برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1470 100 1

چای

/CAy/

معنی چای در لغت نامه دهخدا

چای. (چینی ، اِ) معروف است و آن برگی باشد که از ختای آورند و جوشانیده مانند قهوه بخورند، منفعت بسیار دارد و مضرت شراب را دفع کند. (برهان ) (آنندراج ). معروف و مشهور است به چای و آن برگی است که از چین و ختا آورند و در آب جوشانیده مانند قهوه خورند و خاصیت آن بسیار است و مضرت شراب را دفع کند، گویند مردم تبت بسبب آنکه شراب بسیار میخورند، به قیمت مشک میخرند. (برهان و انجمن آرا ذیل لغت «چاه »). درخت کوچکی از محصولات آسیای شرقی یعنی چین و ژاپون که برگهای آن را پس از عمل آوردن در جعبه های قلعاندودکرده به همه ٔ ممالک کره ٔ ارض میبرند و نوعاً بر دو قسم است : سیاه و سبز، و چای سبز اثر تحریکش زیادتر از چای سیاه میباشد. (ناظم الاطباء). برگ درختی است که دم کرده مینوشند، مفرح است و فواید بسیار دارد. (فرهنگ نظام ). چایی. (ناظم الاطباء). این را چائی هم میگوئیم. (فرهنگ نظام ). و صاحب ترجمه ٔ صیدنه ذیل «چا» آورده است : «چا»، نوعی است از انواع نبات و منبت او در زمین چین است او را بپزند، در وعائی چهارسو خشک کنند و در وقت حاجت به آب گرم شربت کنند و بخورند، و شربت او قائم مقام ادویه ٔ مرکبه و دفع مضرت شراب بکند و از این جهت اهل تبت دفع مضرت شراب به او کنند زیرا که ایشان افراط در خوردن شراب میکنند و رفع مضرت او را هیچ چیز مثل او نکند و تجار که آن را به زمین تبت برند در عوض مشک گیرند. در کتاب اختیارات چنین آمده است که نبات چا از نبات اسپست مقداری باریکتر باشد و طعم او خوشتر بود و در او اندک تلخی بود، چون او را بجوشانند تلخی از او برود و او را در وقت تری درهم بکوبند و به آب گرم به ناشتا شربت کنند وبخورند و او حرارت باطن را بنشاند و خون را صاف کند. و طایفه ای که در چین نبات او را مشاهده کرده اند چنین گویند: که مقر پادشاهان ایشان در شهر «منجو» است و در میان این شهر وادیی است و این برگ آنجا میروید،چنانکه دجله در میان بغداد در هر دو طرف آن وادی خماران باشند، خماران که بخوردن چا اعتیاد دارند. چنانکه در زمین هند رسانند (راسایند) و خرید و فروخت آن کنند و خراج آن به خزینه ٔ پادشاه عاید سازند و بیع وشرای آن بی رخصت ملک آنجا نتوان کرد و هر کس که آن را بخرد یا بفروشد یا بدرود، بدانند او را بکشند و گوشت او را بخورند. و دخل این مواضع (؟) که می کنند با دخل معادن طلا و ...

معنی چای به فارسی

چای
( اسم ) گیاهی از رد. دو لپه ییهای جدا گلبرگ که تیره متمایزی را بنام خود تشکیل میدهد ( دربعضی کتب این گیاه را جزو تیر. پنیرکیان محسوب داشته اند ) . این گیاه بحالت خود رو ممکنست درختی بارتفاع ۱٠ متر بوجود آورد ولی چون جوانه ها و برگهایش را هر سال میچینند نوع پرورش یافته اش بیش از ۲ متر بلند نمیگردد. چای بومی چین و هندوستان است . برگهای آنرا دم کرده مصرف کنند و آن دارای ماد. (( تئین )) است .
[Camellia] [زیست شناسی- علوم گیاهی] سرده ای درختچه ای یا درختی همیشه سبز از چائیان با حدود 120 گونۀ پراکنده در شرق آسیا؛ برگ های آنها براق و تخم مرغی است و گل هایشان در حالت خودرو پنج تا هفت گلبرگ دارد که تعداد زیادی پرچم زرد را در بر گرفته اند و کاسبرگ هایشان ...
نام دهی است از دهستانهای چهار گانه بخش پلدشت شهرستان ماکو
دهی است از دهستان گاودول بخش مرکزی شهرستان مراغه
دهی است جزئ دهستان گیل دو لاب بخش رضوانده شهرستان طوالش
نام دهستانی است از بخش قره ضیائ الدین شهرستان خوی ٠
چای پزنده ٠ پزند. چای ٠ چایچی ٠ قهوه چی ٠ چای فروش ٠
قهوه چی گری ٠ چای چی گری ٠ چای دهی ٠ چای فروشی ٠
[ گویش مازنی ] /chay peyaale/ جام کوچکپیاله ی چای خوری
دهی است از دهستان کله بوز بخش میانه
[ گویش مازنی ] /chaay chefte/ بسته ی چای
چای پز ٠ ...

معنی چای در فرهنگ معین

چای
(اِ.) مأخوذ از چینی ، درختی است کوچک دارای برگ های سبز و دندانه دار. گل هایش سفید و معطر در جاهای معتدل و مرطوب می روید. برگ هایش را هر سال می چینند و در ماشین های مخصوص تخمیر و خشک می کنند و سپس آن را دم کرده و مصرف می کنند. ، ~ قندپهلو (دیشلمه ) چایی

معنی چای در فرهنگ فارسی عمید

چای
۱. (زیست شناسی) درختچه ای با برگ های دندانه دار که معمولاً در نقاط معتدل و مرطوب می روید.
۲. (زیست شناسی) برگ های این گیاه که دارای تئین، نئوفیلین، تانن، اسیدگالیک، ویتامین c
۳. دم کردۀ برگ های خشک این گیاه که به صورت نوشیدنی گرم مصرف می شود.
* چای آق پر: (زیست شناسی) نوعی چای با پرهای سفید.
* چای باروتی: (زیست شناسی) نوعی چای مرغوب شکسته و بسیار نرم.
* چای پر درشت: (زیست شناسی) نوعی چای.
* چای زرین: (زیست شناسی) نوعی چای با پرهای درشت و زردرنگ.
* چای سبز: (زیست شناسی) نوعی چای محرک با طعم تند که برگ های آن را پس از چیدن فوراً در هوای آزاد خشک می کنند.
* چای سفیدپر: (زیست شناسی) = * چای آق پر
کسی که کارش کشت وزرع چای است، چای کارنده، کشت کنندۀ چای.
شغل و عمل چای کار، کشت وزرع چای.

چای در دانشنامه اسلامی

چای
چای یکی از انواع برگها می باشد. از احکام آن به مناسبت در باب صلات سخن گفته اند.
چای برگهای گیاهی به همین نام است.
احکام چای
جواز سجده بر برگ چای محلّ بحث است. برخی به جهت صدق عنوان خوردنی بر آن، صحیح نمی دانند و برخی از آن جهت که خودش خورده نمی شود، بلکه رنگ و مزه حاصل از آن نوشیده می شود سجده بر آن را صحیح دانسته اند.



چای در دانشنامه ویکی پدیا

چای
چای نام یک نوشیدنی معطر است که معمولاً با ریختن آب داغ یا در حال جوش بر روی برگ های عمل آورده شده گیاه «کاملیا سیننسیس»، که گیاهی همیشه سبز و بومی آسیای شرقی است، بدست می آید. این نوشیدنی پس از آب، پرمصرف ترین نوشیدنی جهان است. چای واژه ای است چینی که در چین و شمال هندوستان به کار می رود و تقریباً با همان تلفظ وارد زبان فارسی شده است.
شامپو چای سبز
نام این گیاه در گویش چینی جنوبی چای و در گویش چینی شمالی به صورت تِی تلفظ می شد و هردو تلفظی از یک حرف چینی یگانه در چین قدیم هستند. مردم اروپای غربی نام این گیاه را از چینیان شمالی و مردم خاورمیانه و شمال آفریقا نام آن را از چینیان جنوبی آموختند.
نوشیدنی چای با دم کردن برگها، جوانه ها یا شاخه های فرآوری شده بوته چای گونه Camellia sinensis به مدت چند دقیقه درآب داغ درست می شود. فرآوری آن می تواند شامل اکسیداسیون، حرارت دهی، خشکسازی و افزودن گیاهان، گلها، چاشنی ها و میوه های دیگر به آن باشد.
چای یک منبع طبیعی از کافئین، تئوفیلین، تئین و آنتی اکسیدان ها است، اما تقریباً بدون چربی، کربوهیدرات ها، یا پروتئین. آن دارای طعمی مطلوب است که کمی تلخ و گس می باشد.
عکس چای
چای ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
چای
چای (شهر)
چای ۴۵۳
مختصات: ۳۸°۳۵′ شمالی ۳۱°۰۲′ شرقی / ۳۸٫۵۸۳°شمالی ۳۱٫۰۳۳°شرقی / 38.583; 31.033 چای (به ترکی استانبولی: Çay) شهری است در کشور ترکیه که در استان افیون قره حصار واقع شده است. جمعیت این شهر بر اساس سرشماری سال ۲۰۰۸ میلادی ۱۴٬۳۵۳ نفر و بر اساس برآوردهای سال ۲۰۰۹ میلادی ۱۴٬۰۰۴ نفر می باشد.
فهرست شهرهای ترکیه
چای می تواند به عنوان یک وعده غذایی در برخی ک ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

چای در دانشنامه آزاد پارسی

چای (tea)
درختچه ای همیشه سبز۱، با نام علمی Camellia Sinensis، از خانوادۀ چای۲. برگ های خشک و تخمیرشدۀ آن را در آب داغ می خیسانند و از آن نوشیدنی نشاط آوری تهیه می کنند که آن نیز به چای معروف است. چینی ها این گیاه را از ۷۳۷ پ م می شناخته اند. چای نخستین بار در ۱۶۱۰ به اروپا رسید و سریعاً به نوشیدنی عامه پسندی تبدیل شد. در ۱۸۲۳، مشخص شد که بوتۀ چای به صورت وحشی در مناطق شمالی هندوستان می روید. پس از مدتی، این گیاه را در آسام و سری لانکا کشت کردند. ایران، چین، هندوستان، سیلان، ژاپن، افریقا، امریکای جنوبی، گرجستان، آذربایجان و اندونزی از تولید کنندگان چای اند. نخستین کسی که به فکر تولید و کشت چای در ایران افتاد، حاج محمدحسین اصفهانی بود که در ۱۳۰۲ق، در زمان ناصرالدین شاه، بذر چای را از چین به ایران آورد، اما در کشت چای موفق نشد. در ۱۳۱۷ق کاشف السلطنه، سرکنسول ایران در هندوستان، اصله و تخم چای را به ایران وارد کرد. سرسختی های او در کشف چای، موجب قتل او شد.گیاه چای. بوتۀ اصلی چای پیوسته سبز و اصلش از آسیای شرقی است و ارتفاعش به حدود دَه متر می رسد، اما هنگام پرورش آن برای مقاصد اقتصادی حداکثر به۱.۵ متر می رسد و هر پنج روز یک بار برگ ها و شاخه های جوان آن را می چینند. بوته های آن را با کاشتن دانه زیاد می کنند و از ۳ سالگی از آن بهره برداری می کنند.
طرز تهیۀ چای خشک. برگ های جوان را پس از چیدن در محوطه ای، که به آن هوا دمیده می شود، در طبقه هایی پخش می کنند، تا به مدت چهار تا هجده ساعت براثر جریان هوا مقداری از آب آن ها از دست برود. برای تهیۀ چای سیاه۳، که از سریلانکا و هندوستان به دست می آید، برگ ها را در ماشین هایی با غلتک هایی خاص می ریزند تا روغن های اسانس دار برگ ها آزاد شود. سپس، آن ها را تخمیر و سرانجام خشک و درجه بندی می کنند. فرآیند تخمیر باعث می شود که رنگ برگ چای، سیاه یا قهوه ای تیره شود. عطر چای به سبب اسانس های فرّار آن، خاصیت محرّکش به سبب تئین (← کافئین)، و گسی آن به واسطۀ مواد مازوئی است. برای تهیۀ چای سبز۴، که در چین، تایوان، و ژاپن مصرف می شود، ابتدا برگ ها را بخار می دهند و پس از آن، از غلتک هایی می گذرانند. این چای را بعد از خشک کردن درجه بندی می کنند. رنگ این محصول سبز یا تقریباً سبز است. بعضی چای ها را با روغن های گیاهی، مثلاً ...

نقل قول های چای

چای و چایخانه ها و همچنین قهوه خانه ها موضوع این نوشتار است.
• برنج سرد را می توان خورد، چای سرد را می توان نوشید، اما نگاه سرد را نمی توان تحمل کرد.
• -> ضرب المثل های چینی
• چای در ایران نقش شراب را در فرانسه دارد. مثل فرانسه که شراب سرخ در مراسم مختلف از جشن ازدواج گرفته تا کنار میز غذا حضور دارد، چای هم در بیشتر لحظات زندگی ایرانی ها حاضر است. -> رُزماری کیوی یروی (Rose-Marie Kivijärvi)
• بسته به طبقه اجتماعی و سبک زندگی شکل نوشیدن چای هم متفاوت است. مثلاً خانواده های سنتی چای را در قوری دم می کنند و آن را در استکان می ریزند و در نعلبکی می گذارند و به مهمانشان تعارف می کنند. در حالی که طبقهٔ متوسط شهری تمایل بیشتری به ریختن چای در فنجان دارد و به مهمان می گویند چای حاضر است و هر وقت خواست بگوید تا برایش بریزند یا اصلاً خودش برای خودش هروقت خواست، چای بریزد. -> رُزماری کیوی یروی (Rose-Marie Kivijärvi)
• «سعادت این است که یک فنجان چای بنوشیم ... با دوستی ... در لحظه ای پسندیده.» محمد المخزنجی در (البستان)
• «آرامش بخش خواهد بود که چایی را در عطر-و-طعمِ نورِ صبح بچشم.» محمد عفیفی در (ترانیم فی ظل تمارا)
• «عشق و رسوایی بهترین شیرین کنندهٔ چای هستند.» هنری فیلدینگ /Henry Fielding
• «یک فنجان چای می تواند حالت طبیعی مرا بازگرداند.» داگلاس آدامز/Douglas Adams

ارتباط محتوایی با چای

چای در جدول کلمات

چای خارجی
تی
چای فرنگی
تی
چای ا نگلیسی
تی
چای تلخ
دیشلمه
چای قند پهلو
دیشلمه
لیپتون
شهر چای و کلوچه
صفتی که برای چای بکار می برند
لبسوز
ماده ای که در برگ چای وجود دارد
تیین
واحد شمارش مایعات | چای | قهوه | شیر و غیره
استکان

معنی چای به انگلیسی

tea (اسم)
چای ، رنگ چای

معنی کلمه چای به عربی

چای
شاي
علبة
راس
شاي
قدح الشاي
ابريق الشاي

چای را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

وحید
واژه "چای" در اصل واژه ای است ترکی که علاوه بر معنای چای خوردنی معنای اصلی آن رود و رودخانه است و در بیشتر شهر ها و روستا ها که رود خانه ای از ان عبور مکند پسوند یا پیش وند نام شهر یا روستا با اسم "چای " تمام شده یا به اول اسم آن منطقه افزوده شده است ؛برای مثال " قوشاچای " یعنی دو رود که شهری در جنوب آذربایجان غربی یا همان میاندوآب است یا "چای باغی " به معنی " رود باغ " که نام روستایی است از روستا های شهر تاریخی مراغه است که رود از آن عبور می کند .
ژینا و سارا
tea
همایون
نمی دانم از دید بعضی ها چگونه رودخانه با چای یکی شده اما واژه های بسیاری در زبان های گوناگون یکسان هستند در حالی که معانی مختلفی دارند.درضمن چای قدمت دیرینه ایی دارد و در بیابان های سرد مغولستان کشت نمی شود بلکه در جنگل های مرطوب جنوبی آسیا(هند و چین)از دیر باز وجود داشته است.
چای خوردنی(نه رودخانه خوردنی!) واژه‌ای است چینی که در چین و شمال هندوستان به کار می‌رود و تقریباً با همان تلفظ وارد زبان فارسی شده‌است.
نام این گیاه در گویش چینی جنوبی چای و در گویش چینی شمالی به صورت تِی تلفظ می‌شد و هردو تلفظی از یک حرف چینی یگانه در چین قدیم هستند.مردم اروپای غربی نام این گیاه را از چینیان شمالی و مردم خاورمیانه و شمال آفریقا نام آن را از چینیان جنوبی آموختند.
کشت چای در ایران، از سال ۱۳۱۴ هجری قمری آغاز شد. در این سال، یکی از رجال آن دوره به نام محمد میرزا کاشف السلطنه که به عنوان ژنرال کنسول ایران در هند مأمور به خدمت بود، توانست در بازگشت به ایران، چند بته چای را با زحمت فراوان وارد ایران کند. وی با توجه به مطالعاتی که بر روی انواع چای و نحوه کشت آن‌ها نموده بود، شهر لاهیجان را به دلیل وجود هوای مناسب برای کشت چای انتخاب کرد. این شهر امروز به عنوان مرکز کشت چای در ایران درآمده‌است. مقبرهٔ کاشف‌السلطنه در لاهیجان امروز به صورت گنجینهٔ تاریخ چای ایران در لاهیجان درآمده‌است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مضرات چای   • چای سیاه چیست ؟   • مضرات چای مانده   • خرید چای   • چای شعر   • گیاه چای   • تاریخچه چای   • چای ایرانی   • معنی چای   • مفهوم چای   • تعریف چای   • معرفی چای   • چای چیست   • چای یعنی چی   • چای یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی چای
کلمه : چای
اشتباه تایپی : ]hd
آوا : CAy
نقش : اسم
عکس چای : در گوگل

آیا معنی چای مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران