برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1530 100 1
شبکه مترجمین ایران

چپاندن


مترادف چپاندن: به زور فرو کردن، به زور جا دادن، زورچپان کردن، تپاندن، قالب کردن، جنس بنجل با قیمت زیاد

معنی چپاندن در لغت نامه دهخدا

چپاندن. [ چ َ دَ ] (مص ) تپاندن. چپانیدن. بزور در درون کردن. فروبردن بزور. فروکردن. تپاندن. چیزی را در ظرف یا سوراخی بزور جا دادن. (فرهنگ نظام ). فشاردن. فشردن. و رجوع به تپاندن و تپانیدن و چپانیدن شود.

معنی چپاندن به فارسی

چپاندن
تپاندن، آگنده کردن، پرکردن، به زوجادادن، چپان
( مصدر ) چپانیدن
تپاندن چپانیدن بزور در درون کردن . فرو بردن بزور . فرو کردن . تپانیدن . چیزی را در ظرف یا سوراخی بزور جا دادن . فشاردن . فشردن .

معنی چپاندن در فرهنگ معین

چپاندن
(چَ دَ) (مص م .) چپانیدن .

معنی چپاندن در فرهنگ فارسی عمید

چپاندن
۱. آگنده کردن، پر کردن.
۲. چیزی را با زور و فشار میان چیز دیگر جا دادن، تپاندن، تپانیدن.

معنی چپاندن به انگلیسی

stuff (فعل)
انباشتن ، چپاندن ، پر کردن ، تپاندن
jam (فعل)
متراکم کردن ، بستن ، مسدود کردن ، شلوغ کردن ، منقبض کردن ، چپاندن ، فرو کردن ، گنجاندن ، پارازیت دادن
thrust (فعل)
سوراخ کردن ، رخنه کردن در ، انداختن ، چپاندن ، فرو کردن ، بزور باز کردن ، پرتاب کردن
cram (فعل)
چپانیدن ، چپاندن ، باشتاب یاد گرفتن ، خودرا برای امتحان اماده کردن
squeeze (فعل)
له کردن ، چپاندن ، فشردن ، چلاندن ، فشار دادن ، دوشیدن ، اب میوه گرفتن ، بزور جا دادن ، زور اوردن

معنی کلمه چپاندن به عربی

چپاندن
احشر , دفع , عثرة , مادة , مربي
علبة

چپاندن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میثم علیزاده
Tuck into, cram
علی باقری
چپُندن : شخص ویا چیزی را با فشار وارد جایی کردن (گویش جهرمی )
در زبان ترکی به آن تَپّک گفته می شود فارسی آن می شود تپاندن .

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی چپاندن   • مفهوم چپاندن   • تعریف چپاندن   • معرفی چپاندن   • چپاندن چیست   • چپاندن یعنی چی   • چپاندن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی چپاندن

کلمه : چپاندن
اشتباه تایپی : ]~hknk
عکس چپاندن : در گوگل

آیا معنی چپاندن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )