیبویه گفت : از خلیل در باره ٔ کمیت سوال کردم. خلیل گفت : این کلمه بدان جهت مصغر شده است که نه سیاه خالص و نه سرخ خالص است بلکه بین سیاهی و سرخی است... و فرق کمیت و اشقر به یال و دم است. اگر یال و دم سرخ باشد، اشقر و اگر سیاه باشد، کمیت است. و گویند بعیر کمیت همانگونه که گویند فرس کمیت و ناقة کمیت ایضاً. (از منتهی الارب ). اسب سرخ رنگ که به سیاهی زند و یال و دم او سیاه باشد. (آنندراج ). اسب نیک سرخ فش و دم سیاه ، مذکر و مؤنث در وی یکسان است. ج ، کُمت. (ناظم الاطباء). کمیت از اسبان آن را گویند که سرخی آن با سیاهی غیرخالص آمیخته باشد و گفته شده است اسبی است که رنگ آن بین سیاهی و سرخی است و مذکر و مؤنث در آن یکسان است و گویند: مهر کمیت و مهرة کمیت... و آن تصغیر اکمت است به غیر قیاس. و از اصمعی است : گویند بعیر احمر، وقتی که به سرخی آن رنگ دیگر نیامیخته باشد و اگر به سرخی آن سیاهی آمیخته باشد، آن کمیت است و همچنان است ناقة کمیت. (از اقرب الموارد). اسب سرخ یال و دم سیاه را گویند. (برهان ). اسبی که به سیاهی زند و یال و دم وی سیاه باشد. اسب بش (یال ) و دنبال (دم ) سیاه. هیگر. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
بدان زمان که بر ابطال تیره گون گردد
همه کمیت نماید ز خون سیاه سمند.
منجیک (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
هم از داغ دیگر کمیتی به رنگ
تو گفتی ز دریا درآمد نهنگ.
فردوسی.
آن کمیت گهری را که تو دادی به رهی
جز به شش میخ بر آن نعل نبندد نعال.
فرخی.
مرا در زیر ران اندر کمیتی
کشنده نی و سرکش نی و توسن.
منوچهری.
کمیت سخن را ضمیر است میدان
سوارش چه چیز است جان سخندان.
ناصرخسرو.
کمیتت اندر تک گنبدی است اندر دور
حسامت اندر زخم آتشی است اندر تاب.
مسعودسعد.
کمیت رنجبردار بود. (نوروزنامه ٔ منسوب به خیام چ اوستا ص 96). امیرالمؤمنین علی رضی اﷲ عنه گفته است : دلاو ...

معنی کمیت به فارسی

کمیت
شاعر عرب ( ف. ۱۲۵ ه ق . ) . وی قصایدی نغز در مدح رسول ص و اهل بیت دارد . هشام خلیفه او را بحبس افکند و خواست دست و زبانش را ببرد ولی کمیت با مساعدت زنش که لباس خود را باو داد فرار کرد .
اسب، اسبی که رنگش بین سیاهی وسرخی باشد، انداره، مقدار، مقدارچیزی که سنجیده یاشمرده شود، درفارسی چندی هم گفته شده
( اسم ) ۱ - اسب سرخ یال و دم سیاه کهر : امیر المومنین علی رضی الله عنه گفته است دلاور ترین اسپان کمیت است . توضیح عرب رنگ کمیت را از هم. ( اسبان ) بهتر میدانند . بسرما و گرما و گرسنگی و تشنگی و تاخت و تاز و آفتاب و سنگلاخ و گل و لای طاقتش از هم. ( اسپان ) بیشتر است چنانکه شاعر گفته : کمیت کپل گرد و زانو سیاه بمیدان گدا را کند پادشاه بسرما و گرما توانا بود . ( فرسنام. اسد الله خوانساری نوروز نامه . تعلیقات ) یا کمیت کسی لنگ بودن . از عهد. کاری بر نیامدن . یا کمیت اش لنگ است . کم مایه است درین کار تسلطی ندارد . ۲ - شراب لعل انگوری که بسیاهی زند . یا کمیت نشاط شراب ارغوانی .
[base quantity] [فیزیک] کمیتی فیزیکی که یکای آن در دستگاه اندازه گیری معین، مستقل از کمیت های فیزیکی دیگر تعریف می شود
[extensive quantity] [شیمی، فیزیک] کمیتی که در ترکیب دو سامانۀ ترمودینامیکی رفتار جمع پذیر داشته باشد
[derived quantity] [فیزیک] کمیتی فیزیکی و متفاوت با کمیت های اصلی که یکای آن برحسب یکای کمیت های اصلی تعیین می شود
[pivotal quantity] [آمار] تابعی از مقادیر نمونه ای و یک یا چند پارامتر که توزیع آن مستقل از آن پارامتر یا پارامترها باشد
[observable quantity] [فیزیک] هر کمیت فیزیکی قابل اندازه گیری
...

معنی کمیت در فرهنگ معین

کمیت
(کَ مُِ یَُ) [ ع . کمیة ] (مص جع .) اندازه ، مقدار.
(کُ مَ یا مِ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - اسب سرخ رنگ که به سیاهی زند. ، ~ کسی لنگ بودن در انجام کاری کم مایه و ناتوان بودن . ۲ - شراب لعل انگوری که به سیاهی می زند.

معنی کمیت در فرهنگ فارسی عمید

کمیت
مقدار چیزی که سنجیده یا شمرده شود، اندازه، مقدار، چندی.
اسبی که رنگش بین سیاهی و سرخی است، اسب.

کمیت در دانشنامه ویکی پدیا

کمیت
کَمّیَت یا چَندی در لغت به معنای مقدار می باشد و معمولاً در برابر واژهٔ کیفیت به کار می رود. در فیزیک هر چه که قابل اندازه گیری باشد، کمیت و در مقابل، هرچه که نتوان اندازه گیری کرد کیفیت نامیده می شود. کمیت را می توان با یک عدد نشان داد و برای تعیین این مقدار نیاز به یکای آن کمیت داریم. «کم و کیف» را در فارسی چند و چون می گویند.
کمیت های نرده ای، کمیت هایی هستند که تنها دارای بزرگی (اندازه) می باشند. مانند جرم، زمان و دما
کمیت های برداری، کمیت هایی هستند که علاوه بر اندازه دارای جهت نیز هستند و از قانون جمع بردارها پیروی می کند. مانند سرعت، جابجایی و نیرو
کمیت ها در فیزیک به دو نوع کمیت نرده ای یا اسکالر (عددی) و کمیت برداری تقسیم می شوند.
از کمیت های پر کاربرد می توان به موارد زیر اشاره کرد:
کمیت اسدی (زاده:۶۰ هجری، کشته شدن:۱۲۶ هجری) از برحسته ترین شاعران شیعه معاصر اهل بیت علیهما السلام بود که مورد عنایت سه امام شیعیان (امام سجاد(ع)، امام محمد باقر(ع) و امام جعفر صادق(ع)) قرار داشت وی مرثیه معروفی پیرامون حضرت حسین بن علی (ع) سروده است.
کتاب «کمیت اسدی حدیث حریت » از سری کتاب های «شاعران قبیله نور»، نوشته محمد صحتی سردرودی در سال ۱۳۷۳ توسط انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی پیرامون وی به چاپ رسیده است.
وی اشعار و قصاید معروفی در دفاع از اهل بیت علیهما السلام سرود.وی که حافظ قرآن و فقیه نیز بود به سخادت و دلیری شهرت داشت. مجموعه سروده های او در دوجلد، به نام «شعر الکمیت بن زید الاسدی» گردآوری و چاپ شده است.
وی نهایتا در دوران امویان کشته شد.
هنگامیکه در مدینه نزد امام محمد باقر(ع) رفت و قصیده اش را برای او خواند، و محمد باقر(ع) او را مورد تفقد و دلجویی و محبت قرارداد و دعایش کرد. دعای امام محمد باقر(ع) این بود که: «تا وقتی که از اهل بیت و حق دفاع می کنی، روح القدس پشتیبان و تاییدکننده ات باد!»
کمیّت بدون بعد (به انگلیسی: Dimensionless quan ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با کمیت

کمیت در جدول کلمات

معنی کمیت به انگلیسی

quantity (اسم)
حد ، مقدار ، مبلغ ، عده ، اندازه ، قدر ، عدد ، چندی ، کمیت
quantum (اسم)
ذره ، میزان ، درجه ، مقدار ، مبلغ ، اندازه ، پله ، کمیت
shagreen (اسم)
کمیت ، چرم دان دان ، ساغری ، نوعی پارچه ابریشمی دان دان

معنی کلمه کمیت به عربی

کمیت
کمية

کمیت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضا
اندازه,طول.مثل, غیرقابل اندازهگیر زمان...ضدآن کیفیت است.
ask_memnu.81
خوبه
امیر حسین
اسب سرخ مایل به سیاه
فائزه
اسکالر
علی سیریزی
کَمّیَت یا چَندی در لغت به معنای مقدار می‌باشد و در فیزیک هر چه که قابل اندازه‌گیری باشد، کمیت نامیده می‌شود. کمیت را می‌توان با یک عدد نشان داد و برای تعیین این مقدار نیاز به "یکای" آن کمیت داریم.
کم و کیف را در فارسی چند و چون است.
جمشید احمدی
چندینگی
کیفیت = چگونگی
جعفر جعفری
چندتایی و چقدر
فاطمه حق پرست
۱. شراب سرخ
۲: اسب سرخ
کمیت عتیق بر کمیت عتیق اختیار کرده: جهانگشا جلد ۲
شراب سرخ را به جای اسب سرخ نژاده برگزیده.
علیرضا
اسب سرخ مایل به سیاه
سوگند~
اسب سرخ مایل به سیاه
پرويز زندي نيا
شمارشي
حدیثه
اسب سرخ مایل به سیاه
حمیدرضا دادگر_فریمان
یکا،چندی، کمی، مقدار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• کمیت اصلی   • مثال کمیت برداری   • کمیت چیست   • انواع کمیت های برداری   • کمیت اسکالر   • اسب کمیت   • تعریف کمیت برداری   • معنی کمیت   • مفهوم کمیت   • معرفی کمیت   • کمیت یعنی چی   • کمیت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کمیت
کلمه : کمیت
اشتباه تایپی : ;ldj
آوا : kammiyyat
نقش : اسم
عکس کمیت : در گوگل

آیا معنی کمیت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران