برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1468 100 1

کر شدن

معنی کر شدن در لغت نامه دهخدا

کر شدن. [ ک َ ش ُ دَ ](مص مرکب ) صمم. (دهار) (ترجمان القرآن ). طرش. (منتهی الارب ). اصمام. (یادداشت مؤلف ). ناشنوا گردیدن. از دست دادن قوه ٔ شنوائی. زایل شدن حس سمع :
برآمدیکی گرد و برشد خروش
همه کر شدی مردم تیزهوش.
فردوسی.
چون چون و چرا خواستم و آیت محکم
در عجز بپیچیدند این کور شد آن کر.
ناصرخسرو.
کر شود باطل از آواز حق
کور کند چشم خطا را صواب.
ناصرخسرو.
رجوع به کر شود.

معنی کر شدن به فارسی

کر شدن
صمم . طرش . ناشنوا گردیدن .از دست دادن قوه شنوائی

کر شدن در جدول کلمات

معنی کر شدن به انگلیسی

deafen (فعل)
کر شدن ، کر کردن

کر شدن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مبین
کِ ر. پنهان شدن در گویش کازرونی(ع.ش)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• کر شدن حل جدول   • معنی کند زبان   • کر شدن دو حرفی   • درمان کری ناگهانی   • کر شدن در جدول   • کر شدن درحل جدول   • لاغر وضعیف شدن   • نادان و کودن   • معنی کر شدن   • مفهوم کر شدن   • تعریف کر شدن   • معرفی کر شدن   • کر شدن چیست   • کر شدن یعنی چی   • کر شدن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کر شدن
کلمه : کر شدن
اشتباه تایپی : ;v ank
عکس کر شدن : در گوگل

آیا معنی کر شدن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )
شبکه مترجمین ایران