برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1526 100 1
شبکه مترجمین ایران

کاروان

/kArevAn/

مترادف کاروان: قافله، کاربان

معنی کاروان در لغت نامه دهخدا

کاروان. [ کارْ / رِ ] (اِ مرکب ) کاربان. (جهانگیری ). قافله. (برهان ) (غیاث ) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء). و رجوع به قافله شود. قیروان. (المعرب جوالیقی ج 2 ص 254). (منتهی الارب ). و رجوع به لغت «کاربان » شود. عیر. (ترجمان القرآن ) (دهار). و رجوع به عیر شود. سیاره. (ترجمان القرآن ). جمعیت زیادی از مسافران و سودا گران. (ناظم الاطباء). دسته ٔ مسافرین :
کاروان شهید رفت از پیش
وان ما رفته گیر و می اندیش.
رودکی.
سوی رود با کاروانی گشن
زهابی بدو اندرون سهمگن.
ابوشکور بلخی.
به دستور فرمود تا ساروان
هیون آرد از دشت صد کاروان.
فردوسی.
شتر بود بر دشت ده کاروان
به هر کاروان بر یکی ساروان.
فردوسی.
به ایران شتروار صد کاروان
ببردند شادان و خرم روان.
فردوسی.
به صد کاروان اشتر سرخ موی
همی هیزم آورد پرخاشجوی.
فردوسی.
کاروانی بیسراکم داد جمله بارکش
کاروانی دیگرم بخشید بختی جمله رنگ.
فرخی.
با کاروان حله برفتم ز سیستان
با حله ای تنیده بدل بافته ز جان.
فرخی.
هر چه پرسیدند او را همه این بود جواب
کاروانی زده شد کار گروهی سره شد.
لبیبی.
شاد باشید که جشن مهرگان آمد
بانگ و آوای درای کاروان آمد.
منوچهری.
یکی کاروان اشتر گشن دادش
هر اشتر بسان کهی از کلانی.
منوچهری.
ندانی که ویران شود کاروانگه
چو برخیزد آمد شد کاروانی.
منوچهری.
چو پولی است زی آن جهان این جهان
برو عبره ما را و ما کاروان.
اسدی.
ز مصر آمده روم را خواسته
یکی کاروانی پر از خواسته.
(گرشاسبنامه ).
ز دروازه هاشان یکان و دوگان
شدند اندر آن شهر بی کاروان.
شمسی (یوسف و زلیخا).
گر نیست طاقتم که تن خویش را
بر کاروان دیو سلیمان کنم.
ناصرخسرو.
چند چپ و راست بت ...

معنی کاروان به فارسی

کاروان
عدهای مسافرکه باهم سفرکننددرقدیم گروهی مسافررامیگفتندکه سواربراسب واسترباهم مسافرت میکردند
( اسم ) گروهی مسافر و زایر و سود اگر که با هم مسافرت کنند و دارای زاد و توشه و ستوران باشند قافله : [ با کاروان حله برفتم ز سیستان با حل. تنیده ز دل بافته ز جان ] . ( فرخی ) ۲ - قطار شتر و استر و الاغ : [ شتر بود بر دشت ده کاروان بهر کاروان بر یکی ساروان ] . ۳ - کار گزار وکیل . یا کاروان شادی . کارنا وال یا کاروان شتر . قافلهای از شتران . یا کاروان از کاروان نگسستن . پیاپی آمدن کاروان : [ گرفته راه امید نشسته رهبان عقل که کاروان سخاش نگسلد از کاروان ] . ( مسعود سعد )
نام محلی کنارراه سراب به اردبیل
کاروانسرای
( اسم ) راه کاروان . راهی که کاروان از آن عبور کند
راه کاروان رو
( مصدر ) حمله کردن دزدان و قاطعان طریق به کاروان : [ اگر سلطان دفع دزدان نکند ببازوی خود کاروان میزند ] . ( مجالس سعدی )
حمله دزدان به کاروان
( صفت ) دزدی که بکاروان حمله میکند و پول و اثاث. کاروانیان را بغارت میبرد : [ گر شمه کردنی بر دل عنانی زن خمار آلوده چشمی کاروان زن ] . ( نظامی )
دزدی که کاروان می زند
حمله بکاروان و غارت پول و اثاث. کار وانیان : [ و او را با خود بدزدی و کاروان زنی بردن ] . ( بختیار نامه )
لخت کردن کاروانیان
قافله سالار
کارناوال
قافله ای از اشتران طریده
کاروان شکن ...

معنی کاروان در فرهنگ معین

کاروان
[ په . ] (اِمر.) قافله ، عده ای مسافر که با هم حرکت کنند.

معنی کاروان در فرهنگ فارسی عمید

کاروان
۱. گروه مسافرانی که باهم سفر می کنند.
۲. [مجاز] چیزی که اجزای آن به دنبال هم می آید.
۳. اتاقک چرخ داری که به پشت اتومبیل وصل می شود و برای حمل کالا، حیوانات، و اقامت در سفر مورد استفاده قرار می گیرد.
* کاروان زدن: (مصدر لازم) [قدیمی، مجاز] دزدیدن اموال مسافران کاروان با حمله به آن.
= کاروان سرا
راهی که کاروان از آن عبور می کند.
۱. دزدی که به کاروان حمله کرده و اموال کاروانیان را غارت می کند.
۲. [مجاز] دلربا.
رئیس و سرپرست کاروان، قافله سالار.
۱. ساختمانی بزرگ در داخل شهر یا میان راه که کاروان ها در آنجا اقامت می کردند، کاروان خانه.
۲. [عامیانه، مجاز] جایی که رفت وآمد در آن زیاد است: خانهٴ ما کاروان سرا شده.
۳. [قدیمی، مجاز] دنیا.
نگهبان کاروان سرا.
= کاروان زن
= کاروان سالار
۱. (نجوم) = شِعرا = شعرای یمانی
۲. (زیست شناسی) درختچه ای با ساقۀ سفید که معمولا در نقاط کوهستانی می روید.

کاروان در دانشنامه اسلامی

امام حسین(علیه السّلام) یکشنبه ۲۸ رجب سال شصت هجری، شب هنگام به همراه جمعی از بنی هاشم و برادران، به جز محمد بن حنفیه، و برادرزادگان و عموزادگان که تعدادشان به ۲۱ نفر میرسید، از شهر مدینه خارج شد و به سوی مکه حرکت کرد. از میان مورخان، ابوحنیفه دینوری با تفصیل بیشتری درباره همراهان امام گزارش داده است: وقتی که روز به پایان رسید و شب، سیاهی خود را گستراند، حسین _رضی الله عنه_ به سوی مکه روانه شد.
در این سفر دو خواهرش ام کلثوم و زینب و فرزندان برادرش و برادرانش ابوبکر، جعفر، عباس و عموم افراد خاندانش که در مدینه بودند، به جز محمد بن حنفیه او را همراهی کردند. اما عبدالله بن عباس چند روز قبل از آن به مکه رفته بود. وقتی که امام حسین(علیه السّلام) از مدینه خارج شد، این آیه را خواند: فخرج منها خائفا یترقبا قال رب نجنی من القوام الظالمین، ؛ «آن گاه (موسی) از آنجاکه متعاقبا در فصل «ورود امام به مکه» ذکر خواهد شد، آغاز حرکت حضرت موسی از مصر را حکایت می کند که جون در برابر زورگویی های قبطی ها (هم نژادهای فرعون) در نزاع بین یک قبطی و یک سبطی (اسرائیلی)، از سبطی حمایت کرد و در این ماجرا یک قبطی کشته شد، ماموران فرعون بسیج شدند تا او را دستگیر کنند و او با بیم و امید دور از چشم فرعونیان مصر را ترک کرد (مصر) ترسان و نگران بیرون رفت (و) گفت پروردگارا مرا از قوم ستمکار نجات بده». (این گزارش نه تنها با خروج سریع و پنهانی امام حسین(علیه السّلام) از مدینه، همراه با بیم و امید، سازگار نیست، بلکه اشکال های متعدد دیگری نیز دارد؛ از جمله: الف) حرکت امام از مدینه به مقصد عراق و کربلا معرفی شده است؛ در حالی که حضرت از مدینه عازم مکه بود؛ ب) از امام حسین(علیه السّلام) با عنوان پادشاه حجاز یاد شده و برای او موکب مجلل شاهانه تصویر شده است؛ به طوری که کجاوه ها با پارچه های حریر و دیبا پوشیده شده بوده است!؛ ج) بعضی از بانوان، جزء همراهان کاروان حسینی، آورده شده که حضور آنها در کربلا محل بحث است و حضور بعضی از آنها در هیچ منبع دیگری ذکر نشده است؛ د) گروهی تماشاچی از بنی هاشم تصویر شده که شاهد حرکت امام بوده و برای وداع آمده بودند و اهل مدینه یکپارچه در وداع امام ناله و فریاد سرداده و گریه کرده اند، که ا ...


کاروان در دانشنامه ویکی پدیا

کاروان
کاروان در قدیم به گروهی از مردم که با تعداد زیادی شتر، اسب و خر و قاطر به قصد سفر تجاری و زیارتی عازم مقصدی طولانی می شدند کاروان می گفتند به عبارت دیگر دسته ای از مسافران که معمولان با قصد تجارت باهم سفر می کنند. کاروان معمولان در مناطق بیابانی به خصوص در جاده ابریشم برای ایمن ماندن از راهزنان، گروهی حرکت می کرده اند. کارون واژه ای فارسی می باشد که در زبانهای دیگر هم به همین نام و مفهوم به کار برده می شود.
کاروان شتر
بارانداز
عکس کاروان
کاروان ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
نیسان کاروان
ماشین کاروان
کاروان
انتشارات کاروان
کاروان سرا
کاروان نام یک تصنیف است با خوانندگی غلامحسین بنان که در گوشهٔ دیلمان از آواز دشتی اجرا شده است.
پیرنیا، شاهرخ (۱۳۸۹). «یادی از خانه مشیرالدوله و خاطراتی از پدرم داود پیرنیا». بخارا (۷۵): ۵۵۵–۵۶۹. دریافت شده در ۲۹ دسامبر ۲۰۱۸ – به واسطه نورمگز.
تهرانی، امیرحسین (۱۳۷۳). «یادی از استاد آواز ایران (به مناسب هشتمین سال درگذشت غلامحسین بنان)». ادبستان فرهنگ و هنر (۵۲): ۲۶–۲۷. دریافت شده در ۲۹ دسامبر ۲۰۱۸ – به واسطه نورمگز.
صبا، منتخب الملوک (۱۳۸۱). «خاطره هایی از پدر و همسر». مقام موسیقایی (۱۸): ۴۱–۴۴. دریافت شده در ۳۰ دسامبر ۲۰۱۸ – به واسطه نورمگز.
میرعلینقی، سید علیرضا (۱۳۷۶). «سروده های محلی در اقلیم نوا». شعر (۲۱): ۲۰۸–۲۱۳. دریافت شده در ۳۰ دسامبر ۲۰۱۸ – به واسطه نورمگز.
روحانی، تقی. «گل های رنگارنگ ۲۱۷». دریافت شده در ۲۲ فوریه ۲۰۱۹.
سیجانی، ندا (۶ شهریور ۱۳۹۶). «نوازنده ای که تاریخ زنده موسیقی ایران است». ایران آنلاین. دریافت شده در ۱۳ فوریه ۲۰۱۹.نگهداری یادکرد:تاریخ و سال (رده)
نوسخن. «دیوان رهی معیری».
این تصنیف نخستین بار در برنامهٔ رادیویی گل های رنگارنگ شمارهٔ ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

کاروان در دانشنامه آزاد پارسی

کاروان (caravan)
گروهی از مسافران یا بازرگانان که برای کمک متقابل و دفاع از یکدیگر در حین سفر در سرزمین های نامسکون یا کشورهای خصم با هم متحد شده و سازمان یافته اند. سابقۀ تجارت کاروانی در خاورمیانه به عهد تمدن های باستانی بازمی گردد و به نظر می رسد پیش از آغاز تجارت دریایی بسیار رایج بوده است. همۀ امور مربوط به سفر کاروان ها از یک نقطۀ حاصل خیز به نقطۀ حاصل خیز دیگری در همان منطقه، می بایست از ابتدا سازمان دهی می شد، زیرا بیابان های پهناور بخش های مسکون را از یکدیگر جدا می کرد و حکومت های محلی قادر به حفاظت از بازرگانان در برابر اشتیاق قبایل به غارت و چپاول اموال آنان نبودند. کاروانیان معمولاً کالاهایی مانند جواهرات، ادویه، عطریات، رنگینه ها، فلزات، چوب های کمیاب، عاج، روغن، و منسوجات (عمدتاً ابریشم) را برای خریدوفروش با خود داشتند و بخش عمدۀ بارهای آنان را شترها از مصر تا بین النهرین و در سراسر شبه جزیرۀ عربستان حمل می کردند. در حدود قرن ۳م پای شتران به شمال افریقا و صحرای افریقا رسید. در آسیای صغیر از الاغ استفاده می شد. در دورۀ حکومت امپراتوری های بزرگ تجارت رونق بسیار داشت، زیرا در این روزگار دولت ها می توانستند مسیرهای کاروان رو را کنترل و از کاروانیان محافظت کنند؛ بسیاری از جنگ ها و فتوحات عهد باستان نیز برای ایمن سازی همین راه ها روی داد. حکومت ها به تأسیس کاروان سرا در طول راه های کاروان رو اقدام می کردند و با احداث این کاروان سراها حرکت سربازان برای امن کردن راه ها نیز سهل تر می شد. در عهد باستان، متناسب با رونق و رکود تجارت در راه های کاروان رو، شهرهایی در مسیر کاروان ها پدید می آمدند یا نابود می شدند. پس از ظهور اسلام، زیارت کعبه نیز عاملی برای تشکیل کاروان های بزرگ زیارتی شد که هر سال از اقصا نقاط جهان اسلام در موسم حج به سمت مکه راه می افتادند. تا دورۀ مدرن، که کامیون و هواپیما وارد عرصۀ تجارت شدند، سیستم تجارت کاروانی تغییر چندانی نیافته بود، و مسافرانی که قصد عبور از صحراهای خشک و سوزان را داشتند به کاروان ها ملحق می شدند.

کاروان در جدول کلمات

کاروان
قافله
کاروان سرا
رباط
کاروان شادی
کارناوال

معنی کاروان به انگلیسی

caravan (اسم)
کاروان
convoy (اسم)
کاروان ، قافله ، بدرقه

معنی کلمه کاروان به عربی

کاروان
قافلة
کرنفال

کاروان را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجتبی عیوض صحرا
با کاربان دواملایی است!-
واژه ای فارسی است و caravan برگرفته شده از فارسی است!
احمدی
کاروان نام دهستانی است در شهرستان کنارک بلوچستان
واژگا
کاروان/کاربان=کا روان
کا=گاو
روان= در حرکت
کاروان=کوچ گله گاو
عبدالواحد احمدی
((معرفی آداب و رسوم منطقه کاروان))
منطقه کاروان ،واقع در شهر ستان کنارک بخش زرآباد در جنوبی ترین نقطه استان سیستان و بلوچستان قرار دارد ،این منطقه از غرب به شهرستان جاسک، و از شرق به شهرستان چابهار ،در جنوب به دریای عمان محدود میگردد،منطقه کاروان از سیزده روستا تشکیل شده و بیش از 5000نفر جمعیت را در خود جای داده است ، دربلوچستان تمام افراد یکسان و برابرند وکسی را بر کسی دیگر رجحان و برتری نیست ، اگر ما در این متن به توصیف منطقه کاروان پرداخته ایم ، هدف مان معرفی آداب و رسوم منطقه کاروان که عضو کوچکی از جمهوری اسلامی ایران است می باشد ،در این میان از شعرها و داستانهای بجا مانده از گذشته، کاروان نشان میدهد که مردمانش از آداب و رسوم خاصی پیروی میکردند،که مختصرا اشاره میشوند مذهب:
تمامی مردم کاروان اهل سنت و پیرو قرآن و سنت میباشند و به مراسمات مذهبی اهتمام ویژه ای دارند .در گذشته مسایل خرافی در میان جامعه رواج داشته ولی خوشبختانه امروز به همت رهبران دینی همچون دکتر احمد سیاد (رح) و دیگر رهبران دینی از اینگونه اعتقادات در جامعه فقط نامی باقی مانده است
طوایف و گروه های نژادی کاروان:
ساکنان اهالی کاروان بلوچ و ازطایفه سنگله میباشند که سرگذشت لقب سنگله یشان از قول شهداد بن شهدوست که شاعر ،تاریخ دان ،و نسب شناس معاصر کاروان بوده قبلا بیان گردید،(زبان)گویش منطقه کاروان بلوچی و گویش شان مکرانی میباشد ،لهجه مردم منطقه کاروان به لهجه های دیگر مناطق بلوچستان با لهجه مردم سرباز نزدیکی بیشتری دارد
ازدواج:
در منطقه کاروان اغلب ازدواج ها به صورت درون فامیلی انجام میشود و نقش انتخاب پسر و دختر وجود ندارد در گذشته های نه چندان دور مراسم جشن عروسی با دهل و شادی برگزاز میشد ولی امروزه به علت تفکر اسلامی که ساز موسیقی را حرام میداند و مراسم جشن عروسی فقط یک روز یا یک شب بدون هیچگونه رقص و دهل و ساز موسیقی برگزار میشود
مراسم عزداری:
هرگاه فردی فوت کند همه اهالی محل و آبادیهای دیگر را خبر میکنند وقت جنازه را مشخص میکنند بعد از اجرای مراسم نماز بستگان میت را تا قبرستان همراهی میکنند ،بعد از دفن جنازه ، مراسم عزداری تا سه روز در خانه فوت شده برگزار میگردد ،همه اهالی محل، و از جاهای دیگر برای ابراز همدردی با خانواده میت در کنار او میمانند و تمامی مخارج دوران عزاداری را اهالی محل جمع آوری مینمایند(لازم به ذکر است این که همه در مراسم عزا مینشینند رسم منطقه است از نظر شرعی ثبوتی ندارد اما تعزیت در اسلام هست)یکی دیگه از آداب و رسوم منطقه کاروان این است هر دیوان و مجلسی که باشد یک نفر را بعنوان بزرگ آن مجلس مشخص میکنند هر کسی که بیایید آن شخص که بعنوان و بزرگ دیوان مشخص شده از آنها حوال پرسی میکنه و آنها که به آن مجلس میایند آنها هم یک نفر را بعنوان پیش سلام خود مشخص میکنند زمان قدیم که ماشین نبوده با شترها و الا غ هایشان می آمده اند نزدیک یک کیلومتر یا 500متر فاصله از آن محله پیاده میشده اند و پیاده می آمده اند تا نزدیک آن دیوان افرادی هم از آنها اسقبال میکردند شترها و الاغ هایشان را می بستند و آنها می آمدند ،(این زمان الاغ هابود)و آن فرد که بعنوان پیش سلام مشخص شده سلام میدهد اگه مجلس عزای باشد آن شخص که بزرگ مجلس است و نزدیکان درجه یک میت از جلویشان بلند میشوند و آن فرد پیش سلام دقت میکند قبل از همراهانش نمی نشیند همه با هم مینشینند و آن فردی که بزرگ دیوان است با آنها حوال پرسی میکند بجز آن پیش سلام کسی دیگه جوابش را نمیدهد همه سکوت میکنند اگه سوالی پرس یده شود فقط همان فرد که پیش سلام بوده جواب میدهد و دیگرهمراهانش سکوت میکنند ورسم بر این است که هر کس در مجالس لنگ بهمراه دارد و صندلی بلوچی (به بلوچی پلتری ) میبندد ،در مجلس حرفهای بی جا و زشت بیان نمیکنند( حتی در زمان قدیم اینطور بوده اگه کسی از بزرگان دیوان داشت صحبت میکرد وفرد کم سن و سالی شروع به صحبت میکرد او را مجلس بیرون میکردند) اگه به صرف غذا آنجا بمانند موقع ای که غذاها را می آورند تا آن شخص که غذاها را تقسیم کرده دستور خوردن ندهد هیچ احدی دست به غذا ها دراز نمیکند وفتی که غذا بین تمام اهل مجلس تقسیم شد آن فردی که غذاها را تقسیم کرده میگه بسم الله کنید همه با هم شروع به خوردن میکنند،بعد از پایان مجلس و دیوان هر گروهی که جدا جدا آمده اند جدا جدا بلند میشون شخصی که پیش سلام بوده بازهم به همراهانش آهسته میگه آماده باشید که بلند میشویم همه با هم بلند میشوند و آنی که پیش سلام بوده میگه اهل مجلس به رخصتی بازهم آن بزرگ مجلس و افرادی از برگزار کنندگان مجلس بلند میشوند و تنها همان فرد ی که بزرگ و مجلس هست میگه فرصت الله ،و مجلس را ترک میکنند زمان شترها و الاغ ها هم به فاصله دور از دیوان سوار میشده اند ،و در حال حاضر این جز رسمهای کاروان است که هیچ کس نزدیک خانه ها نمی ایستتد گر چه خانه نزدیکانش باشد برای هر خانه حدودی است هر کس بیایید از آن حدود مشخص شده جلوتر نمیاد یکی از رسمهای منطقه کاروان راجع به حوال پرسی این است کسی که تازه از مسافرت بیاید و همسایگان و مردمانش وقتی که بسلام او میروند برای اولین از او حوال پرسی میکنند گرچه خانه خودش است لازم به ذکر است این فقط بار اول است اگه دفعه دیگر بروند صاحب خانه از آنها حوال پرسی میکنه ،و رسمی دیگر این است اگه کسی به محل دیگری برود، همسایگان میزبان و یا هر یکی ازاهل آن محله بسلامش بیایند از او حوال پرسی میکنند، زمان قدیم اما نه خیلی دور رسم بر این بود کسی از (مردان) منطقه کاروان در مجلس و دیوانها سرلخت نمیرفت حتما عمامه (پاغ)میبست ،مردم کاروان افرادی دلیر شجاع و مهمان نوازند و میاداری این قوم در بین دیگر اقوام بلوچ مشهور است و حس وطن دوستی آنها را میتوان با جنگهایشان در دوران استعمار با انگلیسها مشاهده کرد و این وقایع در تاریخ ایران و نوشته های مورخان غرب وجود دارد،دلاورانی چون شاهی نبی بخش از این طایفه برخاسته و جان خود را فدای یک توهین که یک افسر انگلیسی به بلوچ ها نموده کرده اند
یادگیری علم نسب شناسی:
در منطقه کاروان بوده افرادی زیادی بوده اند که به علم نسب شناسی زبان زد عام و خاص بوده اند من جمله عظیم خان بن ولی خان و شهداد بن شهدوست که نسب شناس و شاعر معاصر منطقه کاروان بود که اکثر شعرهایش توسط آقای ابراهیم دادرحیم جمع آوری شده اند و بصورت کتابی در آورده اند که چند مدت پیش پخش و منتشر گردیدند ،و در حال حاضر حاجی خانمحمد بن محمد و حاجی خدابخش بن واجهی از نسب شناسان ماهر ،منطقه کاروان هستند(،لازم بذکر است که رسول اکرم صلی الله و علیه و سلم به یادگیر نسب شناسی امتش رو تشویق کرده و فرموده اند: نسب نامه تان را ، یاد بگیرید که بتوانید بوسیله آن با همدیگر پیوند خویشاوندی را بر قرار کنید ،چرا که صله رحم مایه ی محبت در خاندان و سبب افزایش مال و ثروت و باعث ماندگاری آثار و نام نیک میشود ( روایت ترمذی ) افرادی ازمردم منطقه کاروان به علم گاهشماری مهارت خاصی داشته اند چنان ماهر بوده اند که توانسته اند همانند منجمین با ایجاد رصد خانه ها اصول وفنون دقیق زمان سنجی را کشف نمایند .در واقع گاهشماری شان نوعی تقویم سنتی بوده که بر اساس تجارب طولانی مدت زندگی شان بدان دست یافته اند ((مردمان منطقه کاروان قبلا از نظر سواد خیلی عقب بوده اند ، اما از فضل و لطف رب العالمین به منطقه کاروان بزرگترین عالم دینی دکترا در رشته حدیث در کل ایران اسلامی ،از منطقه کاروان بود ،و در حال حاضر شکر خدا منطقه کاروان از نظر علم و سواد پیشرفت زیادی کرده که دانشجو دکترا هم داریم که باعث افتخار مردم کاروان و زرآباد هستند،لازم به ذکر است که این آداب و رسوم منطقه کاروان را شی دوستین بن ژلی بنیانگذاری کرده است.
این بود مختصری از آداب و رسوم منطقه کاروان که بنده به طور خلاصه چند تا را در این متن بیان کرده ام کاروان
آداب و رسوم زیادی دارد ان شاءالله کم کم بیان خواهند شد از تمام دوستان مسئلت دارم که بنده را از اشتباه املای معاف کنند و آنچه را که بنده در این متن کم یا زیاد کرده ام راهنمائیم کنید
حمیدرضا دادگر_فریمان
قافله، کاربان،ون

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ماشین کاروان   • معنی کاروان   • کاروان سیار   • کانکس کاروان   • آهنگ کاروان   • ون کاروان   • کاروان یدک کش مسافرتی   • سایت کاروان   • مفهوم کاروان   • تعریف کاروان   • معرفی کاروان   • کاروان چیست   • کاروان یعنی چی   • کاروان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کاروان

کلمه : کاروان
اشتباه تایپی : ;hv,hk
آوا : kArevAn
نقش : اسم
عکس کاروان : در گوگل

آیا معنی کاروان مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )