برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1632 100 1
شبکه مترجمین ایران

پیش مرگ

/piSmarg/

معنی پیش مرگ در لغت نامه دهخدا

پیش مرگ. [ م َ ] (ص مرکب ) که پیش از کسی میرد. که پیش از وی بدرود حیات گوید. بلاگردان.
- پیش مرگ شدن کسی را ؛ برخی او شدن. فدای او شدن. پیش بمردن کسی را. تصدیق او شدن. تصدق او رفتن : الهی پیش مرگت بشوم فلان کار را بکن.

معنی پیش مرگ به فارسی

پیش مرگ
( صفت ) ۱- آنکه پیش از کسی بمیرد پیش میر. ۲- کسی که پیش از شاه یا امیر از غذای او خورد تااگر سمی در آن باشد وی بمیرد و مخدوم مصون ماند بلا گردان .
( مصدر ) پیش مرگ شدن کسی را. ۱- فدای او شدن تصدق او شدن: الهی پیش مرگت شوم فلان کار را بکن . ۲- شغل پیش مرگ داشتن .

معنی پیش مرگ در فرهنگ معین

پیش مرگ
(مَ) (ص مر.) ۱ - کسی که حاضر است پیش از مرگ عزیزش بمیرد، قربانی ، فدا. ۲ - کسی که پیش از پادشاه ، اندکی از غذای او را می خورد تا از سالم بودن آن اطمینان حاصل شود.

معنی پیش مرگ در فرهنگ فارسی عمید

پیش مرگ
۱. آن که پیش از دیگری بمیرد.
۲. [مجاز] قربانی، فدایی

پیش مرگ را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مریم
فدایی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• پیشمرگان زن کرد   • پیشمرگان مسلمان کرد   • پیشمرگه های زن کرد   • پیشمرگه ایران   • پیشمرگه کردستان ایران   • عکس پیشمرگه های زن کرد   • پیشمرگه و داعش   • زنان پیشمرگه   • معنی پیش مرگ   • مفهوم پیش مرگ   • تعریف پیش مرگ   • معرفی پیش مرگ   • پیش مرگ چیست   • پیش مرگ یعنی چی   • پیش مرگ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پیش مرگ

کلمه : پیش مرگ
اشتباه تایپی : ~da lv'
آوا : piSmarg
نقش : اسم
عکس پیش مرگ : در گوگل

آیا معنی پیش مرگ مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )