برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1400 100 1

پیرنج

معنی پیرنج در لغت نامه دهخدا

پیرنج. [ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان القورات بخش حومه ٔ شهرستان بیرجند. واقع در 18هزارگزی شمال بیرجند. سر راه شوسه ٔ عمومی مشهد به زاهدان. دامنه ، معتدل. دارای 72 تن سکنه. آب آن ازقنات. محصول آنجا غلات و میوه. شغل اهالی زراعت و راه آن اتومبیل رو است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

معنی پیرنج به فارسی

پیرنج
دهی از دهستان القورات بخش حومه شهرستان بیرجند

پیرنج را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد غریبی
من دهیار پیرنج هستم.
اسم دقیقش طبق اسناد 1320 اداره ثبت اسناد و وزارت کشور � پیرانج �هست.
تلفظ �پیرنج�نیز با ضمه نون هست.
طبق آمارستل 95 تعداد32خانوار و 97نفر جمعیت دارد.روستای ییلاقی در 18کیلومتری بیرجند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی پیرنج   • مفهوم پیرنج   • تعریف پیرنج   • معرفی پیرنج   • پیرنج چیست   • پیرنج یعنی چی   • پیرنج یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پیرنج
کلمه : پیرنج
اشتباه تایپی : ~dvk[
عکس پیرنج : در گوگل

آیا معنی پیرنج مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )