برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1526 100 1
شبکه مترجمین ایران

کارزاری

معنی کارزاری در لغت نامه دهخدا

کارزاری. (ص نسبی ) منسوب به کارزار. راجع بجنگ. || جنگی. جنگجو. معارک (اعم از انسان یا حیوان ) : پس هزار سوار بگزید (سلیمان ) هر کدام مبارزتر و دلیرتر و کارزاری تر بود گفت شما بیائید تا با من برویم ، ایشان اجابت کردند و برفتند. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ).
همان کارزاری سواران جنگ
بتن همچو پیل و بزور نهنگ.
فردوسی.
بجائی که پرخاش جوید پلنگ
سگ کارزاری چه سنجد بجنگ.
فردوسی.
چنین داد پاسخ که درّنده شیر
نیارد سگ کارزاری بزیر.
فردوسی.
تهمتن کارزاری کو بنیزه
کند سوراخ در گوش تهمتن.
منوچهری.
فرمود [ یعقوب لیث ] تا گاوان بیاوردند کارزاری و اندرافکندند بسرای قصر اندر. چون سر محکم بیکدیگر فشردند... (تاریخ سیستان ).
صد مرد گزید کارزاری
پرنده چو مرغ در سواری.
نظامی.
چهل پنجه هزاران مرد کاری
گزین کرد از یلان کارزاری.
نظامی.

معنی کارزاری در فرهنگ فارسی عمید

کارزاری
جنگی، جنگ جو: به جایی که پرخاش جوید پلنگ / سگ کارزاری نیاید به جنگ (فردوسی: ۲/۳۸۹).

کارزاری را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی کارزاری   • مفهوم کارزاری   • تعریف کارزاری   • معرفی کارزاری   • کارزاری چیست   • کارزاری یعنی چی   • کارزاری یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کارزاری

کلمه : کارزاری
اشتباه تایپی : ;hvchvd
عکس کارزاری : در گوگل

آیا معنی کارزاری مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )