برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1354 100 1

پوست کن

/pustkan/

معنی پوست کن در لغت نامه دهخدا

پوست کن.[ ک َ ] (نف مرکب ) سلاخ. کسی که در کشتارگاه از حیوان پوست کند. آنکه چرم از تن حیوانات کشته باز کند. || (ن مف مرکب ) دانه ٔ مغز از قشر جدا کرده.

معنی پوست کن به فارسی

پوست کن
( صفت )۱-کسی که در کشتارگاه پوست حیوانات رابکندسلاخ . ۲- ( صفت ) دان. مغز از قشر جدا کرده .
[debarker, barker] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] دستگاه جداکنندۀ پوست درخت یا گِرده بینه
[barking drum,drum debarker, drum barker] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] نوعی پوست کَن به شکل غلتکی بزرگ که در هنگام چرخش، بینه ها درون آن میغلتند و براثر اصطکاک پوست آنها کنده میشود متـ . پوست کَن چرخان rotary barker
[bag barker, pocket barker] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] نوعی پوست کن مکانیکی شامل محفظه ای با دیواره های متحرک که در نتیجۀ اصطکاک آنها با درخت پوست از ساقه جدا میشود

معنی پوست کن در فرهنگ فارسی عمید

پوست کن
کسی که در کشتارگاه پوست حیوانات را می کَنَد، سلاخ.

پوست کن در جدول کلمات

معنی پوست کن به انگلیسی

skinner (اسم)
گول زن ، پوست فروش ، قاطرچی ، پوست کن
stripper (اسم)
پوست کن ، کسیکه رقص برهنه میکند

پوست کن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• پوست کن در جدول   • پوست کن میراکل   • پوست کن برقی   • پوست کن سیب زمینی   • انواع پوست کن   • دستگاه پوست کن پرتقال   • نام دیگر پوست کن   • پوست کن برقی میوه   • معنی پوست کن   • مفهوم پوست کن   • تعریف پوست کن   • معرفی پوست کن   • پوست کن چیست   • پوست کن یعنی چی   • پوست کن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پوست کن
کلمه : پوست کن
اشتباه تایپی : ~,sj ;k
آوا : pustkan
نقش : اسم
عکس پوست کن : در گوگل

آیا معنی پوست کن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )