برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1404 100 1

کافی

/kAfi/

مترادف کافی: بسنده، بس، مشبع، مکفی، وافی، باکفایت

برابر پارسی: بسنده، بایسته، بس

معنی کافی در لغت نامه دهخدا

کافی. (ع ص ) بسنده و بی نیاز کننده. (غیاث ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). وافی. شافی. حسب : ترتیبی و نظامی نهاده که سخت کافی و شایسته. (تاریخ بیهقی ص 382).
کف کافیش بحری از جود است
طبع صافیش گنجی از حکم است.
مسعودسعد.
اهل تمیز را اندک از بسیار کافی بود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 257).
پس فرستاد آن طرف یک دو رسول
حاذقان وکافیان بس عدول.
مولوی.
کاف کافی آمد از بهر عباد
صدق وعده کهیعص.
مولوی.
گفت ای ملک نشان خرد کافی آن است که به چنین کارها تن درندهد. (گلستان ).
|| کاردان. پسندیده کار : خواجه گفت مردی با دیدار نیکو و کافی است. (تاریخ بیهقی ص 342). ما تو را آزموده ایم و در همه کارها شهم و کافی و معتمد یافته. (تاریخ بیهقی ص 395). و او را برانگیخت پی کاری که وی برای آن کافی است. (تاریخ بیهقی ص 311). به حکم آنکه این وزیر مردی کافی بود و کارها تمام ضبط کرده امراء از وی پیش والی سعایت کردند. (جوامعالحکایات ). ما را خردمندی کافی باید که تدبیر مملکت را شاید. (گلستان ). || پیشکار. کارگزار. (غیاث ) (آنندراج ). وزیر. دبیر. متصدی خراج و جزیت : و سیم کافی ناصح که خراج و جزیت بر وجه استقصاء بستاند. (کلیله و دمنه ).
باده همه کافیان عالم
بر یاد کفایت تو خوردند.
مسعودسعد.
|| ضمان کننده. (غیاث ) (آنندراج ). ضامن. || مجازاً دانا. (غیاث ) (آنندراج ). || کارنده. (غیاث ) (آنندراج ).

کافی. (اِخ ) نامی از نامهای خدای تعالی.

کافی. (اِخ ) یکی از کتابهای چهارگانه یا اصول اربعه ٔ مذهب شیعه که روایتهای شیعه در آن فراهم آمده. مؤلف این کتاب محمدبن یعقوب کلینی است و در 329 هَ.ق. درگذشته است. (فهرست کتابخانه ٔ دانشگاه ج 2).

کافی. (اِخ ) لقب ابوالفرج رونی. رجوع به ابوالفرج بن مسعود رونی شود.

کافی. (اِخ ) لقب شیخ محمدبن یوسف. او راست «الحصن والجنة علی عقیدة اهل السنة» شرحی است بر کتاب غزالی در پند و نصیحت و در 1324 در بولاق ضمیمه السیف الیمانی طبع شده است. (از معجم المطبوعات 1547).

معنی کافی به فارسی

کافی
یا الکافی فی علم الدین . کتابی است بعربی تالیف کلینی و آن یکی از کتب اربعه شیعه است .
بی نیازکننده، بس کننده، بسنده، آنکه یا آنچه شخص راازکسی یاچیزی بی نیازسازد
( اسم ) ۱ - بس کننده بی نیاز کننده . ۲ - بسنده : [ اهل تمیز را اندک از بسیار کافی بود ] . ( تاریخ یمینی ۳ ) ۲۵۷ - کار گزار عامل پیشکار : [ سیم کافی ناصح که خراج و جزیت بر وجه استقصائ بستاند ] . ( کلیله و دمنه ) ۴ - دانای کار با کفایت : [ خواجه گفت : مردی با دیدار نیکو کافی است ] . ( بیهق ۳۴۲ ) جمع : کفات ( کفاه) . یا کافی بودن . بس بودن . کفایت کردن . ۵ - ( اسم ) از نامهای خدای تعالی است .
لقب شیخ محمد بن یوسف اوراست شرحی بر کتاب غزالی در پند و نصیحت
ده مخروبه ایست از بخش حومه شهرستان نایین
از شعرای دوره صفویه و منشی شاه طهماسب
نام ایلچی میرزا اسکندر پسر شاهرخ پسر امیر تیمور گورکان
لقب احمد بن ابراهیم الضبی مکنی به ابی العباس وزیر فخرالدوله
سعدالدین شرف الحکما
نامش عمرو لقبش کافی الدین است وی عم خاقانی و پدر وحید الدین ابوالمفاخر عثمان است
دهی است از دهستان شرفخانه بخش شبستر شهرستان تبریز جلگه ۱۶٠۸ تن سکنه .
نامی از نامهای خدای تعالی
لقب صاصب بن عباد وزیر فخرالدوله دیلمی است
...

معنی کافی در فرهنگ معین

کافی
[ ع . ] (اِفا.) ۱ - بس کننده ، بی نیازکننده . ۲ - دارای کمیت ، کیفیت یا دامنه ای مناسب برای تأمین نیاز یا تقاضا.
[ انگ . ] (اِ.) = کافه تریا: مکانی عمومی که در آن جا قهوه ، چای و شیرینی و مشروبات غیرالکلی صرف می کنند، قهوه سرا (فره ).
(نِ) [ انگ . ] (اِ.) مکانی عمومی برای استفاده از خدمات اینترنت ، ایمیل و مکالمة تلفنی با راه دور همراه با پذیرایی مختصر، نت سرا (فره ).

معنی کافی در فرهنگ فارسی عمید

کافی
۱. آن که یا آنچه شخص را از کسی یا چیزی بی نیاز می سازد، بی نیاز کننده، بسنده.
۲. [قدیمی] لایق، کارآمد.

کافی در دانشنامه اسلامی

" کافی پژوهی" گزارش پایان نامه مرتبط با کلینی و کافی است که توسط آقای سید محمد علی ایازی در سال 1386ش تهیه گشته است.
درباره الکافی، کار پژوهشی بسیاری چون تحقیق در اسناد، شرح، تعلیقه، حواشی مقایسه روایات، مقایسه کتب، بررسی فصول، ترجمه و طبقات، انجام گرفته است.
1. این معرفی، در راستای اهداف و فواید پژوهش حدیث شناسی و جهت آشنایی با جایگاه کتاب الکافی و معرفت شناسی معارف اهل بیت علیهم السلام و مقایسه آن با متون حدیثی در مکتب فریقین است.
2. از آن جا که عمده این پژوهش ها، به صورت رساله دانشجویی نگاشته شده و زمینه تکمیل آن هنوز فراهم نشده اند و به چاپ نرسیده اند و در گوشه و کنار کتاب خانه برخی دانشگاه ها قرار دارند و حتّی برخی از این رساله ها در همان دانشگاه دفاع شده نیز موجود نیستند و دسترسی به آنها دست کم دشوار است، لذا اطّلاع رسانی و ارائه گزارشی از رساله و مشخّص کردن محدوده پژوهش و موضوعاتی که در آن مطرح است و یا حتّی در چه بخش هایی کاستی دارد، بایسته است و برای اهل تحقیق و به ویژه دانشجویانی که علاقه مند به ادامه و تکمیل بحث هستند، ضروری است.
3. معرّفی اجمالی و گزینش مطالب این کتاب ها، شناخت چندین کتاب، مقاله و رساله در یک کتاب و آگا به موضوعاتی است که در باره کافی انجام گرفته است.
در این کتاب، پایان نامه هایی را که به صورت مستقل در باره کافی نوشته شده و یا با مقایسه با برخی متون حدیثی و یا در پاسخ به شبهه ای مانند: روایات فضل قرآن و حرکت و انتقال، تحریف قرآن و کتاب الحجّة و ... نگارش یافته اند، معرّفی شده است. این معرّفی ها به صورت گزارش متن رساله و پژوهش، همراه تحلیل و در مواردی، تکمیل و تصحیح و روشن کردن کاستی های پژوهشیِ این آثار در باره الکافی و روایات کتاب خاص، یا باب خاص آمده است.
کافی پژوهی در عرصه نسخه های خطی اثر علی صدرایی خویی، با همکاری سید صادق ...


کافی در دانشنامه ویکی پدیا

کافی
کافی می تواند به موارد زیر اشاره کند:
کتاب کافی یکی از مهم ترین و معتبرترین کتب حدیثی شیعه اثر کلینی
لازم و کافی
قهوه
کافی (به انگلیسی: Enough) فیلمی ۱۱۶ دقیقه ای در سبک مهیج به کارگردانی مایکل اپتد با بازی جنیفر لوپز محصول سال ۲۰۰۲ ایالات متحدهٔ آمریکا است.
۲۴ مه ۲۰۰۲ (۲۰۰۲-05-۲۴)
کافی آباد ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
کافی آباد (اشکذر)
کافی آباد (نائین)
کافی آباد، روستایی از توابع بخش خضرآباد شهرستان اشکذر در استان یزد ایران است.
این روستا در دهستان کذاب قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۱۸ نفر (۵۶خانوار) بوده است.
کافی آباد (نائین)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان نائین در استان اصفهان ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان بهارستان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
کافی اسکریپت (به انگلیسی: CoffeeScript) یک زبان برنامه نویسی که به جاوااسکریپت کامپایل می شود. این زبان زیبایی های لغوی که از روبی، پایتون و هسکل الهام گرفته شده را برای زیادکردن اختصار و خوانایی جاوااسکریپت می افزاید و همچنین قابلیت های پیچیده ای مانند ادراک از آرایه ها و تطابق بر الگو افزوده؛ کافی اسکریپت به صورت پیشگویانه به جاوااسکریپت کامپایل می گردد. برنامه ها با مقدار کمتری کد (معمولاً با ۱/۳ تعداد خط کد کمتر) د ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

کافی در دانشنامه آزاد پارسی

کتابی به عربی، تألیف ابوجعفر محمد کلینی، در احادیث شیعۀ امامیه، از کتب اربعه. این اثر دارای ۳۵ کتاب در سه بخش اصول و فروع و روضه است و مباحث مهم اعتقادی و احکام فقهی و سنن و آداب شرعی و تاریخ روایی زندگانی پیامبر اکرم (ص) و ائمۀ اطهار (ع) و پند و اندرز و بعضی خطبه های معصومین را شامل می شود. کتاب ۳۲۶ باب دارد و ۱۶,۱۹۹ حدیث در آن آمده است. معاصربودن مؤلف آن با نواب خاص امام زمان (عج)، فراهم آوردن کتاب از اصول و منابع معتبره و نسخه های معتمدۀ کهن، جامع بودن آن نسبت به دیگر جوامع اولیۀ حدیث و مسندبودن روایات آن، مگر در موارد اندک، از مزایای کافی است. کتاب کافی از بدو تألیف تاکنون همواره مورد اعتماد و استناد و مراجعۀ تمامی علمای شیعه و دیگران بوده است و برخی علمای برجسته شرح هایی بر آن نگاشته اند؛ مانند شرح اصول کافی به عربی، تألیف ملاصدرا؛ مرآت العقول به عربی، تألیف محمدباقر مجلسی؛ شرح حاج ملا محمدصالح مازندرانی؛ دو شرح عربی و فارسی ملا خلیل قزوینی به نام های الشافی و الصافی. کافی بارها در عراق و ایران و هند و لبنان به چاپ رسیده و به فارسی و اردو و انگلیسی هم ترجمه شده است. بخش اصول آن با نام «اصول کافی» نیز بارها مستقلاً چاپ شده است.

کافی در جدول کلمات

کافی
وس
کافی بودن
اکتفا
کافی و بس
مکفی
همان کافی است
وس

معنی کافی به انگلیسی

adequate (صفت)
لایق ، صلاحیت دار ، مناسب ، کافی ، متناسب ، بسنده ، مساوی ، رسا ، تکافو کننده
sufficient (صفت)
شایسته ، صلاحیت دار ، کافی ، بسنده ، قانع
enough (صفت)
کافی ، بسنده ، باندازه ء کافی ، بقدر کفایت

معنی کلمه کافی به عربی

کافی
بما فيه الکفاية , کافي
اخف
بما فيه الکفاية
عاجز , لفترة قصيرة , ناقص
راحة

کافی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

احسان
enough
جمشید احمدی
باندازه
کافی = یعنی به اندازه ی نیاز، نه کم و نه زیاد = به اندازه = باندازه
نیازعلی شمس
دوستان پارسی گوی گرانسنگ ،
(بَسَند)
را در دهخدا و معین بجویید.
چو ایران نباشد تن من مباد!
محمد رضا بهشتی
ای کسی که عقل ونعمتهایت به میزان وکافی هست
حمیدرضا دادگر_فریمان
بسنده، بس، مشبع، مکفی، وافی، باکفایت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سخنرانی احمد کافی   • روضه های شیخ احمد کافی   • مداحی کافی   • کتاب کافی   • داستان های کافی   • محسن کافی   • فرزندان شیخ احمد کافی   • سخنرانی کافی درمورد امام زمان   • معنی کافی   • مفهوم کافی   • تعریف کافی   • معرفی کافی   • کافی چیست   • کافی یعنی چی   • کافی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کافی
کلمه : کافی
اشتباه تایپی : ;htd
آوا : kAfi
نقش : صفت
عکس کافی : در گوگل

آیا معنی کافی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )