برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1643 100 1
شبکه مترجمین ایران

چاک

/CAk/

مترادف چاک: ترک، درز، رخنه، منفذ، سوراخ، شکاف، فاق، پارگی، دریدگی، پاره، دریده، قباله، بنچاق، دریچه، پنجره، سپیده صبح

معنی چاک در لغت نامه دهخدا

چاک. (اِ) شکاف. (برهان ). تراک. (برهان ). دریدگی در لباس.(فرهنگ نظام ). شق. (ناظم الاطباء). شقاق. (ناظم الاطباء). پاره. (ناظم الاطباء). شکافی بدرازا در جامه و تن و غیره. دریدگی. پارگی. درز. شکافتگی :
چو رستم نباشد از او باک نیست
ز رهام و گرگین دلم چاک نیست.
فردوسی.
فکنده تن شاه ایران بخاک
پر از خون و پهلو بشمشیر چاک.
فردوسی.
سرسرکشان گشته پر گرد و خاک
همه دیده پر خون همه جامه چاک.
فردوسی.
چکی خون نبود از بر تیره خاک
یکی سیمتن را سر از تیغ چاک.
اسدی (لغت نامه ).
زسوک برادرش دل گشته چاک
سیه جامه در تنش پر خون و خاک.
اسدی (گرشاسبنامه ).
دل گم شد از من بی سبب برکن چراغ و دل طلب
چون یافتی بگشای لب کاینک دل صد چاک من.
خاقانی.
شب خود جامه ٔ حداد بر سر دارد و گریبانی چاک از دو طرف دربر. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 451).
نوحه گر گوید حدیث سوزناک
لیک کو سوز دل و دامان چاک.
مولوی.
دوش باد از سر کویش بگلستان بگذشت
ای گل این چاک گریبان تو بی چیزی نیست.
حافظ.
زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست
پیرهن چاک و غزلخوان و صراحی در دست.
حافظ.
فدای پیرهن چاک ماهرویان باد
هزار جامه ٔ تقوی و خرقه ٔ پرهیز.
حافظ.
در این بهار گل چاک آنچنان بالید
که یک گل است که جیب و کنار من دارد.
کلیم (از آنندراج ).
غم دشنه ریز گشت و مرا دست نارساست
کو مشفقی که چاک گریبان گشایدم.
طالب آملی (از آنندراج ).
بر دامن منعم نرسد دست تطاول
این چاک بجز خرقه ٔ درویش نیفتاد.
علی خراسانی (ازآنندراج ).
- چاک پیرهن ؛ گریبان. یقه ٔ پیراهن که سر از آن بیرون آرند. شکاف پیراهن که سر از آن بیرون کنند :
یکی تیغ باریک بر گردنش
پدید آمده چاک پیراهنش.
فردوسی.
پر از مرد دانا بود دامنش
پر از خوب رخ چاک پیراهنش. ...

معنی چاک به فارسی

چاک
رخنه، تراک، شکاف، پاره، چاک پیراهن:گریبان
( اسم ) صدای زدن شمشیر و تبر زن و خنجر و مانند آن .
شکاف . تراک . دریدگی در لباس . شق .
[ گویش مازنی ] /chaak/ از توابع دهستان جنت رودبار شهرستان تنکابن & علف زار بکر، با زمین نمناک & شکاف – درز – درز لباس دوخته شده باشد
چاکی که در آستین کنند و این دو نوع بود یکی در طول و رسم مردم ولایات همین است و دوم در عرض و این را در هندوستان (( قلابه )) خوانند .
[schizocarp] [زیست شناسی- علوم گیاهی] نوعی میوۀ خشک، حاصل از دو یا چند برچۀ یک دانه ای که پس از رسیدن به واحدهای یک دانه ای تقسیم می شود
[ گویش مازنی ] /chaak borden/ شکافتن – شکافته شدن
[ گویش مازنی ] /chaak baze/ روستایی در دره ی دلیر چالوس & مرتعی از توابع دهستان کوهستان غرب کلاردشت
[ گویش مازنی ] /chaak bazoen/ در رفتن - چاک زدن – دریدن – پاره کردن
نوار یا دکمه ای برای بستن چاک و شکافی در جامه و غیر آن . یا چاک بست نداشتن دهان کنایه از هرزه درائی و بسیار دشنام دادن .
اسبی که در کمر وی فرو رفتگی باشد و شانه و کتفش بر آمده بود .
[palmatisect] [زیست شناسی- علوم گیاهی] ویژگی برگی با حاشیۀ لَپ دار و بریدگی های عمیق پنجه ای که تقریباً تا نزدیک دُمبرگ امتداد داشته باشد، اما به آن نرسد
[ گویش مازنی ] /chaak pine/ دوخت و دوز بازسازی جامه و پارچه
...

معنی چاک در فرهنگ معین

چاک
(اِ.) ۱ - شکاف . ۲ - پاره . ۳ - سفیدة صبح . ۴ - دریچه . ، به ~ زدن گریختن ، فرار کردن .
(اِ.) = چک . جک : قبالة باغ و خانه و مانند آن .
(دَ) (مص م .) شکافتن ، دریدن ، پاره کردن .
(هَ) (ص مر.) کنایه از: عاشق بی پروا.
( ~ .) (ص مر.) ۱ - کسی که سینة وی بر اثر ضربت چاک برداشته . ۲ - (کن .) رنج دیده ، آزار کشیده . ۲ - مصیبت دیده . ۳ - دل - سوخته ، عاشق .

معنی چاک در فرهنگ فارسی عمید

چاک
۱. شکاف، تراک، رخنه.
۲. (صفت) پاره.
۳. (صفت) چاک دار.
* چاک چاک: (اسم صوت)
۱. = چاکاچاک: ز بس نعره و چاک چاک تبر / ندانست کس پای گفتی ز سر (فردوسی: ۷/۳۴۳).
۲. (صفت) پُر از چاک و شکاف، پاره پاره، بریده بریده: همه دشت سر بود بی تن به خاک / به سر بر ز گرز گران چاک چاک (فردوسی: ۵/۱۸۷).
* چاکِ پیرهن: [قدیمی] گریبان، یقۀ پیرهن: یکی تیغ باریک برگردنش / پدید آمده چاک پیراهنش (فردوسی: ۸/۴۲۷).
* چاک ِ جامه: [قدیمی] دامن جامه.
* چاک خوردن: (مصدر لازم)
۱. شکافته شدن، ترک پیدا کردن.
۲. دریده شدن.
* چاک دادن: (مصدر متعدی)
۱. شکاف دادن، دراندن.
۲. پاره کردن.
* چاک روز: [قدیمی، مجاز] سپیدۀ صبح: کنون می گساریم تا چاک روز / چو رخشان شود تاج گیتیفروز (فردوسی: ۶/۵۱۳).
۱. کسی که جامۀ دریده بر تن دارد.
۲. [مجاز] صوفی ای که هنگام سماع بی خود شود و جامۀ خود را چاک دهد.
=چکاچاک
۱. رنج دیده، آزرده، ماتم زده، مصیب دیده.
۲. عاشق دل سوخته.

چاک در دانشنامه ویکی پدیا

چاک
مختصات: ۳۶°۵۱′۲۴″ شمالی ۴۹°۳۵′۱۲″ شرقی / ۳۶٫۸۵۶۶۷°شمالی ۴۹٫۵۸۶۶۷°شرقی / 36.85667; 49.58667
چاک، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان رامسر در استان مازندران ایران.
این روستا در دهستان جنت رودبار قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
چاک ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
چاک بری
چاک نوریس
چاک پائولانیک
چاک شولدینر
چاک ، روستایی از توابع بخش رحمت آباد و بلوکات شهرستان رودبار در استان گیلان ایران است.
این روستا در دهستان دشتویل قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۷۸ نفر (۵۱خانوار) بوده است.
چاک (انگلیسی: Chuck) فیلمی در ژانر درام به کارگردانی فیلیپه فالاردیو است که در سال ۲۰۱۶ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به لیو شرایبر اشاره کرد.
Jeff Feuerzeig
Jerry Stahl
مایکل کریستوفر
Liev Schreiber
چاک (انگلیسی: Chaac) در زبان کلاسیک مایا و قوم مایا، عنوان خدای باران را دارد، چاک دارای یک تبر آذرخش بود. در افسانه ها عنوان شده که با تبر آذرخش به ابرها می کوبید تا رعد و به دنبال آن باران تولید کند. همچنین وی را خدای خالق حاصلخیزی و خدای چهار ربع هم می دانند. همانند دیگر خدایان و ایزدان مایا، چاک نیز دوگانه و چندگانه است. ۴ چاک مستقر در مسیرهای (جهت ها) اصلی هستند و رنگ های جهت دار بر آنها پوشانده شده. در سده ۱۶ و در یوکوتان، چاک اصلی شرق به نام سرخ مرد چاک شناخته می شد و سوای این رنگ، تنها سه رنگ دیگر برای خدایان بازمانده (چاک های دیگر) وجود داشت.
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

چاک در دانشنامه آزاد پارسی

(یا: تخته) از گروه سازهای ایدیوفون یا کوبه ای فاقد پوست. این ساز در هرمزگان متداول است و متشکل از دو قطعه تخته است. اندازۀ ثابتی ندارد و در ابعاد و ضخامت های مختلف دیده می شود. نواختن آن غالباً به شکل گروهی است و نوازندگان آن زن اند. البته، گه گاه، ممکن است مردان و جوانان نیز چاک بنوازند. در مجالس عروسی و شادمانی و «آیین لِیوا» در بندرعباس، نیز نواخته می شود. زنان در عروسی ها به شکل گروهی آواز می خوانند و با نواختن چاک، نوازندگانِ نی جفتی و دهل و پیپه و کَسِر را همراهی می کنند. در مجلس لیوا، که اهل هوا برگزار می کنند، نیز زنان به شکل گروهی چاک می نوازند، جواب آوازهای مخصوص لیوا را می دهند و لیوا (سرنای بزرگ) و ممبرانوفون های مخصوص لیوا را همراهی می کنند. این ساز در بندرعباس، بندر لنگه و برخی نقاط دیگر هرمزگان متداول است.

چاک در جدول کلمات

چاک
شکاف
چاک بست
زیپ
چاک دو کوه
دره

معنی چاک به انگلیسی

cut (اسم)
تخفیف ، قطع ، برش ، جوی ، شکاف ، کانال ، چاک ، معبر ، بریدگی ، مقطع
rift (اسم)
خراش ، دریدگی ، چاک ، بریدگی
incision (اسم)
برش ، شکاف ، چاک
slashing (اسم)
چاک
scissor (اسم)
تقسیم ، چاک
tear (اسم)
گریه ، اشک ، چاک ، سرشک ، پارگی
split (اسم)
ترک ، دو بخشی ، انشعاب ، رخنه ، شکاف ، چاک ، نفاق
chink (اسم)
رخنه ، شکاف ، صدای بهم خوردن فلز ، جرنگ جرنگ ، چاک
slot (اسم)
شکاف ، فرجه ، رخ ، چاک ، غاز ، فرج ، کلون در ، چفت در ، شکاف کوچک
slit (اسم)
روزنه ، شکاف ، فرجه ، رخ ، درز ، چاک ، غاز ، بریدگی
slash (اسم)
برش ، ضرب ، شکاف ، چاک ، ضربه سریع ، چاک لباس ، نشان ممیز
suture (اسم)
شکاف ، درز ، چاک ، بخیه
fissure (اسم)
درز ، چاک
kerf (اسم)
چاک ، بریدگی
rip (اسم)
شکاف ، چاک
hack (اسم)
برش ، ضربه ، ضربت ، فاحشه ، چاک ، نویسنده مزدور ، جنده ، خش ، مزدور ، کلنگ ، سرفه خشک وکوتاه ، اسب کرایه ای ، اسب پیر ، درشکه کرایه
scotch (اسم)
خراش ، چاک ، اسکاتلندی ، زخم ، نوار چسب اسکاچ
interstice (اسم)
ترک ، فاصله ، شکاف ، درز ، چاک ، سوراخ ریز
stoma (اسم)
شکاف ، چاک ، منفذ تنفسی ، شکاف دهان

معنی کلمه چاک به عربی

چاک
تمزق , دمعة , شق , قطع , ماجور
دمعة , سرية , قطع
نتوء

چاک را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علیرضاچایجانی
دامنه ی کوه ب زبان گیلکی
محسن
در زبان تاتی چاک یعنی جای که چمن است
علی دوستی نوگورانی
پاره
علی باقری
چاک rift : [اصطلاح کوهنوردی]دالان با دیواره های موازی و مستقیم .
منبع https://sporton.ir
علی باقری
چاک:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " چاک" می نویسد : ((ریشه و معنای بنیادین چاک بر من روشن نیست. آیا ”چاک “ ریختی است از چک، در چکیدن؟ سرشکهای آب نیز، آنگاه که فرو می ریزند، فرو می شکافند و از هم می‌پاشند. انگار که چاق در ”چاقو ”نیز ریختی است از "چاک ": چاقو( =چاکو ) ابزاریست که با آن چیزی را چاک می زنند و می شکافند.))
((فکند آن تن شاهزاده به خاک
به چنگال کردش کمرگاه چاک))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 243.)
هه نار
چاک در زبان کوردی در احوالپرسی معنای خوب بودن میدهد
چونی؟:چطوری
چاکم:خوبم(در اینجا میتوان از "باشم"نیز استفاده کرد همان معنی "چاکم"را میدهد)
کچی چاکه:دختر خوبیه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• چاک بازیگران   • décolleté   • چاك كون ويكي پديا   • دکلته   • چاك سينه به انگليسي   • چاک نوریس   • چاک ماهیگیری   • چاکراهای بدن   • معنی چاک   • مفهوم چاک   • تعریف چاک   • معرفی چاک   • چاک چیست   • چاک یعنی چی   • چاک یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی چاک

کلمه : چاک
اشتباه تایپی : ]h;
آوا : CAk
نقش : اسم
عکس چاک : در گوگل

آیا معنی چاک مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )