برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1406 100 1

پک

/pok/

معنی پک در لغت نامه دهخدا

پک. [ پ َ ] (اِ) غوک. وزغ. چغز. قرباغه.بزغ. مکل. (اوبهی ). قاس. غنجموش. ضفدع :
ای همچو یک پلید و چنو دیده ها برون
مانند آن کسی که مر او را کنی خَبَک
تا کی همی درآئی و گردم همی دوی
حقا که کمتری و فژاگن تری ز پک.
دقیقی یا لبیبی (از لغت نامه ٔ اسدی ).
|| رعنائی بود و گرد کسی برگردیدن نیز بطمع گویند ولیکن از آن ِ پیشین درست تر است. (لغت نامه ٔ اسدی ). خودآرای و خودپسند را گویند و به این معنی به ضم اول هم گفته اند. (برهان قاطع) :
تا کی همی درآیی و گردم همی دوی
حقا که کمتری ّ و فژاگن تری ز پک.
خسروانی (از لغت نامه ٔ اسدی ).
آن یکی بی هنر عزیز چراست
وین دگر خوارمانده زیر سمک
این علامت نه آن هستی بود
پس چه دعوی کنی بدو و چه پک ؟
خسروی (از لغت نامه ٔ اسدی ).
|| هر یک از پله های نردبان. (برهان قاطع). پایه ٔ نردبان. || تک و پوی. (اوبهی ). || آلات خانه را از کاسه و کوزه و غیره گویند. (اوبهی ).

پک. [ پ ُ ] (اِ) هر چیز گنده ٔ ناهموار و ناتراشیده را گویند و مرادف لک باشد چنانکه گویند لک و پک. (برهان قاطع) :
ای شوربخت مدبر معلول شوم پی
وی ترش روی ناخوش مکروه لک و پک.
پوربهای جامی.
|| جامه ٔ سخت و درشت :
در آن بارگه گفت پک پیش شاخ
میانهای دندانش از گو فراخ.
نظام قاری (دیوان البسه ).
خیال فاسد بافندگان و معنی من
چو جامه ٔ خواب پکست و قطیفه ٔ اخضر.
نظام قاری (دیوان البسه ).
|| (ص ) مخفف پوک که بمعنی بی مغز و پوچ و میانه تهی باشد. (برهان قاطع) :
تیزی و بی طعام و تفه چون پنیر و دوغ
بی ذوق وخشک مغز و تهی همچو جوز پک.
پوربهای جامی.
|| (اِ) پتک و مطراق آهنگران (مخفف پتک ) :
با من مشو چو آهن و پولاد سخت چشم
تا نشکنم سر تو چو سندان بزخم پک.
پوربهای جامی.
|| نام یک طرف بجول (قاب بازی ) که آنرا عاشق گویند. (برهان قاطع). و روی دیگر را جیک خوانند :
دست در شش بجل سبک نزنی
نخوری ریو و چار پک نزنی.؟ (از فرهنگ رشیدی ...

معنی پک به فارسی

پک
پوک، یک ظرف قاب یابجول که با آن قمارکنندبوک
( اسم ) ۱- برجستن و فرو جستن . ۲- یک بار کشیدن سیگار و چپق و تریاک و غیره دم : یک یک چپق کشید .
نام دهستان سن و او از ایالت ورسای
[ گویش مازنی ] /pek/ فرد، در برابر زوج & فک بی دندان و دندان کشیده & پتک - پک زدن به قلیان یا سیگار & بوی تخم مرغ فاسد یا بوی ماهی گندیده & انسانی که رنگ و رویش از تس یا ضعف پریده باشد
[ گویش مازنی ] /pek bapperessen/ کنایه از: مطیع و منقاد کسی شدن - کنایه از: دنباله روی کسی شدن
[ گویش مازنی ] /pek be pek/ پی در پی – پیاپی
[ گویش مازنی ] /peke paa/ پشت سر
[ گویش مازنی ] /pek pek/ پشت سرهم - تک تک ۳صدای شعله ی چراغ نفتی که در حال خاموش شدن باشد
[ گویش مازنی ] /pek pek hakerdan/ حالت پرش شعله ی چراغ در حال خاموش شدن
[ گویش مازنی ] /pak paky/ از انواع بازی های بومیاین بازی با گردو انجام می شود و بازی کنان بین دو تا پنج نفرنددر این بازی افراد روبروی هم روی زمین می نشینندهرکدام چند گردو روی زمین گذاشته و پس از قرعه کشی و انتخاب آغازگر بازی، بازی را آغاز می کنندبازی کن اول، روی گردوها خم شده، مچ دستش را به روی زمین تکیه می دهد و دو انگشتش را به حالت تلنگر پشت یک گردو طوری نشانه روی می کند، که ضربه ی تلنگر سبب شود گردو به گردوی دیگری که هدف بازیکن است، اصابت نمایدهرکدام از گردوها که به این ترتیب مورد هدف قرار گیرند، متعلق به او خواهد شداین بازی تا هدف گیری آخرین گردوها و تصاحب آن ها ادامه پیدا می کند
شعبه از نواعم گاستروپد که اعضا تنفسی آنها دارای برگه های وو ریقه ...

معنی پک در فرهنگ معین

پک
( ~.) (ص .) ۱ - بی هنر. ۲ - خودپسند. ۳ - پله ، پله های نردبان .
(پُ) (اِ.) (عا.) ۱ - یک بار کشیدن سیگار و چپق . ۲ - برجستن و فروجستن .
( ~.) (اِ.) ۱ - گنده و درشت . ۲ - جامة سخت و درشت .
(پِ) (اِ.) بند انگشت دست یا پا.
(پَ) (اِ.) وزغ ، قورباغه .
(پَ کُ پُ) (اِمر.) (عا.) ۱ - ریخت ، شکل ، هیأت ظاهری ، وجنات (زشت )، بد پک وپوز. ۲ - دهان و اطراف آن .
(پَ کُ پَ) (اِمر.) سینه و قسمت راست و چپ آن .

معنی پک در فرهنگ فارسی عمید

پک
یک طرف قاب یا بُجول که با آن قمار می کنند.
= پوک
۱. [تابعِ لُک] گُنده، ستبر، درشت: لُک وپُک.
۲. ناهموار.
۱. وزغ.
۲. قورباغه.
= پُتک
۱. دَم، نفس.
۲. دَم یا نفسی که به قلیان، چپق، یا سیگار می زنند.
* پک زدن: (مصدر لازم) دود سیگار یا قلیان یا چپق را با نفس به دهان کشیدن.
۱. = پوز
۲. ریخت و شکل کسی، ظاهر شخص.

پک در دانشنامه ویکی پدیا

پک
پک ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
پک (فیلم)
پک (یکا)
پک ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
پک (فیلم)
پک (یکا)
پک (به انگلیسی: Pack) فیلمی ترسناک محصول سال ۲۰۱۵ استرالیا به کارگردانی نیک رابرستون و بر اساس فیلمنامه ای از اوان راندال گرین است. برای افراد زیر ۱۶ سال توصیه نمیشود.
داستان فیلم در مورد یک کشاورز و خانواده اش می باشد که می بایست برای بقا در مقابل گروهی از سگ های وحشی که خانهٔ آن ها را محاصره کرده اند، مقاومت کنند، اما طولی نمی کشد که این درگیری های خون آلودی اتفاق می افتد و راه آن ها برای زنده ماندن سخت تر می شود …
غورباغه
پک(به انگلیسی: Peck) یکی از یکاهای امپریال و یکاهای مرسوم در ایالات متحده حجم خشک است که معادل ۲ گالون یا هشت کوارت خشک یا ۱۶ پینت خشک (۷٫۶ لیتر) است. دو پک معادل یک کنینگ و ۴ پک معادل یک بوشل است. هر چند دیگر زیاد مورد استفاده نیست، تولیداتی مثل سیب هنوز، بطور مرسوم با پک فروخته می شوند.
کنینگ
گالون
کوارت
بوشل
در اسکاتلند، پک تا زمان معرفی یکاهای امپریال به عنوان نتیجه پیمان نامه وزنها و اندازه گیریهای سال ۱۸۲۴ به عنوان یکای اندازه گیری جرم خشک استفاده می شد. پک معادل ۹ لیتی (۱٫۹۸ mp gal) است (زمان اندازه گیری غلات معینی، مثل گندم، جو، جو دو سر و مالت). یک فیرلات معادل ۴ پک بود و پک معادل ۴ لیپی یا فریت بود.
پک(به انگلیسی: Peck) شهری در شهرستان نزپرس ایالت آیداهو است که جمعیت آن در سرشماری سال ۲۰۱۰ میلادی ۱۹۷ نفر بوده است.
فهرست شهرهای آیداهو
موقعیت جغرافیایی شهرها و مناطق اطراف به شرح زیر است:
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

پک در دانشنامه آزاد پارسی

پِک (peck)
یکای قدیمی اندازه گیری اجسام خشک، برابر با هشت کوارتیا۴/۱ بوشل (۹.۰۰۲ لیتر).

پک در جدول کلمات

سریالی از بی بی سی ساخته مارتین کمپبل با بازی باب پک | جوان ولی و جودان بیکر
لبه تاریکی

پک را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مسعود
پک به معنی تند و تیز میباشد مثلا اسم بابک درست نیست پاپک درست است به معنی تیز پا و کسی که سریع و چابک میباشد
حسن خطیر
کم ژرف،کم عمق[دزفولی]
مهناز شریفی
پک دانش آموزی: منظور بسته ی کامل و جامع از وسایل مورد نیاز دانش آموز که در یک جعبه یا بسته گذاشته شده باشد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی پک   • پک یعنی چه   • پک بسته بندی   • شرینک پک   • پک چیست   • پک مشروب   • پک سیگار   • پک گاو   • مفهوم پک   • تعریف پک   • معرفی پک   • پک یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی پک
کلمه : پک
اشتباه تایپی : ~;
آوا : pok
نقش : بن حال
عکس پک : در گوگل

آیا معنی پک مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )