برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1394 100 1

کابیله

معنی کابیله در لغت نامه دهخدا

کابیله. [ ل َ / ل ِ ] (اِ) هاون باشد. (صحاح الفرس ). هاون بود. (سه نسخه از لغت فرس ) (اوبهی ). هاون چوبین بود. (فرهنگ اسدی چ پاول هرن ) :
خایگان تو چو کابیله شده ست
رنگ او چون کون پاتیله شده ست.
طیان.
ولی اگر کابیله هم بمعنی هاون آمده باشد، در این بیت طیان (که شاهد منحصر آن است و اول دفعه هم در فرهنگ مشهور بفرهنگ اسدی آن را مثال قرار داده اند) کابیله بمعنی هاون آمدن غریب است چه تشبیه خایه به هاون در جوانی و پیری ، صحت و مرض ، گرماو سرما تصور شدنی نیست و من گمان میکنم در شعر طیان کلمه ای شبیه به «گانیله » مخفف «گاونیله » مانند «گاواره » و امثال آن بوده و مؤلف فرهنگ اسدی چنانکه در جاهای متعدد دیگر کتاب خود - بغلط حدس زده ، کابیله خوانده و معنی هاون بدان داده است و اﷲ اعلم و «گاونیله » پوزه ٔ بزرگ دارد و همان است که فرانسویان آن را نیلگو گویند. ولی طبق حاشیه ٔ لغت فرس نسخه ٔ نخجوانی
جایگاه تو چو کابیله شده است. کابیله بمعنی هاون درست است. و جایگاه بمعنی اِست و نشیمن است. || هرچیز که درآن غله بکوبند عموماً و داروکوب عطاران را گویند که هاون سنگی باشد خصوصاً و به عربی مهراس خوانند. (برهان ) (آنندراج ). داروکوب را گویند. (جهانگیری ). و رجوع به داروکوب شود.

معنی کابیله به فارسی

کابیله
( اسم ) ۱ - هاون : [ خایگان ( جایگاه ) تو چو کابیله شدست رنگ او چون کون پاتیله شدست ] . ( طیان ) ۲ - هر چیز که در آن غله کوبند ( عموما ) . ۳ - هاون سنگی که عطاران در آن دار و کوبند دارکوب .
هاون باشد

معنی کابیله در فرهنگ معین

کابیله
(لِ) (اِ.) هاون ، هاون چوبین .

معنی کابیله در فرهنگ فارسی عمید

کابیله
هاون سنگی یا فلزی، هاون.

کابیله در دانشنامه ویکی پدیا

کابیله
کابیله هاون مسطحی است که برای کوبیدن و آماده کردن دانه غلات استفاده می شود. سنگی که در مشت قرار می گیرد و با آن بر روی کابیله می کوبند دانه کوب نام دارد. در آمریکای مرکزی معمولاً زنان از کابیله برای خرد کردن دانه های ذرت و درست کردن تورتیلا استفاده می کردند. هاون های مشابه با کابیله در سراسر جهان ازجمله در چین نیز استفاده دارند.
کابیله معمولاً بسته به منطقه، از سنگ های آتشفشانی سخت یا سنگ آهک که نرم تر است ساخته می شود. در زبان سرخ پوستان ناهوآتل به کابیله métlatl می گویند که این واژه در انگلیسی به صورت metate در آمده است.
عکس کابیله


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با کابیله

کابیله در جدول کلمات

کابیله را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امین کیخا
کابیله شاید از کاو به معنای توخالی باشد به این ترتیب هر چیز تو خالی میشود مثل هاون و اوول و ایل پسوند کوچک کردن است مثلا در لری چزیله به معنای چربی جزغاله ی کوچک است و میدانیم در بختیاری چز همان دنبه ی گوسفند است .
امین کیخا
کلید درک کابیله لغت لری کاگیله یا کاکیله است که آسیا ( دندان آسیا ) میباشد و هنوز در لری بکار میرود به نظرم ارتباطی که بین کاو و کابیله میدانستم در گذشته درست نیست .

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی کابیله   • مفهوم کابیله   • تعریف کابیله   • معرفی کابیله   • کابیله چیست   • کابیله یعنی چی   • کابیله یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کابیله
کلمه : کابیله
اشتباه تایپی : ;hfdgi
عکس کابیله : در گوگل

آیا معنی کابیله مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )