برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1524 100 1
شبکه مترجمین ایران

پیراگندن

معنی پیراگندن در لغت نامه دهخدا

پیراگندن. [ گ َ دَ ] (مص ) متفرق ساختن. پریشان کردن. افشانیدن. (برهان ). پراگندن. پراگنده ساختن :
دلم ز گردش ایام ریش بود فلک
نمک نگر که چگونه بر آن بپیراگند.
خلاق المعانی.

معنی پیراگندن به فارسی

پیراگندن
۱- متفرق ساختن پریشان کردن پراگندن . ۲- افشاندن پاشیدن : دلم ز گردش ایام ریش بود فلک نمک نگر که چگونه بران بپیراگند. ( خلاق المعانی )
متفرق ساختن پریشان کردن

پیراگندن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی پیراگندن   • مفهوم پیراگندن   • تعریف پیراگندن   • معرفی پیراگندن   • پیراگندن چیست   • پیراگندن یعنی چی   • پیراگندن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پیراگندن

کلمه : پیراگندن
اشتباه تایپی : ~dvh'knk
عکس پیراگندن : در گوگل

آیا معنی پیراگندن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )