پیگیری

/peygiri/

مترادف پیگیری: پی جویی، تعاقب، تعقیب، ردجویی، ردگیری، سراغ

معنی انگلیسی:
follow-up, perseverance, proceeding, prosecution, pursuance, pursuit

لغت نامه دهخدا

پی گیری. [ پ َ / پ ِ ] ( حامص مرکب ) عمل پی گیر. تعقیب. مداومت. اصرار. || برداشتن رد پای.

فرهنگ فارسی

عمل پی گیر . ۱- تعقیب دنبال کردن . ۲- برداشتن رد پای .۳- اصرار. ۴- مداومت .

فرهنگ معین

( ~. ) (حامص . ) ۱ - تعقیب ، دنبال . ۲ - ادامه دادن .

فرهنگ عمید

تعقیب، دنبال کردن.

واژه نامه بختیاریکا

دیندا گِری؛ پی جوری

مترادف ها

consistency (اسم)
توافق، استحکام، ثبات، درجه غلظت، پیگیری

فارسی به عربی

مسعی

پیشنهاد کاربران

پیگیری ایمیل، درخواست، جلسه:
follow up on
follow - up
get back to someone
remind
nudge
مثال:
I’m following up on my previous email.
دارم ایمیل قبلی ام را پیگیری می کنم.
...
[مشاهده متن کامل]

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پیگیری سفارش، بسته، وضعیت:
track
keep track of
check the status of
مثال:
I’d like to check the status of my order.
می خواهم وضعیت سفارشم را پیگیری کنم.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پیگیری بیمار، وضعیت سلامت، روند:
monitor
check on
follow up with
keep an eye on
مثال:
The doctor will monitor your symptoms.
پزشک علائم شما را پیگیری/تحت نظر می گیرد.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پیگیری شکایت، حادثه، پرونده:
investigate
look into
pursue
handle
مثال:
We are looking into your complaint.
در حال پیگیری/بررسی شکایت شما هستیم.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پیگیری پول، پرداخت، جواب:
chase
follow up on
remind
مثال:
I’m chasing the invoice payment.
دارم پرداخت فاکتور را پیگیری می کنم.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پیگیری هدف، مسیر، علاقه:
pursue
follow
work toward
مثال:
He wants to pursue his dream.
او می خواهد رؤیایش را دنبال/پیگیری کند.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پیگیری کارها و عقب نیفتادن:
stay on top of
keep track of
manage
handle
مثال:
I’m trying to stay on top of my tasks.
دارم سعی می کنم کارهایم را مرتب پیگیری کنم.

track/tracking
رد جویی
ردگیری ، دنبال گیری
prosecute
پی جویی، تعاقب، تعقیب، ردجویی، ردگیری، سراغ، ممارست، مداومت
اَپاریک، تمدید، پی جویی و ادامه
رد یابی
اصرار