برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1435 100 1

چنگ

/Cang/

مترادف چنگ: چنگال، مخلب، منقار، تک، نوک، پنجه، دست، اختیار، ساز، خمیده، قلاب، کجک

معنی چنگ در لغت نامه دهخدا

چنگ. [ چ َ ] (اِ) نام سازیست مشهور . (جهانگیری ) (برهان ) (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء). سازی است مشهور که سر آن خمیده است و تارها دارد. (آنندراج ) (انجمن آرا). نوعی از مزامیر است در غایت شهرت. (شرفنامه ٔ منیری ). صنج ؛ و آن بر دو قسم است یکی دو صفحه ٔ برنجین باشد که بر یکدیگر زنند. و دیگر را که چنگ یا صنج ذوالاوتار گویند وترش از ابریشم بوده و از قبیل عود و چغانه و جز آن باشد. (نقل بمعنی از زمخشری ). دو قسم بوده قسمی که ازدف هاست و آوازی چون آواز زنگ دهد و قسمی دیگر ذوالاوتار است. (مفاتیح العلوم ). ابن خردادبه گوید: آن از اختراعات ایرانیان است و عقیده ٔ جوهری هم همین است. (یادداشت مؤلف ). و واضع آن رامتین است :
حاسدم گوید که شعر او بود تنها و بس
بازنشناسد کسی بربط ز چنگ رامتین.
منوچهری.
در نسخه ٔ خطی لغت محلی شوشتر در ذیل کلمه رام آمده است : واضع چنگ که سازی مشهور است بود :
حلقه ٔ ابریشم است موی خوش چنگ
چون مه نو کز خط ظلام برآمد
گرچه تن چنگ شبه ناقه ٔ لیلی است
ناله ٔ مجنون ز چنگ رام برآمد
بیست وچهارش زمام ناقه ولیکن
ناله نه از ناقه از زمام برآمد.
خاقانی.
ون ؛ که با انگشتان نوازند. (منتهی الارب ). چنگ یکی از سازهای بسیار قدیم است که دوهزار سال پیش از میلاد دربابل و آشور رایج بوده است. انواع ابتدایی آن مثلثی شکل با تخته ٔ بطول نزدیک بیک گز و دارای میله ای چوبی بوده که بطور عمودی بر یک سر این تخته نصب میشده است. انتهای دیگر این میله ٔ چوبی بشکل دست انسان بوده است. سیم های این ساز که معمولاً هشت یا نه تا بوده است ، بموازات وتر این مثلث قائم الزاویه بین تخته و میله ٔ امتداد مییافته. یک سر سیمها بتخته ٔ محکم وصل میشده و سر دیگر آن به دور میخها یا گوشیهایی که روی میله ٔ چوبی قرار داشته پیچیده میشده و باقیمانده ٔ آن از طرف دیگر آویزان بوده است. چنین بنظر می آید که باپیچانیدن گوشیها سیمها را شل و سفت میکرده اند. از حجاریهای بابل و آشور چنین برمی آید که سیمهای این سازاز حیث کلفتی همه یکسان بوده اند. بنابراین صوتهای متفاوت فقط در اثر اختلاف طول سیمها بوجود می آمده است.به احتمال قوی نوازنده ، ساز مزبور را هنگام نواختن بگردن خود می آویخته ، چنا ...

معنی چنگ به فارسی

چنگ
( اسم ) ۱ - مطلق قلاب . ۲ - قلابی که بدان فیل را رانند خصوصا کجک .
سخن و گفتار بود . یا امر بسخن کردن . یا بر چیدن مرغ دانه را از زمین .
[CMG] [هوافضا] ← چرخش نمای گشتاورساز
[harp] [موسیقی] سازی از دستۀ چنگ ها
[ گویش مازنی ] /chang/ به اندازه ی یک مشت & فلج شدن و جمع شدن اعضای بدن در اثر گرفتگی عضلات - مجموعه ی چنگال پرنده ۳پنجه ی انسان و حیوان & شالی درو شده ای که در یک مشت جای گیرد
[harp lutes] [موسیقی] دسته ای از زه صداهای مرکب مطلق که شکل ظاهری آنها تلفیقی از بربط ها و چنگ هاست
شهری در چین ( سه - چوان ) ۱/۱۳۵/٠٠٠ سکنه .
دهی است از دهستان میان جام بخش تربت جام شهرستان مشهد .
خرچنگ را نامند و بتازی سرطان گویند .
ارم نام شخصی است که ساز چنگ را وضع کرده است .
چنگ زدن و خراشیدن .
رها کردن و دست کشیدن .
[ گویش مازنی ] /cheng babiyan/
دست بر دست زدن . از علائم خشم و حسرت و تاسف .
مثل ناخن بر دل زدن
خراشیدن به ناخن یا فرو بردن پنج ناخن دست به ... یا نواختن .
...

معنی چنگ در فرهنگ معین

چنگ
( ~.) [ په . ] (اِ.) یکی از سازهای سیمی که به وسیلة انگشتان دست نواخته می شود.
(چَ) (اِ.) پنجه و مجموعة انگشتان انسان و دیگر جانوران .
( ~.) (ص .) منحنی ، خمیده .
(چُ) (اِ.) = چنگیدن : سخن ، گفتار.
(چَ گِ) (اِمر.) شلیاق ، یکی از صورت های فلکی شمالی ، که به صورت چنگی فرض شده است . پرنورترین ستارة آن نسر واقع می باشد و اثافی و دیگ پایه هم گویند.

معنی چنگ در فرهنگ فارسی عمید

چنگ
۱. پنجۀ انسان، پنج انگشت دست انسان.
۲. پنجه و چنگال درندگان و پرندگان.
۳. [قدیمی] دست.
۴. [قدیمی] قلاب، چنگک.
* چنگ زدن: (مصدر متعدی، مصدر لازم)
۱. به چیزی چنگ انداختن، دست انداختن به چیزی.
۲. [قدیمی، مجاز] متوسل شدن.
* چنگِ مریم: (زیست شناسی) [قدیمی] = گل۱ * گل نگون سار: برست از چنگ مریم شاه عالم / چنانک آبستنان از «چنگ مریم» (نظامی۲: ۲۳۶).
منقار.
۱. (موسیقی) از سازهای سیمی قدیمی که ۴۶ سیم دارد و با انگشتان دست نواخته می شود، هارپ: پیران چنگ پشت و جوانان چنگ زلف / در چنگ، جام باده و در گوش بانگ «چنگ» (سوزنی: ۲۳۲).
۲. (صفت) [قدیمی] هرچیز خمیده یا سرکج، خمیده، منحنی.
* چنگ زدن: (مصدر لازم) نواختن چنگ.
خمیده پشت، گوژپشت.
چنگ زننده، نوازندۀ چنگ
چیزی شبیه آلت تناسلی مرد که از چرم می ساخته اند، چرمینۀ زنان، جیرچنگ، جیرجنگ، جیزجنگ.

چنگ در دانشنامه ویکی پدیا

چنگ
چنگ یا هارپ (به انگلیسی : Harp) گونه ای ساز زهی باستانی است و در کنار ساز رود (بربت)، از مشهورترین سازهای ایران باستان به شمار می آمده است.
سازهای زهی
سازهای زهی زخمه ای
در ادبیات پارسی بسیار از این ساز یاد شده است و سیارهٔ زهره را چنگ زن دانسته اند. در مُهری گِلین که در بین سال های ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶ میلادی توسط دو باستان شناس از دانشگاه شیکاگو به نام های پیناس دلوگاس(pinhas delougaz) و هلن کانتور(Helene Kantor) در تپه چغامیش خوزستان یافته شد و مربوط به هزارهٔ چهارم قبل از میلاد و دوران ایلامیان می باشد یک نوازندهٔ چنگ منحنی را نشان می دهد. این چنگ ۶ رشته دارد.
در دورهٔ ساسانی هنر موسیقی نیز در اثر تشویق شاهان رونقی به سزا یافت. در دورهٔ اردشیر موسیقی دانان طبقهٔ جداگانه ای را تشکیل داده و به مقام ویژه ای نایل شده بودند. در دورهٔ خسرو پرویز موسیقی پیش رفت بسیار کرد. از نوشته های شاهنامه فردوسی و خسرو شیرین نظامی برمی آید که «باربد» بزرگ ترین موسیقی دان این زمان بوده است. (وی را مبتکر ۳۶۰ لحن موسیقی می دانند) از دیگر موسیقی دانان این دوره می توان نکیسا، بامشاد، رامتین و آزادوار چنگی را نام برد.
در دورهٔ ساسانی ۷۲ نغمه از نغمه های موسیقی رواج داشته است. از آن جمله:
عکس چنگ
چنگ یا هارپ نوعی ساز است. همچنین، «چنگ» می تواند به موارد زیر نیز اشاره کند:
چنگ (نُت)
چنگ (فیلم)
پنجهٔ دست
چنگ یک منطقهٔ مسکونی در ایران است که در دژگان واقع شده است. براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، چنگ ۱۴۴ نفر جمعیت دارد.
فهرست روستاهای ایران
چنگ (به انگلیسی: Chang) فیلمی به کارگردانی «مریان سی. کوپر» و «ارنست بی. شودزاک» محصول ایالات م ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با چنگ

چنگ در جدول کلمات

چنگ
از آلات موسیقی
چنگ پشت
خمیده پشت ، گوژپشت
چنگ تن به تن
دویل
چنگ در زدن
استمساک, استمصام
چنگ زدن و محکم گرفتن
تمسک
چنگ زنی
تمسگ
چنگ نواز خسرو پرویز
رامتین
چنگ نواز زمان خسرو پرویز
رامتین
به چیزی چنگ زدن و در آویختن
مسک
مفت به چنگ امده
باداورده

معنی چنگ به انگلیسی

paw (اسم)
پا ، دست ، پنجه ، چنگال ، چنگ
grapnel (اسم)
لنگر ، قلاب ، چنگ ، چنگک ، چنگک یا قلاب کشتی ، قلاب چند شاخهای
gripe (اسم)
تسلط ، گیر ، چنگ ، شکایت ، گله ، درد سخت ، تشنج موضعی
harp (اسم)
سرند ، غربال ، الک ، چنگ
claw (اسم)
پنجه ، چنگال ، چنگ ، ناخن ، سرپنجه جانوران ، سر چنگ
clutch (اسم)
چنگال ، چنگ ، کلاچ ، کلاج ، وضع دشوار
grip (اسم)
چنگ ، گریپ ، انفلوانزا ، چنگ زنی ، نهر کوچک ، نزله وبایی نای ، ادراک و دریافت ، نهر کندن
lyre (اسم)
چنگ
nail (اسم)
چنگال ، چنگ ، ناخن ، گل میخ ، میخ سرپهن ، میخ ، سم
grapple (اسم)
قلاب ، چنگ ، گلاویزی ، دست بگریبانی
pad (اسم)
پشتی ، چنبره ، جاده ، چنگ ، لایی ، لایه ، تشک ، دفترچه یادداشت ، دزد پیاده ، اسب راهوار ، صدای پا ، هر چیز نرم ، اب خشک کن ، مرکب خشک کن
trombone (اسم)
چنگ ، ترومبون ، شیپور قدیمی ، شیپور دارای قسمت میانی متحرک

معنی کلمه چنگ به عربی

چنگ
قبضة , کلاب , مخلب , مسمار , مقص
قيثارة
فحم , قيثارة , مخلب , مسکة
فحم , قبضة

چنگ را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مسعود ایمانی
ترآفرآزنده : یعنی به چنگ نیامدن
علی باقری
فیروز چنگ : قوی دست
شاه قوی طالع و فیروز چنگ
گلبن این روضی پیروزه رنگ
شرح مخزن الاسرار نظامی،دکتر برات زنجانی،۱۳۷۲،ص۲۱۸.
حمیدرضا دادگر_فریمان
چنگال، مخلب، منقار، تک، نوک، پنجه، دست، اختیار، ساز، خمیده، قلاب، کجک

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قیمت ساز چنگ   • آموزش ساز چنگ در تهران   • نام دیگر ساز چنگ   • چنگ ایرانی   • صدای چنگ   • آموزش چنگ   • فروش چنگ   • خرید اینترنتی ساز چنگ   • معنی چنگ   • مفهوم چنگ   • تعریف چنگ   • معرفی چنگ   • چنگ چیست   • چنگ یعنی چی   • چنگ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی چنگ
کلمه : چنگ
اشتباه تایپی : ]k'
آوا : Cang
نقش : صفت
عکس چنگ : در گوگل

آیا معنی چنگ مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )