برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1568 100 1
شبکه مترجمین ایران

پس انداختن

معنی پس انداختن در لغت نامه دهخدا

پس انداختن. [ پ َ اَ ت َ ] (مص مرکب ) تعویق. تأخیر. تَلکﱡؤ. || قسطی از دین را بموعد ندادن. ||... زن ، حیض را دیر کردن. || در تداول عوام ، بلغت اهریمنی ، زادن. زائیدن. تولید کردن : سه بچه پس انداخته است. سه تا کره پس انداخته است.

معنی پس انداختن به فارسی

پس انداختن
( مصدر ) ۱- تاخیر کردن بتعویق انداختن . ۲- قسطی از دین را بموعد ندادن. ۳- بتاخیر افتادن حیض در زن . ۴- تولید فرزند کردن ( در مورد توهین بکار رود ) تولید مثل کردن : سه بچه پس انداخته .

معنی پس انداختن در فرهنگ معین

پس انداختن
(پَ. اَ تَ) (مص م .) ۱ - تأخیر کردن . ۲ - پس انداز کردن . ۳ - (عا.) کنایه از: بچه به دنیا آوردن .

معنی پس انداختن به انگلیسی

save (فعل)
اندوختن ، نگاه داشتن ، پس انداز کردن ، نجارت دادن ، رهایی بخشیدن ، پس انداختن
spring off (فعل)
پس انداختن

پس انداختن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی پس انداختن   • مفهوم پس انداختن   • تعریف پس انداختن   • معرفی پس انداختن   • پس انداختن چیست   • پس انداختن یعنی چی   • پس انداختن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پس انداختن

کلمه : پس انداختن
اشتباه تایپی : ~s hknhojk
عکس پس انداختن : در گوگل

آیا معنی پس انداختن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )