برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1400 100 1

چوبک

/Cubak/

مترادف چوبک: چوب کوچک، اشنان، چوبه

معنی چوبک در لغت نامه دهخدا

چوبک. [ ب َ ] (اِ مصغر) چوب خرد و کوچک. (فرهنگ نظام ) (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). جبیره و جباره ؛ چوبک هائی که بر استخوان شکسته بندند. کرظة؛ چوبک گوشه ٔ کمان. کظر؛ چوبک گوشه ٔ کمان. قعسری ؛ چوبک که بدان آسیای دستی گردانده شود. (منتهی الارب ).
- چوبک در میانه شکستن ؛ شاید چوبک شکستن بعلامت قهر و پنداشتی چون خط و نشان کشیدن امروز، رسمی بوده است :
من بصد تیغ از او می نبرم او داند
در میان من و خود چوبک اگر میشکند.
ابن یمین (امثال و حکم ج 2 ص 634).
|| نام تخته و چوبی است که مهتر پاسبانان شبها بدست گیرد و آن چوب را بر تخته زند تا پاسبانان از صدای آن بیدار و هشیار باشند. (از جهانگیری ) (برهان ) (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). چوبی که شبها بزرگ پاسبانان بکوس زند که پاسبانان از آواز آن بیدار باشند. (یادداشت بخط مؤلف ). چوب خرد که پاسبان بر طبل زند تا مردم خبردار شوند. (آنندراج ) (انجمن آرا). چوبی که مغنیان بر دهل زنند تا شاگردان بگشت افتند. (لغت محلی شوشتری نسخه ٔ خطی ). چوب کوچکی که بر طبل یا تخته میزدند. (فرهنگ نظام ). چوب کوتاه و باریک که بدان طبل نوازند. (فرهنگ فارسی معین ). چوبی که بدان نقاره و دهل و مانند آن نوازند. (یادداشت بخط مؤلف ) :
چوبک زند مسیح مگر زآن نگاشتند
با صورت صلیب بر ایوان قیصرش.
خاقانی.
فتاده پاسبان را چوبک از دست
جرس جنبان خراب و پاسبان مست.
نظامی.
مزن چوبک دگر چون پاسبانان.
مولوی.
ای دل بیخواب ما زآن ایمنیم
چون خروس بام چوبک میزنیم.
مولوی.
یک چوبکی بام تو بهرام چوبه شد.
امیرخسرو.
|| نام آهنگی از آهنگهای موسیقی. (یادداشت مؤلف ). || چوب نان پز، و معرب آن شوبق است.نَفروج. مِطلَمه. وَرْدَنه. (یادداشت بخط مؤلف ). تیرک. || چوبی که نداف بدان پنبه میزند. (یادداشت مؤلف ): معدکة؛ چوبک ندافی. مطرقة؛ چوبک ندافی. (منتهی الارب ). || چوبک اشنان. (یادداشت مؤلف ). یک نوع ریشه ای که مانند اشنان در گازری بکار برند. (از ناظم الاطباء). چُقان (در تداول مردم قزوین ). در تداول ته ...

معنی چوبک به فارسی

چوبک
( اسم ) ۱ - چوب کوچک ( مطلقا ) . ۲ - چوب کوتاه و باریک که بدان طبل نوازند . ۳ - چوب و تخته ای که مهتر پاسبانان شبها بدست میگرفت و آن چوب را بر آن تخته میزد تا پاسبانان از صدای آن بیدار باشند . ۴ - گیاهی از تیر. قرنفلیان که دارای گلهای مجتمع به آرایش مرکب میباشد و برگهایش دارای خار است . ریش. آن ضخیم و لعابدار است و کوبید. آن نیز بنام (( چوبک )) بمصرف لباس شویی میرسد چوبه بیخ سطرونیون .
[bolt, block] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] گِرده بینه یا چوب کاغذ کوچک
[stick] [موسیقی] نوعی کوبۀ ساده که معمولاً از آن برای نواختن طبل ها و سنج ها استفاده میشود
( اسم ) ماده ای که از گیاه چوبک گیرند و بدان رخت شویند گلیم شوی .
طبل زدن . نواختن طبل . نواختن چوب بر تخته . عمل پاسبانان شبگرد در بیدار ساختن پاسبانان با نواختن چوبی به چوب دیگر .
( صفت ) ۱ - آنکه چوبک زند . ۲ - مهتر پاسبانان . ۳ - کسی که در هنگام سحر ماه رمضان برای بیدار و هوشیار کردن مردم چوبک میزده .
عمل چوبک زن .

معنی چوبک در فرهنگ معین

چوبک
(بَ) (اِ.) ۱ - گیاهی دارای گل های مجتمع با برگ های خاردار و ریشة ضخیم . ریشة این گیاه را پس از خشک کردن می کوبند و نرم می کنند و در شستن لباس به کار می برند. ۲ - چوب کوتاه و باریکی که بعضی از سازهای کوبه ای مانند طبل را با آن می نوازند. ۳ - نام تخته و چو
(بَ. زَ)(ص مر.)۱ - دُهُل زن ، طبل زن . ۲ - مهتر پاسبانان .

معنی چوبک در فرهنگ فارسی عمید

چوبک
۱. (زیست شناسی) ریشۀ گیاه اشنان که آن را پس از خشک کردن می کوبند و در شستن پارچه و لباس به کار می برند، چوبک اشنان، جوغان، بیخ، کنشتو، کنشتوک، غسلج.
۲. [مصغرِ چوب] چوب کوچک.
۳. چوب کوتاه و باریک که با آن طبل می زنند.
=چوبک
۱. کسی که با چوبک به چیزی بزند، آن که با چوب به کسی یا چیزی بزند.
۲. طبل زن، دهل زن، چوبکی.
۳. نوبت زن، نوبتی: که بر ما تا زمانه چوب زن بود / فلک چوبک زن چوبینه تن بود (نظامی۲: ۲۰۰).

چوبک در دانشنامه ویکی پدیا

چوبک
صادق چوبک، نویسنده ایرانی.
چوبک، جماعت و شهرکی در تاجیکستان.
چوبک طبل
چوبک غذاخوری یا چاپستیک
چوبک سرده گیاهان
چوبک سرده جانوران
چوبک تام دائو گونه ای از سرده چوبک
حشره ای به نام چوبک بزرگ چان
واژه چوبَک می تواند به موارد زیر نیز اشاره داشته باشد:
چوبک جماعت و شهرکی در جنوب غربی کشور تاجیکستان است که در ناحیهٔ همدانی ولایت ختلان قرار دارد. جمعیت این جماعت ۱۶۷۹۱ است.
فهرست جماعت های تاجیکستان
چوبک (نام علمی: Phryganistria) نام یک سرده از تیره چوبکان است.
See text.
چوبک (نام علمی: Acanthophyllum) نام یک سرده از تیرهٔ میخکیان است. این جنس در ایران ۳۲ گونه گیاه بوته ای اغلب پشته ای دارد که در ارتفاعات کوهستانی و بیابانی می روید.
چوبک استرالیا (نام علمی: Extatosoma tiaratum) نام یک گونه از سرده ازتن بیرون است.
چوبک بزرگ چان (نام علمی: Phobaeticus chani) بلندترین حشره جهان با طولی برابر نیم متر در میان درختان جنگل های مالایا زندگی می کند.
Phasmid Study Group: Phobaeticus chani
چوبک تام دائو (نام علمی: Phryganistria tamdaoensis) نام یک گونه از سرده چوبک است.
چوب ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

چوبک در دانشنامه آزاد پارسی

گیاهان متعلق به جنس Acanthophyllum از تیرۀ میخک. این گیاهان، نیمه درختچه ای و به صورت پشته مانند، پایا، دارای برگ های خاری شده، گل های سفید یا صورتی و بدون پایه و مجتمع و بی دوام اند. این گیاهان در برخی ارتفاعات و مناطق مرکزی و بیابانی ایران می رویند. سابقاً از این گیاه برای شست وشوی لباس استفاده می شد.

ارتباط محتوایی با چوبک

چوبک در جدول کلمات

چوبک زن
واشنگ
فیلمی از امیر نادری بر اساس کتابی از صادق چوبک با حضور بهروز وثوقی و مرحوم پرویز فنی زاده
تنگسیر

چوبک را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• گیاه چوبک   • گزيده داستان هاى کوتاه صادق چوبک   • اثار صادق چوبک   • اثر صادق چوبک در جدولانه   • صادق چوبک کتاب‌ها   • اثر رجبعلی اعتمادی   • اثر غلامحسين ساعدي   • معنی چوبک   • مفهوم چوبک   • تعریف چوبک   • معرفی چوبک   • چوبک چیست   • چوبک یعنی چی   • چوبک یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی چوبک
کلمه : چوبک
اشتباه تایپی : ],f;
آوا : Cubak
نقش : اسم
عکس چوبک : در گوگل

آیا معنی چوبک مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )