پیگیری
/peygiri/
مترادف پیگیری: پی جویی، تعاقب، تعقیب، ردجویی، ردگیری، سراغ
معنی انگلیسی:
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
واژه نامه بختیاریکا
مترادف ها
توافق، استحکام، ثبات، درجه غلظت، پیگیری
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
پیگیری ایمیل، درخواست، جلسه:
follow up on
follow - up
get back to someone
remind
nudge
مثال:
I’m following up on my previous email.
دارم ایمیل قبلی ام را پیگیری می کنم.
... [مشاهده متن کامل]
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پیگیری سفارش، بسته، وضعیت:
track
keep track of
check the status of
مثال:
I’d like to check the status of my order.
می خواهم وضعیت سفارشم را پیگیری کنم.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پیگیری بیمار، وضعیت سلامت، روند:
monitor
check on
follow up with
keep an eye on
مثال:
The doctor will monitor your symptoms.
پزشک علائم شما را پیگیری/تحت نظر می گیرد.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پیگیری شکایت، حادثه، پرونده:
investigate
look into
pursue
handle
مثال:
We are looking into your complaint.
در حال پیگیری/بررسی شکایت شما هستیم.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پیگیری پول، پرداخت، جواب:
chase
follow up on
remind
مثال:
I’m chasing the invoice payment.
دارم پرداخت فاکتور را پیگیری می کنم.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پیگیری هدف، مسیر، علاقه:
pursue
follow
work toward
مثال:
He wants to pursue his dream.
او می خواهد رؤیایش را دنبال/پیگیری کند.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پیگیری کارها و عقب نیفتادن:
stay on top of
keep track of
manage
handle
مثال:
I’m trying to stay on top of my tasks.
دارم سعی می کنم کارهایم را مرتب پیگیری کنم.
مثال:
دارم ایمیل قبلی ام را پیگیری می کنم.
... [مشاهده متن کامل]
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پیگیری سفارش، بسته، وضعیت:
مثال:
می خواهم وضعیت سفارشم را پیگیری کنم.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پیگیری بیمار، وضعیت سلامت، روند:
مثال:
پزشک علائم شما را پیگیری/تحت نظر می گیرد.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پیگیری شکایت، حادثه، پرونده:
مثال:
در حال پیگیری/بررسی شکایت شما هستیم.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پیگیری پول، پرداخت، جواب:
مثال:
دارم پرداخت فاکتور را پیگیری می کنم.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پیگیری هدف، مسیر، علاقه:
مثال:
او می خواهد رؤیایش را دنبال/پیگیری کند.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پیگیری کارها و عقب نیفتادن:
مثال:
دارم سعی می کنم کارهایم را مرتب پیگیری کنم.
رد جویی
ردگیری ، دنبال گیری
پی جویی، تعاقب، تعقیب، ردجویی، ردگیری، سراغ، ممارست، مداومت
اَپاریک، تمدید، پی جویی و ادامه
رد یابی
اصرار