برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1361 100 1

کشه

معنی کشه در لغت نامه دهخدا

کشت. [ ک َ ] (ص ) هرچیز بسیار خشک و شکننده و زشت و بدترکیب و بدشکل. || (اِ) یک نوع علف سرخ رنگ که بر روی زمین گسترده شده و می پیچد. || نمک. || (ص ) نمکین. (ناظم الاطباء). || (اِمص ) محو. حک. (انجمن آرا) :
ما نقش دیگران ز ورق می کنیم کشت.
اوحدی (از انجمن آرا).

کشت. [ ک ِ ] (مص مرخم ، اِمص ) زراعت. کشاورزی. زرع. اَکّاری. مؤاکره. حرث :
به کشت ار برد رنج کشورزیان
چنان کن که ناید به کشور زیان.
اسدی.
جهان زمین و سخن شخم و جانت دهقان است
به کشت باید مشغول بود دهقان را.
ناصرخسرو.
- کشت و درود ؛ کاشتن و درودن. کشاورزی. عمل کشاورزی اعم از کشتن و درو کردن و برداشتن. کشت و برداشت :
تا زنده ام مرا نیست جز مدح تو دگر کار
کشت و درودم این است خرمن همین و شدکار.
رودکی.
زمینی که آباد هرگز نبود
برو بر ندیدند کشت و درود.
فردوسی.
از ایران پراکنده شد هرکه بود
نماند اندر آن بوم کشت و درود.
فردوسی.
به کابل دگر سام را هرچه بود
ز باغ و ز کاخ و ز کشت و درود.
فردوسی.
نخوری از رز و از صنعت و از کشت و درود
بر به تابستان تاش آب زمستان ندهی.
ناصرخسرو.
|| (اِ) زراعت. کشته : شهر کش رادو رود است که بر در شهر بگذرد و اندر کشتهای وی به کار شود. (حدود العالم ). ایشان را کشت نیست مگر ارزن و انگور نیست لیکن انگبین سخت بسیار است. (حدود العالم ).
همه باغ پرآب و کشت و خوید
همه کوه پرلاله و شنبلید.
فردوسی.
مر کشت را خود افکن نیرو
رز را بدست خود کن فرخو.
لبیبی.
ملک چون کشت گشت و تو باران
این جهان چون عروس و تو داماد.
فرخی.
کشت خدای نیست مگر اهل علم و دین
جز این دو تن همه خار و خس و گیاست.
ناصرخسرو.
کشتزار ایزد است این خلق و این تردست مرگ
داس این کشت ای برادر همچنین باشد سزا.
ناصرخسرو.
این تاوان مر ادب را بستدیم تا خداوندان اسپ اسپ را نگه دارند تا به کشت کسان اندر نیاید. (نوروزنامه منسوب به خیام ). روزی به شمس الملوک قابوس وشمگیر برداشتند که مرد ...

معنی کشه به فارسی

کشه
دهی است از دهستان طرق رود بخش نطنز شهرستان کاشان واقع در ۳۷ کیلومتری جنوب باختر نظنز کوهستانی و سردسیر دارای ۱۲٠٠ تن سکنه .
( اسم ) اسطو خودوس .
دهی از دهستان فراهان بالا بخش فرمهین شهرستان اراک واقع در ۱۳ هزار گزی شمال خاوری فرمهین با ۲۷۲ تن سکنه . آب آن از قنات و رود شهر آب و راه مالروست و از فرمهین می توان اتومبیل برد.
[ گویش مازنی ] /kashe/ آغوش - واحد اندازه گیری به اندازه ی یک بغل – آنچه در یک بغل جا گیرد
زیر بغل از جامه . کش بن
[ گویش مازنی ] /kashe ben/ زیربغل
گدا . فقیر . گدایی کننده
[ گویش مازنی ] /kooshe baytan/ در آغوش گرفتن
[ گویش مازنی ] /kashe Khesh/ ماچ و بوسه کردن – بغل کردن و بوسیدن
[ گویش مازنی ] /kashegiri/ یکدیگر را به اشتیاق در آغوش کشیدن
[ گویش مازنی ] /kashelaa/ کشاله ران
خط بطلان کشیدن بر نبشته و باطل کردن و محو کردن آن ترمیج کشه کردن سطور بعد نوشتن آن
[ گویش مازنی ] /ben kashe/ زهار – موی اطراف آلت تناسلی - موی زیربغل
۱ - ( اسم ) در بند . ۲ - رز. در . ۳ - زرفین. ۴ - ( اسم ) نوکری . - بندگی .
[ گویش مازنی ] /pesh kashe/ حدفاصل بین ناف تا زهار - در سوارکاری دو نفره، آنکه جلو نشیند
[ گویش مازنی ] ...

معنی کشه در فرهنگ معین

کشه
(کَ شَ) (اِ.) خطی را که به جهت علامت بطلان بر نوشته کشند.

معنی کشه در فرهنگ فارسی عمید

کشه
۱. خطی که با قلم دیگر بکشند.
۲. تنگ چهارپایان.
۳. گدا.

کشه در دانشنامه ویکی پدیا

کشه
کشه ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
کشه (تفرش)
کشه (نطنز)
مختصات: ۳۴°۳۴′۰۶″ شمالی ۴۹°۵۱′۰۳″ شرقی / ۳۴٫۵۶۸۳۳°شمالی ۴۹٫۸۵۰۸۳°شرقی / 34.56833; 49.85083
کشه (تفرش)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان تفرش در استان مرکزی ایران است.
این روستا در دهستان کوه پناه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۸۷ نفر (۵۹خانوار) بوده است.
کشه (نطنز)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان نطنز در استان اصفهان ایران است.
این روستا در شمال دهستان طرق رود قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۶۷۵ نفر (۲۴۲خانوار) بوده است. هم اکنون بالای ۱۴۰۰ نفر جمعیت دارد
در این روستا اولین صفحه های خورشیدی خصوصی در منطقه نطنز برای تولید برق در محله اسبر نصب شده است.
آب کشه، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان نطنز در استان اصفهان ایران است.
این روستا در دهستان طرق رود قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷۸ نفر (۲۸خانوار) بوده است.
تپه گاو کشه مربوط به دوران پیش از تاریخ ایران باستان تا دوران های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان دورود، بخش مرکزی، روستای گاوکشه واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۳۸۳ با شمارهٔ ثبت ۱۱۶۹۲ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
تپه کشه مربوط به سده های اولیه دوران های تاریخی پس از اسلام است و در شهر ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

کشه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ملیکا
کشه با فتحه «ک» و کسره «ش» در زبان تبری به معنای آغوش و بغل می باشد.
علی هنرزاده
کشه : با کسر کاف و شین به زبان عرب خمسه به گله گوسفند گفته می شود که از استراحت گاه خود حرکت کند.
غنم کشه: گوسفندان حرکت کرد
البته، کشع با کسر کاف و فتح شین هم به همین معناست
صادق عبدلی
در گویش محلی زرین دشت فارس "کشه"بافتح که و کسر شی به معنی" رودخانه "است.
سجادیه
کَشَه در گویش یزدی یعنی دامن
علی سیریزی
در گویش یزدی، دامن می شود ، کَشه
رضا
کشه یعنی جایی که در کشان کوه باشد نزدیک کوه کشان کوه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عکس روستای کشه   • روستای فریزهند   • اجاره ویلا در کشه   • دهکده توریستی عباس برزگر   • روستای کشه کجاست   • طار   • دهکده رایان نطنز   • معنی کشه   • مفهوم کشه   • تعریف کشه   • معرفی کشه   • کشه چیست   • کشه یعنی چی   • کشه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کشه
کلمه : کشه
اشتباه تایپی : ;ai
عکس کشه : در گوگل

آیا معنی کشه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )