برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1389 100 1

کاروانسرا

/kArvAnsarA/

مترادف کاروانسرا: خان، رباط، کاروان خانه، کاروانگاه، مهمانخانه، اتراقگاه، منزلگاه

معنی کاروانسرا در لغت نامه دهخدا

کاروانسرا. [ کارْ / رِ س َ ] (اِ مرکب ) کاروانسرای. سرای کاروان. خان. (ربنجنی ). رجوع به خان شود. خوان. رباط. خان خرک. سرا. سرای. فندق. تیم. تیم کروان. خان التجار. تیم که کاروانسرای بزرگ باشد. (منتهی الارب ). عمارتی که در آن کاروان منزل کند. (ناظم الاطباء درذیل لغت کاروان ). کاروانگاه. کاروانگه :
هم در آن کاروانسرای برون
بردم آن بار مهر کرده درون.
نظامی.
در خوارزم در کاروانسرا نزول کردیم. (انیس الطالبین نسخه ٔ خطی کتابخانه ٔ لغت نامه ص 151).
- کاروانسرابودن خانه ؛ در اختیار صاحب خانه نبودن خانه.(فرهنگ نظام ، ذیل لغت کاروان ).

کاروانسرا. [ کارْ / رِ س َ ] (اِخ ) دهی از دهستان خرقان ، بخش آوج شهرستان قزوین در 10هزارگزی جنوب آوج و 4هزارگزی راه عمومی ، واقع درکوهستان و سردسیر و دارای 258 تن سکنه است. چشمه سار دارد و غلات آن بنشن و عسل و شغل اهالی زراعت است وراه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).

کاروانسرا. [ کارْ / رِ س َ ] (اِخ ) نام محلی در 74000گزی دوراهه ٔ بناب میان امیرآباد و دوراهه ٔ بوکان.

کاروانسرا. [ کارْ / رِ س َ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان مشک آباد بخش فرمیهن شهرستان اراک در 70هزارگزی جنوب خاوری فرمیهن و 12هزارگزی جنوب راه اراک به قم. کوهستانی و سردسیر و دارای 114تن سکنه است. قنات دارد و محصول آن غلات انگور و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنعت آنان قالیچه بافی است.راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).

کاروانسرا. [ کارْ /رِ س َ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان انگوران بخش ماه نشان شهرستان زنجان. 54هزارگزی جنوب ماه نشان. 12هزارگزی راه مالرو عمومی. کوهستانی و سردسیر و دارای 346 تن سکنه است. آب از چشمه دارد. محصول آن غلات و میوجات و شغل اهالی زراعت و صنعت آنان گلیم و جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).

کاروانسرا. [ کارْ / رِ س َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از بخش ساردوئیه ٔ شهرستان جیرفت در 4هزارگزی باختر ساردوئیه ، 2هزارگزی شمال راه مالرو بافت به ساردوئیه. دارای 15 تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

کاروانسرا. [ کارْ / رِ س َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان سیرچ بخش ...

معنی کاروانسرا به فارسی

کاروانسرا
کاروان سرای:سرای بزرگ درداخل شهریامیان راه که کاروانهادر آنجامنزل کنند، کاروانخانه هم گفته اند
دهی از شهرستان سیرجان
نام محلی کنار راه یزد و طبس
سرایدار
سرایداری
ده کوچکی از شهرستان تهران
نام جائی کنار راه شیراز و کازرون
نام محلی کنار راه قم و اصفهان میان مورچه خورت

معنی کاروانسرا در فرهنگ معین

کاروانسرا
(سَ) (اِمر.) جایی در داخل شهر یا میان راه ها که کاروان ها در آنجا اقامت می کردند.

کاروانسرا در دانشنامه ویکی پدیا

کاروانسرا
کاروانسرا، در خاورمیانه به مسافرخانه ها یا مهمان خانه هایی که در فضای بزرگ برای راحتی کاروان ها هستند گفته می شود. اغلب در این نوع مهمان خانه ها که حیاطی بزرگ دارند، مسافران برای شب توقف می کنند. به کاروانسرای بزرگ، تیم می گویند. «تیم» یا «کاروانسرای بزرگ» بزرگ ترین نوع ساختمان های اسلامی است.
کاروانسراهای درون شهری
کاروانسراهای برون شهری
در یک تعریف ساده، کاروانسرا به ساختمانی اشاره دارد که کاروان را در خود جای می دهد و پلان آن معمولاً مربع یا مستطیل شکل است، با یک ورودی برجسته عظیم و بلند، معمولاً ساده و بدون نقش، با دیوارهایی که گاهی اوقات بادگیرهایی در انتهای آن تعبیه شده است. یک دالان با طاق قوسی که مابین ورودی و حیاط داخلی قرار گرفته است، فضای کافی را برای جا دادن حیوانات بارکش فراهم ساخته است. بر روی سکوی برآمده ای که در پیرامون این حیاط قرار گرفته است، طاقگان هایی واقع شده اند که نمای داخلی را مفصل بندی می کنند. در پشت آنها حجره های کوچکی برای منزل دادن مسافران ساخته شده است. در کاروانسراهای دو طبقه، از حجره های پایینی برای انبار کردن کالاها و از حجره های بالایی برای منزل دادن مسافران استفاده می شد.
پررونق ترین دوره احداث و مرمت کاروانسراها را می توان دوره صفویه دانست. در این دوران بود که شاه عباس یکم با توجه به تدبر خود، تصمیم به بازسازی و احیای جاده ابریشم نمود و یکی از الزامات این کار را احیای کاروانسراها می دانست. پژوهشگران همین موضوع را یکی از دلایل اشتهار بیشتر کاروانسراها به کاروانسرای شاه عباسی می دانند. هر چند ممکن است چندی از کاروانسراهای بازسازی شده کاروانسراهای پیش از صفویه باشد. از جمله کاروانسراهایی که در دوره صفویه ایجاد شده، کاروانسرای شاه عباسی کرج است که این کاروانسرا در زمان شاه سلیمان صفوی و بین سالهای ۱۰۷۸ تا ۱۱۰۹ احداث گردیده است.
واژهٔ کاروانسرا، ترکیبیست از «کاروان» (کاربان) به معنی گروهی مسافر که گروهی سفر می کنند، و «سرای» به معنی خانه و مکان. هر دو واژه برگرفته از زبان پهلوی است. کاروان امروزه یک کلمه بین المللی است و در بیشتر زبانها وجود دارد در عربی قیروان و کراوان هم گفته می شود.عکس کاروانسرا
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با کاروانسرا

کاروانسرا در جدول کلمات

مسئول کاروانسرا در قدیم
دالاندار

معنی کاروانسرا به انگلیسی

caravansary (اسم)
کاروانسرا ، خان
inn (اسم)
منزل ، کاروانسرا ، خان ، مسافرخانه ، مهمانخانه
caravan-serai (اسم)
منزل ، کاروانسرا ، خان ، مهمان سرا ، منزلگاه بین راه
public house (اسم)
میخانه ، کاروانسرا ، مهمانخانه

معنی کلمه کاروانسرا به عربی

کاروانسرا
حانة

کاروانسرا را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهسا
به نظر من محل استراحتت مسافران
باسط مراد
استراحت گاه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• کاروانسرا در جدول   • کاروانسرا های ایران   • کاروانسرا راور   • پلان کاروانسرا   • معماری کاروانسرا   • نام کاروانسراهای ایران   • کاروانسرا در حل جدول   • کاروانسرا pdf   • معنی کاروانسرا   • مفهوم کاروانسرا   • تعریف کاروانسرا   • معرفی کاروانسرا   • کاروانسرا چیست   • کاروانسرا یعنی چی   • کاروانسرا یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کاروانسرا
کلمه : کاروانسرا
اشتباه تایپی : ;hv,hksvh
آوا : kArvAnsarA
نقش : اسم
عکس کاروانسرا : در گوگل

آیا معنی کاروانسرا مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )