برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1648 100 1
شبکه مترجمین ایران

کشوری

/keSvari/

معنی کشوری در لغت نامه دهخدا

کشوری. [ ک ِش ْ وَ ] (ص نسبی ، اِ) آنکه یا آنچه به کشور نسبت دارد. هرچیز که به کشور منسوب باشد. || مردمی که در مملکتی زیست می کنند و جزء قشون و سپاهیان نیستند. آنکه به سپاهی گری زیست نکند. مقابل لشکری. (یادداشت مؤلف ).

کشوری. [ ک ِش ْ وَ ] (ص نسبی ) منسوب به کشورکه از قراء صنعای یمن می باشد. (از انساب سمعانی ).

معنی کشوری به فارسی

کشوری
( صفت ) منسوب به کشور مقابل لشکری : صاحب منصبان کشور ی امور کشوری .
[national politics] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] امور سیاسی مربوط به کشور

کشوری در دانشنامه ویکی پدیا

کشوری
کشوری (منسوب به کشور) یک نام خانوادگی است. افراد شاخص با این نام از این قرارند:
احمد کشوری، خلبان هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران
مازیار کشوری، سیاستمدار ایرانی-نروژی
کشوری که گنگ در آن جریان دارد (به هندی: Jis Desh Mein Ganga Behti Hai) فیلمی محصول سال ۱۹۶۰ و به کارگردانی رادو کارماکار است. در این فیلم بازیگرانی همچون راج کاپور، پادمینی، پران، لالیتا پاوار، نانا پالشیکار ایفای نقش کرده اند.
احمد کشوری (زاده ٣١ تیر ۱۳۳۲ در کیاکلا (سیمرغ)، استان مازندران - درگذشت ۱۶ آذر ۱۳۵۹) از خلبانان هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران بود که در جنگ ایران و عراق کشته شد. وی نقش مهمی درغائله کردستان در سرکوب احزاب مسلح جدائی طلب و شورشیان مسلح سنندج در سال های ۱۳۵۸ و در دوران آغازین جنگ داشت.
علی اکبر شیرودی
او در سال ۱۳۵۱ وارد ارتش شاهنشاهی ایران شد و دوره آموزشی هلیکوپتر کبری را با موفقیت پشت سر گذاشت.
پیرامون روحیات فردی وی کمک به فقرا و مبارزه با فساد اخلاقی و مخالفت با دولت شاپور بختیار قید شده است. هلی کوپتر وی مورد اصابت موشک از سوی هواپیمای میگ عراقی در تنگه بینا در استان ایلام در منطقة عمومی میمک قرار گرفت.
وی در قطعه ۲۴ بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شده است.
تقسیمات کشوری یا تقسیمات اداری، سلسله مراتب اداری ـ سیاسی در تقسیم هر کشور به واحدهای کوچکتر، برای سهولت اداره آن و تأمین امنیت و بهبود اوضاع اجتماعی و اقتصادی است. این تقسیم بندی گاه برمبنای تاریخ و فرهنگ، اوضاع جغرافیایی و جمعیت و گاه برحسب ملاحظات سیاسی (بویژه در دوره معاصر) صورت می گیرد. به هر کدام از تقسیمات درجه ای از خودمختاری برای اداره کردن داده شده است و برای خود یک دولت محلی دارند. ممکن است یک ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

کشوری در جدول کلمات

کشوری آزاد و مستقل در شرق کنگو
رواندا
کشوری آسیایی
لبنان
کشوری آسیایی به پایتختی وین تیان
لایوس
کشوری آسیایی که ایران سرمایه گذاری میلیارد دلاری در آن کرده است
اردن
کشوری آفریقایی
مالاوی
کشوری آفریقایی با مرکز مورونی
کومور
کشوری آفریقایی با مرکزیت باماکو
مالی
کشوری آفریقایی با مرکزیت رباط
مراکش
کشوری آفریقایی که پایتخت آن لیلونگوه است
مالاوی
کشوری آمریکایی
هاییتی

معنی کشوری به انگلیسی

vernacular (صفت)
بومی ، محلی ، کشوری ، عام
state (صفت)
کشوری ، ملکی
civil (صفت)
مدنی ، کشوری ، غیر نظامی ، حقوقی ، متمدن ، عرفی ، با ادب ، مودب

معنی کلمه کشوری به عربی

کشوری
مدني , هالة

کشوری را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فیش حقوقی بازنشستگان کشوری   • ثبت نام وام بازنشستگی 95   • صندوق بازنشستگی کشوری   • دریافت فیش حقوقی فرهنگیان   • سازمان بازنشستگی کشوری وام ضروری   • افزایش حقوق بازنشستگان   • ثبت نام وام بازنشستگان کشوری   • فیش حقوقی بازنشستگان تامین اجتماعی   • معنی کشوری   • مفهوم کشوری   • تعریف کشوری   • معرفی کشوری   • کشوری چیست   • کشوری یعنی چی   • کشوری یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کشوری

کلمه : کشوری
اشتباه تایپی : ;a,vd
آوا : keSvari
نقش : صفت
عکس کشوری : در گوگل

آیا معنی کشوری مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )