لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱- شخصی را گویند که پیوسته لباس خود را ضایع کند و چرکن و ملوث گرداند . ۲- شلخته پنتی دنس پلشت قذر. ۳- قبیح مستهجن خبیث . ۴- چرک .
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. کسی که تن و لباس خود را همیشه چرک و کثیف نگاه دارد.
گویش مازنی
جدول کلمات
پیشنهاد کاربران
درست میفرمایید
این هم زبان های دیگر ایران که بسیار کلاسیک و نیرومند هستند مانند کردی و لری و مازنی را میشکند، هم گویش های اصیل فارسی، که به خدا بعضی هایشان نمی دانند چقدر به فارسی میانه و فارسی اصیل فردوسی و رودکی و فرخی نزدیکند را آلوده و آلوده تر میکند. حقیقتا اعصاب خردکن است که همه ایران میگویند ستاندن یا اسوندن یا چیزی چون این ( در کردی و لری و لهجه اصفهان و یزد و شیراز که رایج است. ) ولی زبان رسمی میگوید اخذ کردن! همه میگویند هِشتن/هلیدن، زبان رسمی میگوید قرار دادن، باز صد رحمت به تلویزیونی ها، منبرهای مملکت و دادگستری که کلا ساخته شده اند از چیزهای ناآشنا و واژگان عجیب استفاده کنند که هر ایرانی ای که یکبار سر و کارش به دادگستری خورده و نامه ای گرفته باشد میداند عملا برای دریافتن آن باید یک مترجم برایش باز بگوید!
... [مشاهده متن کامل]
چی میتوان گفت فعلا که همین است.
این هم زبان های دیگر ایران که بسیار کلاسیک و نیرومند هستند مانند کردی و لری و مازنی را میشکند، هم گویش های اصیل فارسی، که به خدا بعضی هایشان نمی دانند چقدر به فارسی میانه و فارسی اصیل فردوسی و رودکی و فرخی نزدیکند را آلوده و آلوده تر میکند. حقیقتا اعصاب خردکن است که همه ایران میگویند ستاندن یا اسوندن یا چیزی چون این ( در کردی و لری و لهجه اصفهان و یزد و شیراز که رایج است. ) ولی زبان رسمی میگوید اخذ کردن! همه میگویند هِشتن/هلیدن، زبان رسمی میگوید قرار دادن، باز صد رحمت به تلویزیونی ها، منبرهای مملکت و دادگستری که کلا ساخته شده اند از چیزهای ناآشنا و واژگان عجیب استفاده کنند که هر ایرانی ای که یکبار سر و کارش به دادگستری خورده و نامه ای گرفته باشد میداند عملا برای دریافتن آن باید یک مترجم برایش باز بگوید!
... [مشاهده متن کامل]
چی میتوان گفت فعلا که همین است.
در پاسخ به کاربر hoseyn. افسوسمندانه زبان رسمی پیرو گویش تهرانی شده، بجای اینکه گویشها پیرو زبان رسمی باشند، که بکاربری واژه هایی که در همه گویشهای ایران رایج اند را نمی هلد ( اجازه نمی دهد ) . این و نوواژهراسی
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
ایرانیان افزون بر آن، ایرانیان را از بکارگیری واژه های ناآشنا، حتی اگر آن واژه تاریخچه ای کهن در پارسی بدارد، بازداشته است.
سیاست حقیقتا پَچُل است.
پَچُل در زبان ها و گویش های سراسر ایران به معنی آلوده است ( با توجه به کامنت های دوستان )
واژه کاربردی ای می تواند باشد، چرا زبان رسمی به این واژگان اصیل ایرانی علاقه نشان نمیدهد؟
پَچُل در زبان ها و گویش های سراسر ایران به معنی آلوده است ( با توجه به کامنت های دوستان )
واژه کاربردی ای می تواند باشد، چرا زبان رسمی به این واژگان اصیل ایرانی علاقه نشان نمیدهد؟
درگویش گوغر نیز به معنای چرکو است.
به زبان هرمزگانی یعنی کثیف بد بو
در گویش شیرازی هم یعنی شخص کثیف
pachel/ یا /chapel= به گویش مازنی به معنی شخص شلخته - شخص کثیف - شخص نامنظم - شخص به هم ریخته - شخصی با ظاهر کثیف و نامنظم
یک معنی مزاح گونه هم میده به افرادی که زیاد صمیمی باشی میگن
پَچه و در اغلب موارد پَچِل، آب بند ، واره، سدی که با گل جلوی آب جوب ومادی رو میبندن
پچل یعنی کثیف، آلوده، چرک
پچل pechal
به معنی کثیف بودن است که برای چیز کثیف بکار میرود، در گویش شهربابکی پچل پچول با هم بکار می رود وگاهی که کلمه ی پچل در مورد شخصی بکار می رود کنایه از خسیس بودن وی است ، آدم پچلی یه یعنی آدم گشنه ونون نخورکی هست ، مثلا میگن فلونی آدم پچلی یه، از گاش هم ، مرده سنگ، میگیره
به معنی کثیف بودن است که برای چیز کثیف بکار میرود، در گویش شهربابکی پچل پچول با هم بکار می رود وگاهی که کلمه ی پچل در مورد شخصی بکار می رود کنایه از خسیس بودن وی است ، آدم پچلی یه یعنی آدم گشنه ونون نخورکی هست ، مثلا میگن فلونی آدم پچلی یه، از گاش هم ، مرده سنگ، میگیره
در گویش یزدی به اشیاه، افراد و هر چیز کثیفی گفته میشود
کثیف
پچل در گویش جیرفتی یعنی کثیف پر چرک خسیی نجس خلاصش میشه پچل
پچل [اصطلاح عشایر]: کثیف
بی ناموس
در زبان کرمانی به پچل، کثیف می گویند
کلمه پچل در زبان قدیمی بوشهری ( سیراف ) ب معنی کثیف هست
پچل *پرچل*::کلمه لری بختیاری به معنی
کثیف
کثیف
کثیف، غیربهداشتی ( گویش محلی مردمان جنوب شرق فارس )
پچل در آباده به شئی یا مکان و خصوصاً افرادبسیار کثیف پچل گفته می شود.
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢١)