برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1403 100 1

پیرایه

/pirAye/

مترادف پیرایه: آرایش، بزک، حلیه، زینت، زیور، پیرایش

معنی پیرایه در لغت نامه دهخدا

پیرایه. [ را ی َ / ی ِ ] (اِمص ) آرایش و زیور باشد از طرف نقصان همچون سرتراشیدن و اصلاح کردن و شاخهای زیادتی درخت را بریدن. (برهان ). || (اِ) پیراهه. (شرفنامه ). حلی. حلیة. (دهار). تهویل. سنیح. (منتهی الارب ). زینت وآرایش زنان. (صحاح الفرس ). آنچه زرگران برای زینت زنان سازند از خلخال و دست برنجن و طوق و یاره و گردن بند و بازوبند و امثال آن. زیب. زینت. زیور. آرایش : و مرده را [مردم روس ] با هرچه با خویشتن دارد از جامه و پیرایه بگور فرونهند. (حدود العالم ).
ز فرمان او هیچگونه مگرد
تو پیرایه دان بند بر پای مرد.
فردوسی.
ز دانش چو جان ترا مایه نیست
به از خامشی هیچ پیرایه نیست.
فردوسی.
خرد بر دل خویش پیرایه کرد
برنج تن ازمردمی مایه کرد.
فردوسی.
کنون زود پیرایه بگشا ز روی
بپیش پدر شو بزاری بموی.
فردوسی.
بهایی ز جامه ز پیرایه ها
فروشم ز مردم بود مایه ها.
فردوسی.
تو درگاه را همچو پیرایه ای
همان تخت و دیهیم را مایه ای.
فردوسی.
چو آن جامه های گرانمایه دید
هم از دست رودابه پیرایه دید.
فردوسی.
به ایران که دید از بنه سایه ام
اگر سایه و تاج و پیرایه ام.
فردوسی.
از ایشان جز او دخت خاتون نبود
بپیرایه و رنگ و افسون نبود.
فردوسی.
زپیرایه و جامه و سیم و زر
ز دیبا و دینار و خز و گهر.
فردوسی.
دگر گفت بر مرد پیرایه چیست
و زین نیکوییها گرانمایه کیست.
فردوسی.
کجا نامور گاو پرمایه بود
که بایسته بر تنش پیرایه بود.
فردوسی.
همان گاو پرمایه کم دایه بود
ز پیکرتنش همچو پیرایه بود.
فردوسی.
به پیرایه ٔ زرد و سرخ و سپید
مرا کردی از برگ گل ناامید.
فردوسی.
کتایون بی اندازه پیرایه داشت
ز یاقوت وهر گوهری مایه داشت.
فردوسی.
تو درگاه را همچو پیرایه ای
همان تخت و دیهیم ر ...

معنی پیرایه به فارسی

پیرایه
زیوروزینت، آرایش، زینت، پیراهه، تهمت وافترا
۱-( اسم ) زینت دادن بکاستن زیوری که بوسیل. نقصان حاصل شود همچو سر تراشیدن وبریدن شاخه های زیادی درختمقابل آرایش. ۲- زینت دادن ( مطلقا ) مزین ساختن آرایش : چنین گفتن بر مرد پیرایه چیست ? وزین نیکویها گرانمایه چیست ? ( شا. بخ ۳ ) ۲۳۷۹ : ۸-( اسم ) زینت زیور مانند دست برنجن پای برنجن گوشوار : زهره ( دلالت دارد بر ) زینت و عطر و پیرای. زر و سیم ... ۴- پارچ. ورکویی که زرگران بدان پیرایه را روشن کنند.
[fioritura (it.)] [موسیقی] گذر تزیینی در بداهه نوازی یا آهنگ سازی
( صفت ) آنکه پیرایه بندد پیرایشگر : سیل در اقالیم ما پیرایه بند خانه است رخنه مانند قفس آرایش کاشانه است . ( کلیم )
( صفت ) ۱- آنکه پیرایه پوشد آنکه خود را در پیرایه و زیور گیرد : که گر راز این گوش پیرایه پوش بگوش آورم ناورد کس بگوش . ( نظامی ) ۲- آنکه پیرایه را پنهان کند.
( اسم ) طبل. زنان که پیرایه و جواهر در آن نهند ظرفی است که زنان اسباب و جواهر در آن گذارند.
( صفت ) آنکه پیرایه دهد آنکه در زیور گیرد : روشن کن آسمان بانجم پیرایه ده زمین بمردم . ( نظامی )
( صفت ) آنکه پیرایه سنجدکسی که زیب و زیور سنجد : به آیین آن مهد پیرایه سنج فرستاد چندین شتر بار گنج . ( نظامی )
( صفت ) آنکه بپیراید پیراینده آنکه پیرایه کند : پیرایه گر پرند پوشان سرمایه ده شکر فروشان . ( نظامی )
( مصدر ) بزیور آراستنزیب و زیور کردن : تو خود بکمال لفط آراسته ای پیرایه مکن عرق مزن عود مسوز. ( سعدی )
...

معنی پیرایه در فرهنگ معین

پیرایه
(یِ) (اِ.) زیور، زینت .

معنی پیرایه در فرهنگ فارسی عمید

پیرایه
۱. زیب، زینت، زیور، آرایش: حریف مجلس ما خود همیشه دل می برد / علی الخصوص که پیرایه ای بر او بستند (سعدی۲: ۴۱۹)، ز دانش چو جان تو را مایه نیست / بِه از خامشی هیچ پیرایه نیست (فردوسی: ۷/۱۸۰).
۲. [قدیمی] تهمت، افترا.
۱. آن که پیرایه بندد.
۲. پیرایشگر.
آن که پیرایه پوشد، آن که خود را با پیرایه و زیور بیاراید: که گر راز این گوش پیرایه پوش / به گوش آورم کآورد کس به گوش (نظامی۶: ۱۰۳۹).
کسی که زیب و زیور را بسنجد، آن که پیرایه می سنجد.
پیرایه کننده، پیرایه ساز.

پیرایه در جدول کلمات

پیرایه
زیور , زینت
پیرایه | زیور
تجمل
پیرایه ای برای خانما
گردنبند
پیرایه ای برای خانمها
النگو
پیرایه خانم ها
النگو
پیرایه و زیور
تجمل
پیرایه کلاه و پرده
منگوله
بی پیرایه بودن
سادگی
ساختن بعضی از پیرایه های داخل منزل با اوست
گچبر
ساختن بعضی پیرایه های داخل منزل بااوست
گچبر

معنی پیرایه به انگلیسی

ornament (اسم)
زینت ، ارایش ، پیرایه ، زیور
decoration (اسم)
تزیین ، اراستگی ، تصنع ، ارایشگری ، اذین بندی ، مدال یا نشان ، پیرایه
frill (اسم)
لذت ، تزئینات ، چین ، حاشیه چیندار ، پیرایه ، افراط ، زوائد ، تجمل ، چیز بیخود یا غیر ضروری

معنی کلمه پیرایه به عربی

پیرایه
حلية , رتوش
زينة

پیرایه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

tinabailari
زیور و زینت 🔥🔥
بیتا
آرایش٬آذین٬زیور٬بزک دوزک

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• پیرایه در جدول   • معنی بیهوده گویی   • دستاويز   • عذر نابجا   • معنی درز جامه   • معنی محکم شدن   • مرد بی فرزند   • معنی پایان مهلت معین   • معنی پیرایه   • مفهوم پیرایه   • تعریف پیرایه   • معرفی پیرایه   • پیرایه چیست   • پیرایه یعنی چی   • پیرایه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پیرایه
کلمه : پیرایه
اشتباه تایپی : ~dvhdi
آوا : pirAye
نقش : اسم
عکس پیرایه : در گوگل

آیا معنی پیرایه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )